جنگ دوم قرهباغ که در پاییز سال ۲۰۲۰ بین آذربایجان و ارمنستان رخ داد، پیامدهای عمیقی برای منطقه قفقاز، ایران و ارمنستان به همراه داشت و فرصتی را برای بازیگران خارجی مانند ترکیه و اسرائیل فراهم کرد تا نفوذ خود را در منطقه افزایش دهند. در این میان، کشور ترکیه به عنوان حامی اصلی آذربایجان، نقش مهمی در پیروزی آذربایجان در جنگ با ارمنستان ایفا کرد اما روسیه رویکردی متفاوت تری در قبال این جنگ اتخاذ کرد. این کشور با وجود توانایی، برای جلوگیری از جنگ یا پایان دادن به آن زودتر اقدام نکرد چرا که روسیه منافع خاص خود را در قفقاز دارد و نمیخواهد به طور کامل روابط خود را با هیچ یک از طرفین درگیر در جنگ به خطر اندازد. به منظور بررسی روابط سیاسی و اقتصادی ایران و ارمنستان و همچنین تاثیرات امنیتی جنگ دوم قرهباغ بر منطقه، گفتگویی با دکتر گاریک میساکیان، متخصص برجستهای در روابط ایران و ارمنستان و تاریخ قفقاز انجام دادهایم که در ادامه میخوانید.
گفتگوی اختصاصی آوا دیپلماتیک با گاریک میساکیان، استاد تاریخ و ایرانشناسی در دانشگاه دولتی ایروان
بعد از جنگ دوم قرهباغ، چه تحولاتی در روابط ایران و ارمنستان رخ داده است و این تحولات چه علل و پیامدهایی داشتهاند؟
در زمان استقلال ارمنستان در اوایل دهه نود میلادی، ایران یکی از اولین کشورهایی بود که ارمنستان را به رسمیت شناخت. ما همیشه روابط دوستانه و رو به رشدی با یکدیگر داشته ایم.
ما دو کشور همسایه در شرق و غرب داریم که با آنها هم مشکلات سیاسی و هم مشکلات نظامی داریم ولی ایران یکی از معدود کشورهای منطقه است که ما در طول سالها هیچ مشکلی با هم نداشته ایم و روابط ما دوستانه بوده است.
همانطور که در گذشته گفته شده و هم اکنون نیز بر آن تاکید می شود ما از همه ظرفیت های همکاری بین دو کشور استفاده نکرده ایم. برای بهرهبرداری از این ظرفیتها، توجه به شرایط موجود که به دو دوران قبل و بعد از جنگ اخیر قرهباغ تقسیم میشود، ضروری است.
ایران به قفقاز قبل از جنگ قره باغ، به عنوان حیاط خلوت روسیه نگاه می کرد و به همین دلیل در قفقاز حضور آنچنانی نداشت چون از طرف روسیه هیچ تهدیدی را احساس نمی کرد. همینطور کشورهای فرامنطقه ای هم فعالیت زیادی در قفقاز نداشتند تا اینکه در جنگ روسیه و گرجستان شاهد دخالت کشورهای فرامنطقه ای بودیم.
بعد از جنگ قره باغ همانطور که ما منطقه قره باغ را از دست دادیم، ایران نیز یک مرز امن را از دست داد چون ایران قبل از جنگ قره باغ به جز مرز با ارمنستان، یک مرز ناشناخته ای هم با قره باغ کوهستانی یا آرتساخ داشت که در واقع یکی از امن ترین مرزهای ایران بود که هیچ تهدیدی از آن طرف احساس نمی شد.
پس از جنگ، با مشاهده تحليلهای صورت گرفته در مورد ایران و همچنین بررسی واقعیتهای میدانی، میتوان به وجود مشکلاتی برای ایران پی برد. این مشکلات از جمله نفوذ اسرائیل است که در مطبوعات ایران نیز به کرات به آن اشاره میشود، و همچنین مباحثی مانند “روستاهای هوشمند” و موضوعاتی از این دست.
ایران پس از جنگ، با احساس این خطر، روابط خود با ارمنستان را تا حدودی بهروز کرد؛ به این معنا که ایران نیز تمایل آشکار خود را برای گسترش روابط با ارمنستان نشان داد و مذاکرات پیرامون روابط اقتصادی دو کشور نیز افزایش یافت.
در دوره آقای ظهوری و آقای سبحانی سفرای ایران در ارمنستان، صحبتهایی مبنی بر افزایش مبادلات تجاری تا سه میلیارد دلار مطرح شده بود. همچنین از به روزرسانی زیرساختهای شمال به جنوب صحبت به میان آمده بود. در واقع، پس از احساس خطر از سوی ایران، این روابط تا حدی رو به گسترش رفت.
در ادامه، مشکلات ژئوپلیتیکی پدیدار شدند که منافع هر دو کشور را به هم گره زدند. یکی از آنها همان به اصطلاح دالان زنگه زور است که هم برای ارمنستان و هم برای ایران خطری بزرگ محسوب میشود. خوشبختانه، تلاشهایی از سوی طرفین انجام شد تا تمایل به گسترش روابط بین دو کشور افزایش یابد.
البته طبق ارزیابی من، هنوز از آن ظرفیتها به طور کامل استفاده نمیشود. سالها است که در مورد جاده شمال-جنوب صحبت میکنیم، اما ساخت آن به تازگی آغاز شده است. بخشی از مسیر قاپان را از دست دادیم که جایگزین شده است، اما آن راه از ظرفیت لازم برای تجارت دو کشور برخوردار نیست. در حال حاضر، مشکلاتی در راههای مواصلاتی بین ارمنستان و گرجستان در شمال ارمنستان به وجود آمده است. سیل در منطقه لوری، یک مسیر را از بین برده است و در حال حاضر، تنها یک مسیر ارتباطی با گرجستان باقی مانده است و آن هم جاده شمال-جنوب است که از استان شیراک ارمنستان می گزارد.
برای تکمیل کریدور جادهای بین دو کشور، چه تعداد جاده جدید در ارمنستان باید احداث شود و چه اقداماتی برای تکمیل آنها باید انجام شود؟
چند جاده باید احداث شود اما ساخت جاده سیونیک که یکی از شرکت های ایرانی در مناقصه آن برنده شده است، حداقل سه تا پنج سال طول خواهد کشید تا به اتمام برسد.
در شمال ارمنستان، بخش عمدهای از جاده شمال به جنوب تقریباً به اتمام رسیده و به گرجستان متصل شده است. در مورد منطقهی تاووش گفته می شود که آنجا یکی از بخش های جاده ای را از دست می دهیم و باید یک جاده جایگزین احداث شود. به هر حال مشکلات زیرساختی موجود در جادههای ارمنستان باید در حداقل زمان ممکن برطرف شوند و جاده شمال به جنوب که خلیج فارس را به دریای سیاه متصل میکند، اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی زیادی برای ارمنستان دارد و گفته میشود که هند نیز قصد دارد در این پروژه مشارکت کند.
با توجه به تحولات اخیر در منطقه قفقاز، احتمال تداوم و تحقق پروژه زنگهزور چقدر است؟ آیا ادامه جنگ یا حملات بعدی از سوی آذربایجان محتمل است؟
با کمی احتیاط در پیشبینیها، میتوان گفت که از صحبتهای مقامات ترکیه و آذربایجان، از جمله رئیس جمهور آذربایجان و همچنین مباحث مطرح شده در شورای امنیت ملی ترکیه، چنین استنباط میشود که این کشورها همچنان خواهان اجرای پروژه مذکور هستند. با این حال، دو مانع عمده بر سر راه آنها وجود دارد یکی اینکه ایران به طور قاطع اعلام کرده است که با اجرای این پروژه مخالف است و ارمنستان هم گفته است که با کریدور زنگه زور موافق نیست.
طرح پیشنهادی برای چهارراه صلح ارائه شده است، اما ماهیت دقیق آن هنوز مشخص نیست. با این وجود، ارمنستان همچنان مانع از اجرای کریدور زنگه زور میشود. روسیه نیز تاکنون موضع خود را به طور صریح اعلام نکرده است. اوضاع میدانی نشان میدهد که روسیه نیز تمایل چندانی به ایجاد کریدور زنگه زور ندارد.
پیشبینی آینده این طرح دشوار است، اما از نظر امنیتی، این کریدور نباید عملی شود. اگر آذربایجان بخواهد از طریق حمله نظامی این مشکل را حل کند، به نظر من به دلیل وجود ایران، جرئت چنین اقدامی را نخواهد داشت. بعید به نظر میرسد که آذربایجان بخواهد در مرز ایران درگیر جنگ شود.
اگر آذربایجان بخواهد جنگی راه بیاندازد، در ناحیهای شمالیتر، مانند منطقه گوریس در ارمنستان خواهد بود. حتی در این حالت، برای آذربایجان چنین حمله ای مشکل خواهد بود زیرا ارمنستان و متحدان آن واکنش نشان می دهند.
آیا میتوان گفت که روسیه در خلال جنگ اخیر قرهباغ، ارمنستان را به طور کامل تنها گذاشت؟
کسانی که این ادعا را مطرح میکنند، در واقع به یک نظریه توطئه اشاره دارند. البته در جنگ قره باغ، آذربایجان به خوبی از وضعیت ژئوپلیتیکی موجود در منطقه استفاده کرد، زیرا روسیه درگیر جنگ اوکراین، ایران درگیر مسائل خود و آمریکا در حال برگزاری انتخابات بود. علاوه بر این، دولت آقای روحانی در ایران، که به بهبود اقتصاد کشور تمرکز داشت، روابط اقتصادی خوبی با باکو برقرار کرده بود. بنابراین، آذربایجان از چندین بعد منطقهای بهره برد و توانست در جنگ پیروز شود. همچنین ما دیدیم که مقامات بلندپایه ایران به مناسبت تسلط آذربایجان بر منطقه قرهباغ به این کشور تبریک گفتند. این امر نشاندهنده آن است که آذربایجان توانست از شرایط ژئوپلیتیکی موجود به نفع خود بهرهبرداری کند. پیش از آن نیز در روابط ایران با ارمنستان بر سر موضوع سفارت اسرائیل اختلافاتی وجود داشت. همچنین در آن موقع روابط ارمنستان با روسیه و فرانسه نیز با چالشهایی روبرو بود. مجموع این عوامل به نفع باکو در این جنگ عمل کرد.
تا چه اندازه افتتاح سفارت ارمنستان در اسرائیل پیش از جنگ قرهباغ بر روابط ایران و ارمنستان تاثیر گذاشت؟
قبل از جنگ قرهباغ (آرتساخ)، افتتاح سفارت ارمنستان در اسرائیل موضوعی بحثبرانگیز بود. برخی از بخشهای دولتی ایران در آن زمان به این خبر واکنش تندی نشان دادند، با وجود اینکه بعضی از کشورهای همسایه ایران سفارتخانه در اسرائیل داشتند روابط تنگاتنگی با اسرائیل برقرار کردند. این موضوع تا حدی روابط ایران و ارمنستان را پیش از شروع جنگ، تحت تاثیر قرار داده بود.
بعد از جنگ، این نظریه در ایران وجود داشت که اگر جنگ آذربایجان و ارمنستان به پایان برسد و آذربایجان بتواند آرتساخ را تصرف کند، صلح در منطقه برقرار خواهد شد و خطر جنگ در مرزهای ایران به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت اما وقایع بعدی نشان داد که این تصور کاملاً اشتباه بود. چرا که پس از آن جنگ، تهدید علیه ارمنستان و ایران به طور قابل توجهی افزایش یافت. موضوعاتی مانند دالان زنگه زور، توسعهطلبی ترکیه و حضور پررنگتر اسرائیل در منطقه، نشاندهنده اشتباه بودن این پیشبینی از سوی ایران بود.
روابط کنونی ارمنستان و اسرائیل چگونه است و این روابط چه تاثیراتی بر تعاملات ارمنستان با ایران دارد؟
در واقع، ارمنستان تقریباً هیچگاه روابط خیلی خوبی با اسرائیل نداشته است. این کشور همواره روابط خود با ایران را از روابط با اسرائیل مهمتر دانسته و این رویکرد تا به امروز نیز ادامه دارد.
همینطور در مورد اورشلیم و کلیسای ارمنیان در آن شهر، اختلافاتی بین دو طرف وجود دارد که نشاندهنده عدم وجود روابط گرم و صمیمی ارمنستان و اسرائیل است.
در مقایسه با روابط اسرائیل با باکو یا گرجستان، ما سطح پایینی از تعامل با اسرائیل را داریم. ما صرفا یک رابطه اقتصادی با اسرائیل برقرار کردهایم که برای ارمنستان اهمیت چندانی ندارد، چرا که حجم تجارت ما با هم قابل توجه نیست.
در گذشته، حدود پنج تا شش سال پیش، صحبتهایی مبنی بر خرید پهپاد از اسرائیل مطرح شده بود، که آن هم عملی نشد. به طور خلاصه، میتوان گفت که روابط ارمنستان و اسرائیل در حال حاضر نزدیک نیست.
چه عواملی باعث شده است تا سطح روابط اقتصادی ایران و ارمنستان در گذشته به اندازه امروز نباشد و چه عواملی به افزایش روابط اقتصادی بین این دو کشور و اتحادیه اقتصادی اوراسیا کمک کرده است؟
در واقع، اگر به سالهای قبل بازگردیم، شاهد تعاملات کمتری بین دو طرف بودیم. ایران نیز به طور فعالانه برای ارتقای روابط اقتصادی خود با ارمنستان تلاش نمیکرد و راههای شمالی ایران از خاک آذربایجان، ارمنستان و ترکیه عبور میکردند و ایران هم در آن دوره آنچنان مشکلاتی نداشت و به همین دلیل تمایل ایران برای گسترش روابط با ارمنستان در آن زمان به اندازه امروز نبود. روسیه در آن منطقه حضوری فعال داشت. ورود ما به بازار اوراسیا وابستگی اقتصادی ما به روسیه را افزایش داد. با میانجیگری ارمنستان، نزدیکی اقتصادی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا آغاز شد و در نهایت توافق تجارت آزاد ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا به امضا رسید.
علاوه بر مشکلات ژئوپلیتیکی، موانعی در زمینه سرمایهگذاری در احداث جادهها وجود دارد، به طوری که در بازپرداخت وامهای دریافتی تأخیر به وجود آمده است. به عبارت سادهتر، هر دو کشور تا حدی دیر به اهمیت این موضوع پی بردند. وقوع جنگ قره باغ و از دست رفتن بخشی از خاک ارمنستان، بار دیگر اهمیت مرز مشترک ایران و ارمنستان را آشکار ساخت. به هر حال این روابط اقتصادی هنوز به ظرفیت کامل خود نرسیده است. اگر تکمیل این جادهها به سرعت انجام شود و ایران بتواند حملونقل شمالی خود را به سمت ارمنستان افزایش دهد، این امر از نظر اقتصادی و ژئوپلیتیکی بسیار به نفع دو کشور خواهد بود.
با افتتاح کنسولگری ایران در منطقه سیونیک، اهمیت این منطقه به مراتب بیشتر میشود. این امر نشاندهنده اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه است و عملاً دست ایران را در روابطش با کشورهای شمالی مانند گرجستان، آذربایجان و ترکیه بازتر میکند و وابستگی ایران به ترکیه در زمینه حملونقل را کاهش میدهد.
بازگشایی کنسولگری ارمنستان در تبریز از چه اهمیتی برخوردار است؟ این اقدام چه تأثیری بر گسترش روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین دو کشور خواهد داشت؟
بسیار حائز اهمیت بود که بالاخره تصمیم به بازگشایی کنسولگری گرفته شد. پیش از این نیز این موضوع مطرح شده بود؛ هم پس از افتتاح کنسولگری ایران در قاپان و هم به دلیل وضعیتی که در زمان جنگ به وجود آمده بود.
این امر زمینه ای برای گسترش روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ارمنستان با ایران و به خصوص مناطق شمالی آن، از جمله استان های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی فراهم می کند. آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی به عنوان دو منطقه مهم اقتصادی ایران، از این اقدام به طور قطع بهره مند خواهند شد.
آیا سرکنسول جدید ارمنستان در تبریز تعیین شده است؟
موضوع راهاندازی کنسولگری نهایی شده، ولی تاکنون سرکنسول معرفی نشده است.
تبریز شهری است که حضور یک دیپلمات کارآزموده در آن ضروری است. فردی که شناخت کافی از ایران داشته باشد تا بتواند با آذری های تبریز و مقامات تهران تعامل سازندهای برقرار کند.
تبریز از نظر ژئوپلیتیکی منطقهای بسیار مهم است و به عنوان چهارراه مواصلاتی ترکیه، آذربایجان، ارمنستان و کردستان عراق، نقشی کلیدی ایفا میکند.
تا چه حد میتوان گفت که رویکرد آقای پاشینیان در واگذاری روستاهای مورد مناقشه به فرآیند تنشزدایی و صلح با آذربایجان کمک کرده است؟
در داخل کشور شاهد اعتراضات هستیم و تاکنون دولت نتوانسته است دستاوردهای این اقدام را به طور شفاف و قابل فهم برای مردم توضیح دهد.
صحبتهای رئیس جمهور باکو که از زبان ترکیه بیان میشود، نشاندهنده عدم تمایل جدی به صلح است.
پس از تصرف کامل قرهباغ، آنها خواستههای جدیدی مطرح کردهاند و بخشی از خاک ارمنستان را نیز تحت اشغال خود درآوردهاند. علاوه بر این، چند منطقه دیگر در نزدیکی جرموک و دریاچه سوان نیز همچنان در تصرف آنها باقی مانده است.
در واقع اظهارت مقامات آذربایجان، تنشها را بیشتر میکند. به عنوان مثال، آنها سازمانهایی را در باکو افتتاح کردهاند و نام جعلی “آذربایجان غربی” را برای ارمنستان انتخاب کرده اند، با وجود اینکه خود آذربایجان سابقه تاریخی قابل توجهی ندارد، برای خود یک بخش غربی نیز درست کردهاند.
آنها اسامی مکانهای جغرافیایی ارمنستان را به ترکی تغییر میدهند. این امر نشاندهندهی آن است که این کشور از سیاست توسعهطلبی خود عقبنشینی نمیکند. در مورد بحث کریدور زنگهزور نیز، آذربایجان عقبنشینی نکرده و دائماً ارمنستان را تهدید میکند. از طرف دیگر، با هر عقبنشینی دولت ارمنستان، طمع آذربایجان بیشتر میشود.
اگر بخواهیم دستاوردهایمان را تاکنون بررسی کنیم، باید بگوییم که فعلاً دستاورد قابلتوجهی به دست نیامده است. گفته میشد که قرار است یک قرارداد صلح امضا شود، اما ماهیت آن هنوز مشخص نیست. شرایط فعلی نشان میدهد که هر دو موضوع (اشغال قرهباغ و کریدور زنگهزور) به نفع ارمنستان پیش نمیرود.
دلایل عدم مداخله مستقیم روسیه در جنگ دوم قرهباغ چه بود؟
از نظر ژئوپلیتیک، به نظر میرسد روسها جنگ اوکراین را در نظر داشتند و تمایلی به ورود به جنگی دیگر نداشتند. آنها تصور میکردند که ارمنستان میتواند بخشی از قرهباغ را حفظ کند، اما آذربایجان با توسل به زور کل منطقه را تصرف کرد.
تا چه حد میتوان گفت که اشتباه محاسباتی روسیه در مورد پیشروی نظامی آذربایجان، یکی از دلایل عدم ورود مستقیم این کشور به جنگ قرهباغ بود؟
به نظر من، اینطور است، اما کشوری که امپراتوری است باید این پیشبینی را میکرد. البته روسیه برای سالهای متمادی اولین و مهمترین متحد استراتژیک ارمنستان بوده و نباید در برخی موارد به خاطر جنگ اوکراین عقبنشینی میکرد، زیرا کشوری بزرگ مانند روسیه میتواند در دو یا سه جبهه به طور همزمان بجنگد.
مشکلات و سوالات زیادی در رابطه ارمنستان با روسیه وجود دارد. کشورهای غربی نیز به خوبی از این اشتباهات روسیه استفاده کردند و نفوذ خود را هم در فضای عمومی و هم در دولت ارمنستان بیشتر کردند و نقش روسیه را کمرنگتر نمودند.
اکثر مردم ارمنستان امروزه ایران را، نه روسیه و غرب را، به عنوان یکی از متحدان اصلی خود میدانند. در واقع این اشتباهات روسیه بود که زمینهساز این وضعیت شد.
البته روسیه آنطور که گفته میشود پشت ارمنستان را خالی نکرد، اما در برخی موارد حمایت لازم را نیز نکرد. در این مسیر، ارمنستان و روسیه مرتکب اشتباهاتی شدند.
نقش و تأثیرگذاری کشورهای خارجی در تشدید تنشها و وقوع جنگ دوم قرهباغ بین آذربایجان و ارمنستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در واقع، تنش بین ارمنستان و آذربایجان هیچگاه از دخالتهای کشورهای دیگر جدا نبوده است. در جریان جنگ اول قرهباغ، اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران، نیز میانجیگری کرد. بعد از آن، روسیه، فرانسه و آمریکا وارد عمل شدند و برای مذاکره میان آذربایجان و ارمنستان گروه مینسک را تشکیل دادند.
در طول جنگ اخیر قرباغ، شاهد دخالت مستقیم نظامی ترکیه بودیم، به گونهای که تقریباً به کل ارتش آذربایجان با تسلیحات اسرائیلی کمک رسانی کرد.
پس از جنگ نیز، نقش آفرینی کشورهای فرامنطقهای، به ویژه اسرائیل، در آذربایجان پررنگتر شده و نقش ترکیه نیز در این کشور به طور قابل توجهی افزایش یافته است. می توان گفت که ترکیه در هیچ دوره ای تا به این اندازه در آذربایجان نفوذ و قدرت نداشته است همینطور نقش روسیه پس از خروج صلح بانانش از منطقه کمرنگ تر شده است. با وجود اینکه این کشور همچنان پایگاه نظامی در ارمنستان دارد، نفوذ و قدرت آن در مقایسه با ده سال پیش به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
نقش کشورهای غربی، بهویژه ایالات متحده و فرانسه، در ارمنستان پررنگتر شده است البته ما همیشه با فرانسه رابطه خوبی داشته ایم و یک جامعه خیلی قوی دیاسپورا ارمنستانی در فرانسه حضور دارند.
ایران نیز با اتخاذ سیاستی که به آن اشاره کردم، فعالتر شده است. یکی از چالشهای ایران، حفظ نفوذ خود در منطقه است. البته این مشکل در قبال ارمنستان وجود ندارد، چرا که ارمنستان همسایهای محبوب برای ایران محسوب میشود.
اهمیت مرز با ایران را به خوبی حس میکنیم. در زمان جنگ نیز تنها این مرز باز بود و حتی گرجستان هم مرز خود با ما را بسته بود.
در روابط ایران و آذربایجان شاهد بحرانهای پیاپی بودهایم که نشان میدهد باکو در آینده نزدیک تمایلی به صلح ندارد. پس از جنگ قرهباغ، بحثهایی پیرامون آذربایجان غربی مطرح شده و این موضوع در رسانههای آذربایجان، از جمله تلویزیون دولتی این کشور، به طور گسترده انعکاس یافته است. همچنین، بحثهایی در این زمینه در مطبوعات ایران نیز وجود داشته است. این تحولات نشان میدهد که آذربایجان در حال حاضر برنامههای گستردهتری در منطقه دارد که به نظر نمیرسد با صلح و ثبات در منطقه همسو باشد.
چرا آمریکا در جنگ دوم قرهباغ دخالت نکرد و لابیهای ارمنی و آذربایجانی در آمریکا و روسیه چگونه بر این جنگ تأثیر گذاشتند؟
یکی از دلایل عدم دخالت آمریکا، ریاست جمهوری دونالد ترامپ بود. عامل دیگر، نقش پررنگ یهودیان آمریکا و اسرائیل بود که حتی باکو از آن بهره میبرد. لابی یهودی در آن زمان با متحد اسرائیلی خود، یعنی باکو، همکاری میکرد. لابی ارمنی در آمریکا نیز بیکار ننشست و با قدرت برای ارمنستان و همچنین در روابط ایران و آمریکا از طریق نفوذ خود فعالیت داشته است.
با این حال، وضعیت ژئوپلیتیکی به گونهای بود که ارمنستان در آن زمان متحد روسیه بود و پس از پاشینیان، شکافی بین دیاسپورا و دولت ارمنستان پدید آمد. این شکاف به همراه اشتباهات پیاپی، قدرت لابی ارمنی را به دلیل فقدان حمایت دولتی تضعیف کرد. در داخل روسیه نیز، با وجود لابی قوی که داشتیم، به دلیل عدم حمایت کافی دولت ارمنستان، لابی آذربایجان توانست در زمان جنگ قدرتمندتر عمل کرد.
با توجه به وجود شکاف بین دیاسپورا و دولت ارمنستان، چه سناریوهایی برای آینده این رابطه میتوان در نظر گرفت؟ آیا امکان ترمیم این شکاف در انتخابات آتی وجود دارد یا روند کنونی ادامه خواهد یافت؟
وضعیت داخلی ارمنستان به مراتب پیچیدهتر است، زیرا دولت فعلی ارمنستان محبوبیت پیشین خود را از دست داده و دولتهای قبلی از محبوبیت چندانی برخوردار نیستند. اگر به روسای جمهور پیشین نگاهی بیندازیم، هیچکدام در ارمنستان محبوبیت قابلتوجهی برخوردار نیستند.
حزب داشناکسوتیون که سابقهای دیرینه در ارمنستان دارد، فعلا آنقدر محبوبیت ندارد. دیاسپورای ارمنستان هم حول دو حزب ارمنی میچرخد: یکی هنچاکیان و دیگری داشناکسوتیون.
پیشبینی انتخابات آینده ارمنستان بسیار دشوار است. هماکنون در ارمنستان تظاهرات، جریانهای سیاسی و کشمکشهایی وجود دارد که اگر خواسته های آنان به نتیجه نرسند، به گمانم شاهد ظهور نیروهای سیاسی جدیدی در ارمنستان خواهیم بود که در انتخابات بعدی فعالتر خواهند بود.
تا انتخابات بعدی ارمنستان دو سال باقی مانده است. آیا این امید وجود دارد که پاشینیان تا آن زمان بتواند با آذربایجان به صلح برسد و موقعیت خود را تثبیت کند؟
با شناختی که از دو کشور ترکیه و آذربایجان در طول تاریخ داشته ایم، نسبت به صلح در منطقه چندان مطمئن نیستم.
تا زمانی که ارمنستان از موضع ضعف سخن میگوید، صلحی در کار نخواهد بود. این رویه باید تغییر کند. روابط ارمنستان با کشورهای منطقهای و فرامنطقهای باید بهبود پیدا کند. البته این نکته را هم باید مورد توجه داشت که روسیه، ایران و سایر کشورها میتوانند در کاهش تنشها و تعدیل خواستههای آذربایجان نقشآفرین باشند.
انتخاب مجدد ترامپ به عنوان رئیسجمهور آمریکا چه تأثیری بر تحولات منطقه، بهخصوص ارمنستان و ایران، خواهد داشت؟
پیچیدگیها بسیار بیشتر خواهند شد، هم برای ارمنستان و هم احتمالاً برای کل منطقه، از جمله ایران و روسیه. ترامپ در حال حاضر در دادگاه با اتهاماتی روبرو است و حکمی علیه او صادر شده که احتمال زندانی شدن او نیز وجود دارد. هنوز مشخص نیست که او دوباره انتخاب خواهد شد یا خیر. در صورت انتخاب مجدد ترامپ، با توجه به اقدامات او در دوره قبلی ریاست جمهوری، بهخصوص در قبال منطقه و روابط نزدیک او با اسرائیل، میتوان پیشبینی کرد که او رئیسجمهوری غیرقابل پیشبینی خواهد بود و مشکلاتی که به وجود خواهد آورد، احتمالاً در منطقه قفقاز نیز احساس خواهند شد.






