خانم بیندیا پریزنر، اهل شهر پارو در بوتان، کودکی پویا و هیجان انگیزی داشته است. همینطور تحصیل در مدرسه شبانه روزی و سپس تحصیلات عالی در هند و انگلیس، نقش چشمگیری در شکل گیری هویت مستقل او ایفا کرده اند. علاوه بر این، همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان گوناگون در بوتان، نگرش او به تکثرگرایی دینی را شکل داده است. وی معتقد است که در بوتان زنان همواره از جایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار بوده اند. آنها افرادی مستقل و توانمند هستند و در سطوح مختلف مدیریتی و سیاسی حضور فعال دارند؛ اما هنوز فرصتهای بسیاری برای نقشآفرینی وسیعتر آنها در فرآیندهای تصمیمگیری سیاسی وجود دارد.
گفتگوی اختصاصی آوا دیپلماتیک با خانم بیندیا پریزنر،
همسر هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در ایران و رئیس گروه همسران دیپلمات ها (DSG)
لطفاً بفرمایید که در کدام شهر متولد شدهاید و دوران کودکی و جوانی خود را چگونه گذراندهاید؟
من در پارو، شهر کوچکی در پادشاهی هیمالیایی بوتان (در خانه) متولد شدم زیرا در آن زمان هنوز بیمارستانی در منطقه ما ساخته نشده بود.
من در سن 3 سالگی به همراه خواهرم که آن زمان 7 ساله بود به مدرسه محلی روستایمان رفتیم. او مسئول مراقبت از من بود، بنابراین هر جا او می رفت، من هم می رفتم.
راستش من زیاد اهل درس نبودم و بیشتر به بازی کردن علاقه داشتم که این مسئله تاثیر مخربی روی خواهر بزرگتر من داشت چرا که من مدام به دردسر می افتادم و او بود که باید مرا نجات می داد.
می توانم بگویم که کودکی من در ایده آل ترین حالت خودش بود. والدینم معتقد بودند که دختران می توانند هر کاری را که پسران انجام می دهند، انجام دهند و بنابراین هیچ محدودیتی برایم قائل نشدند.
به عنوان مثال، وقتی پسرهای محله از بازی با توله خرسی که روزی توسط شاهزاده در جنگل در کنار جنازه خرس مادر پیدا شده بود و آن را به همراه یک مراقب به محله ما آورده بودند، می ترسیدند، من اغلب می رفتم و با آن بازی می کردم. واقعا کار جسورانه ای بود تا اینکه مادرم دیگر من را از این کار منع کرد چون آن خرس با بزرگ تر شدن، وحشی شده بود.
وقتی به سن 10 سالگی رسیدم، به دلیل کسب نمرات بالا در آزمون سراسری بوتان، به یک مدرسه شبانه روزی که دو روز با محل زندگی والدینم فاصله داشت، فرستاده شدم.
وقتی یاد گرفتم طی سفرهای اتوبوسی دو روزه که بخشی از آن از هند میگذشت، بین دو شهر رفت و آمد کنم، حس کردم دارم به سرعت بزرگ می شوم! این تجربه و این استقلال زودهنگام بعداً در تحصیلات دانشگاهیام در هند و نیز تحصیلاتم در دانشکده بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن به کمکم آمد.
چه کسانی در دوران نوجوانی بیشترین تأثیر را بر شما داشتند؟
مطمئناً والدینم! مادرم مثل ملکه زنبور عسل بود، زیرا همه چیز را در خانه مدیریت میکرد. او همچنین خیلی نوآور و ماجراجو بود. جمله معروف او به ما این بود: “شما در سرتان مغز و در پاهایتان کفش دارید و میتوانید پاهایتان را به هر سمتی که میخواهید بروید بچرخانید.”
پدرم که مردی مهربان و سخاوتمند بود، یک بار پس از اینکه در مدرسه دچار مشکل شدم (فکر کنم آن زمان حدودا یازده – دوازده ساله بودم)، به جای سرزنش من، به من گفت که ثروتمند نیست و نمیتواند زمین و مال به من بدهد. تنها چیزی که او میتوانست به من بدهد، اجازه گشودن درب های تحصیل به روی من بود. البته او نمی توانست من را مجبور به درس خواندن یا استفاده از آن فرصت ها بکند مگر آنکه خودم چنین چیزی را می خواستم. هرگز آن درس زندگی را فراموش نکردم!
موسیقی و رقصهای محلی در فرهنگ بوتان از چه جایگاهی برخوردار هستند؟
به مانند بسیاری از فرهنگ ها، در فرهنگ ما نیز موسیقی و رقص نقشی محوری ایفا می کنند. بخش عمده موسیقی و رقصهای ما مبتنی بر مذهب هستند، زیرا توسط راهبان بودایی که در دزونگها – قلعههای اداری – زندگی می کنند، اجرا می شوند.
این دزونگ ها سازههای عظیم قلعهمانند هستند که معمولاً در نقطه مرتفعی مانند قله کوه یا خط الراس آن ساخته می شوند و به طور سنتی در زمان خطر یا حمله به عنوان پناهگاه امن نیز عمل می کردند.
در کنار دولت سکولار، این دزونگ ها محل زندگی بدنه راهبان محلی نیز می باشند و بسیاری از رقصهای ما در طول جشنوارهها توسط آنها با حرکات خلسهمانند، پوشیدن ماسک و لباسهای رنگارنگ، با جنب و جوش زیاد و حرکات سریع اجرا می شوند. موسیقی رقص ها با شاخ های بلندی که استخوان حیوان در آن قرار دارد، شاخ های کوتاه، فلوت، سنج های غول پیکر و طبل اجرا می شوند.
علاوه بر این، هر مناسبت شادی اعم ازدواج و تولد، با آواز و رقص مردان و زنان در قالب موسیقی محلی جشن گرفته می شود که این اجرا می تواند بسته به مناطق مختلف کشور بسیار خاص و ویژه باشد.
مهمترین ارزشهای فرهنگی در جامعه بوتان چیست؟
جامعه بوتان عمدتا بودایی است و بودیسم به ما می آموزد که با همه موجودات زنده مهربان باشیم. هر موجودی، بزرگ یا کوچک، جایگاه و نقشی برای ایفا کردن دارد. بنابراین سخاوتمند بودن نسبت به موجوداتی که از شما ضعیف تر هستند، امری عادی تلقی می شود. عمل به دین، امری شخصی است و میزان هدایا و کمک های شما به صومعه ها، برای رفاه مردم و به طور کلی جهان، به خودتان بستگی دارد.
اکثر جمعیت کشور پیرو آیین بودا هستند و حدود 25 درصد هندو و اقلیت کوچکی نیز از مسیحیت وجود دارند. مناسبت هایی مانند لوسار (سال نو ما که بر اساس تقویم قمری است) و جشنوارههای بودایی مانند تولد و مرگ گوتاما بودا و سایر تاریخ های مهم و فرخنده که از زندگی راهبان و آموزگاران فرهیخته آیین بودا نشأت میگیرند، توسط همه جشن گرفته می شوند.
علاوه بر این، مردم جشنوارههای هندو مانند دیوالی – جشن نورها و داسهرا (پیروزی نیکی) را به مشابه هند و نپال جشن میگیرند. حتی اعضای خانواده سلطنتی از جمله پادشاه، در این جشنها شرکت می کنند و با رفتار خود نشان می دهند که همه ادیان جایگاه خود را دارند و ما می توانیم با اشتراک گذاری و همکاری با یکدیگر از تفاوتهایمان لذت ببریم.
نقش خانواده در فرهنگ بوتان چگونه تعریف میشود؟
خانواده هسته اصلی جامعه بوتان را تشکیل می دهد، زیرا به طور سنتی ما تمایل داشتیم در یک سیستم خانوادگی بزرگ و مشترک زندگی کنیم. اگر ازدواجها/روابط به نتیجه نرسد، هیچ انگ و بدنامی به زن/مرد یا فرزند وارد نمیشود چرا که خانواده بزرگ شما، شما را در خود جذب می کند و فرزند/فرزندان شما می توانند در میان بسیاری از عمو زاده ها، عمه زاده ها، دایی زاده ها، خاله زاده ها، داییها، عمو ها، خالهها، عمه ها و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بزرگ شوند. در جامعه مدرن شهرنشین ها، والدین با فرزندان خود زندگی می کنند، اما با این وجود، عضو یک خانواده بزرگ بودن هنوز هم یک ارزش است.
بخشهایی از بوتان دارای جامعه مادرتباری هستند که در آن بزرگ ترین دختر یا کوچک ترین دختر کل دارایی و ثروت والدین را به ارث می برد و همچنین مسئولیت مراقبت از والدین در دوران پیری بر عهده آنها است. در زبان ما ضربالمثلی وجود دارد که می گوید “دختران، دختران شما باقی می مانند، مهم نیست با چه کسی ازدواج کنند، اما پسران به راحتی می توانند متعلق به همسرانشان شوند.”
بنابراین، دختران تمایل دارند همسرانشان را به خانه خود بیاورند و پسران پس از ازدواج خانه والدین خود را به مقصد خانه دختر ترک می کنند. البته این موضوع با سیستم حقوقی مدرن در حال تغییر است که اکنون والدین را ملزم میکند دارایی خود را به طور مساوی بین همه فرزندان، صرف نظر از جنسیت، تقسیم کنند.
آیا در بوتان هنرهای دستی خاصی وجود دارد؟
بله، ما در کشور 13 نوع صنایع دستی خاص داریم که توسط دولت محافظت و ترویج می شوند. حتی مدارس و مراکز ویژه ای تأسیس شده اند که ساخت این صنایع دستی را آموزش می دهند و محصولاتشان را در داخل و خارج از کشور عرضه می کنند.
این صنایع دستی شامل بافندگی با انواع دستگاه های بافندگی، فلزکاری برنج و مس، مجسمه سازی سنگی، نجاری از جمله مجسمه سازی چوبی، تانکا (نقاشی مذهبی روی پارچه های نخی و ابریشمی)، گلدوزی، نقاشی های مذهبی، ساخت کفش های پارچه ای و نمدی، نقره سازی و ساخت جواهرات سنتی که معمولاً با لباسهای سنتی پوشیده می شوند، می باشد. ساخت این صنایع دستی زمان و مهارت زیادی می طلبد، بنابراین گران قیمت هستند.
معمولاً مهارت های مربوط به این صنایع دستی نسل به نسل در خانوادهها منتقل می شود، اما امروزه می توان این مهارتها را در مدارس و مراکز صنایع دستی نیز آموخت.
لباس ملی ما برای زنان “کیرا” (لباسی تمام قد از یک تکه پارچه مستطیلی 4 در 5 متر که دور بدن پیچیده می شود) و برای مردان “گو” (دامنی لباده مانند تا زانو شبیه به دامن اسکاتلندی) نام دارد که به شکل دست بافت برای تکمیل کل لباس استفاده می شود و از چندین تکه جداگانه تشکیل شده است. استفاده روزمره ما از این لباسها به حفظ و رونق صنعت بافندگی کمک می کند.
مذهب غالب در بوتان چیست و تا چه اندازه در زندگی مردم تاثیرگذار است؟
بودیسم با تار و پود جامعه بوتان درآمیخته است! کانسپت بودایی بر این باور است که موجودات ذیشعور وجود مستقلی ندارند، بلکه بخشی از شبکهای از روابط با تمام ابعاد طبیعت هستند. بوداییها واقعیت را دایره وار می دانند و زندگی انسان را تنها یک مرحله در چرخه ابدی تناسخ می شمارند. این امر رابطه ما را با محیط زیست تغییر می دهد، زیرا توسعه پایدار به نفع همه است. فلسفه اخلاق بودایی تعریفی از خوشبختی ارائه می دهد که بر اساس آن رفاه و خوشبختی ما از تعادل بین جنبه های معنوی و مادی زندگی حاصل می شود.
چگونه فناوریهای نوین بر فرهنگ و سبک زندگی مردم بوتان تأثیر گذاشتهاند؟
بوتان دیرتر وارد دنیای مدرنیته شد، به ویژه در خصوص تلویزیون و اینترنت که تازه در سال 1999 به طور رسمی در کشور معرفی شدند. از آن زمان، تلویزیون و اینترنت سبک زندگی مردم را به شدت تغییر داده اند و در عین حال مزایای زیادی را نیز به همراه داشته اند.
اکنون مردم در روستاهای دورافتاده به تلفن همراه و خدمات وایفای دسترسی دارند و این امر دسترسی سریع آنها به بازارها، بیمارستانها و اطلاعات جدید را فراهم میکند. از آن سو، عادات قدیمی دورهمیهای خانوادگی در بعد از ظهرها یا هنگام صرف غذا، نشستن دور آتش و غیره در حال از بین رفتن هستند. جوان ها نیز به خاطر فرصت هایی که در کشورهای غربی وجود دارد برای تحصیل و کار مهاجرت می کنند.
بوتان به عنوان یک کشور کوچک، نمی تواند جلوی پدیده فرار مغزها را بگیرد، ولی از آنجایی که خانواده هنوز نقش مهمی در خوشبختی یک فرد بوتانی ایفا می کند، بسیاری از آنها تمایل به بازگشت و سرمایه گذاری در کشور دارند.
نظام آموزشی بوتان چگونه به حفظ و ترویج فرهنگ ملی کمک میکند؟
سیستم آموزشی کشور در ابتدا بر اساس مدل هندی/انگلیسی بنا شد و معلمان از هند استخدام می شدند. به مرور زمان، مربیانی از کانادا، بریتانیا و استرالیا نیز به این سیستم کمک کردند. در همین حال، معلمان بوتانی در مؤسسات تربیت معلم در هند و مؤسسات محلی در بوتان آموزش دیدند و بسیاری نیز با مدرک کارشناسی ارشد در رشته آموزش از خارج از کشور بازگشته اند.
زبان آموزش، انگلیسی است که این امر برای بسیاری از بوتانیها دریچه ای به دنیای خارج فراهم کرده است. با این حال، یادگیری زبان ملی خودمان، دزونگخا، و تاریخ و جغرافیای کشور که به زبان محلی تدریس می شود، به همان اندازه مهم است. سایر زبانهایی که به طور گسترده در سراسر کشور صحبت میشوند شامل لوتسامخا (یا زبان جنوب) که نپالی است، و شارچوپخا (زبان شرق) می باشند.
آیا بوتان با چالشهایی در زمینه جهانیشدن و تأثیر آن بر فرهنگ محلی مواجه شده است؟
بوتان کشوری کوچک در رشته کوههای هیمالیا است که هرگز مستعمره نشده است. کشور ما در مقایسه با همسایگانش، خیلی دیرتر درهای خود را به روی دنیای خارج و مدرنیته گشود. همچنین، دولت رویکردی آهسته و تدریجی را در این گشایش، از جمله دسترسی به فناوریهای مدرن و استفاده از آنها برگزید.
امروزه، بوتان جمعیتی جوان دارد و منابع طبیعی آن با توجه به ایجاد صنایع جدید برای پاسخگویی به نیازهای جمعیت به سرعت رو به رشد، مورد بهره برداری قرار می گیرد.این کشور زمینهای زراعی محدودی دارد و روستاها به صورت پراکنده واقع شده اند. همانند سایر کشورها، تأثیرات تغییرات آب و هوایی، در حال تغییر چهره کشور است. همچنین، با مهاجرت افرادی که در جستجوی آسایشهای حاصل از مدرنیته به مناطق شهری نظیر شهرها، شهرستان های بزرگ تر و کشورهای خارجی می روند، تعداد حافظان و نگهبانان سرزمین کاهش یافته است.
از سوی دیگر، امر جهانی سازی، توسعه، رفاه و افزایش امید به زندگی را به همراه داشته است. بنابراین، با داستانی آمیخته از تأثیرات مثبت و منفی رو به رو هستیم.
نظام حکومتی بوتان چگونه است و چه ویژگیهایی دارد؟ آیا در بوتان احزاب سیاسی فعال هستند؟ نقش پادشاه در سیاست بوتان چگونه تعریف میشود؟
بوتان یک پادشاهی نسبتاً جوان است و پادشاه کنونی، پنجمین فرد در سلسله ای از حاکمان موروثی است که قدمت آن به اوایل قرن بیستم بازمی گردد. در سال 1996، پدر پادشاه فعلی یعنی پادشاه چهارم، در سن 51 سالگی به نفع او کناره گیری کرد و در اقدامی تاریخی، شورای وزیرانی را که منصوب کرده بود، منحل و دموکراسی را عملاً به مردم واگذار نمود.
اکنون بوتان به عنوان یک پادشاهی مشروطه با نظام پارلمانی اداره می شود. پادشاه به عنوان رئیس کشور و نخست وزیر منتخب مردم به عنوان رئیس دولت فعالیت می کنند. مجلس بالا دست یا همان شورای ملی از 25 عضو و مجلس پایین دست یا همان مجلس ملی از 47 عضو منتخب تشکیل شده است. چندین حزب سیاسی فعال در کشور وجود دارند ولی دو حزب قدرتمندتر معمولاً در انتخابات دور دوم به رقابت می پردازند. تا کنون، هیچ حزب سیاسی برای بیش از یک دوره متوالی قدرت را در دست نگرفته است.
آیا در بوتان برنامههایی برای افزایش مشارکت زنان در تصمیمگیریهای سیاسی وجود دارد؟
نظام آموزش و پرورش و بازار کار در بوتان فرصتهای برابری را برای دختران و پسران فراهم می کند و نرخ ثبت نام دختران در مدارس مقطع ابتدایی بالاتر است. با این حال، همانند بسیاری از نقاط جهان، زنان اغلب در پیشرفت شغلی خود به دلیل مسئولیتهایی مانند زایمان، تربیت فرزند و مراقبت از سالمندان و بیماران با موانعی رو به رو می شوند که معمولا منجر به وقفه هایی در مسیر صعود شغلی آنها می شود.
با این حال، زنان بوتانی نسبتا توانمند هستند، مستقل بودن را جدی می گیرند و اغلب نوآور و ماجراجو می باشند. بنابراین، دیدن خانوارهایی با سرپرستی زنان یا کسب وکارهای بزرگ با حضور زنان در سطوح بالای مدیریتی یا به عنوان مالک، امری غیر عادی نیست. زنان همچنین حضور پررنگی در مناصب بالای دولتی، پارلمان و سطوح سیاسی مردمی دارند.
در خصوص تصمیم گیریهای سیاسی، نیاز به پیشرفت های بیشتری وجود دارد، زیرا زنان همچنان کمتر از حد انتظار ایفای نقش می کنند. دولت برنامه های جنسیت محور خاصی برای فراهم آوردن فرصتهای بیشتر برای زنان دارد.
چگونه تغییرات اقلیمی بر زندگی مردم بوتان تأثیر گذاشته است؟
ارتفاع بوتان از 300 متر بالاتر از سطح دریا، جایی که دشتهای هند به پایان می رسد و کوهها آغاز می شوند، شروع می شود. برخی از شهرهای درههای داخلی هیمالیا در ارتفاع 2000 تا 3000 متری بالاتر از سطح دریا قرار دارند.
بلندترین کوه ما، گانگکار پونسوم، بیش از 7550 متر ارتفاع دارد! این کوههای سر به فلک کشیده همواره پوشیده از برف هستند، اما به مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان، به طور فزاینده ای تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی جهانی قرار دارند که باعث عقب نشینی یخچال های طبیعی می شوند.
یخچال های طبیعی نقش مهمی در تغذیه رودخانههای پایین دست، تأمین آب شیرین برای کشاورزی و سایر نیازهای ضروری ایفا می کنند. با این وصف، ذوب یخچال های طبیعی تهدیدی جدی به شمار می رود، زیرا خطر فوران دریاچه های یخی و در نتیجه، وقوع سیل های فاجعه بار در درهها، همراه با خسارات انسانی و اقتصادی قابل توجه وجود دارد.
زمانی که من جوان بودم، بسیاری از دره های ما در زمستان شاهد بارش برف بودند و حتی در اولین روز بارش برف، تعطیلات ویژه ای داشتیم و به بازی های برفی مورد علاقهمان می پرداختیم. اینها اکنون به خاطراتی دور تبدیل شده اند زیرا بسیاری از جوانان به ندرت بارش برف را تجربه می کنند.
در بوتان، هزینههای مربوط به برگزاری مراسم عروسی (مانند اجاره تالار، پذیرایی و…) و تهیه وسایل خانه (مانند جهیزیه) معمولاً بر عهده خانواده عروس است یا داماد؟
در گذشته، عروسیها بیشتر یک امر خانوادگی بود که والدین، با توافق کامل عروس و داماد، مقدمات آن را فراهم میکردند.
در کشور ما چیزی به نام جهیزیه وجود ندارد!
جشنهایی که اقوام، دوستان و همسایگان به آن دعوت می شوند و برگزاری آن، بسته به درآمد و جایگاه اجتماعی افراد متفاوت است. امروزه، هم خانواده عروس و هم خانواده داماد، در هزینههای عروسی مشارکت می کنند یا در بسیاری از موارد، زوج های جوان خودشان هزینهها را متقبل می شوند.
برای کسانی که تمایلی به صرف هزینه یا استطاعت آن را ندارند، زندگی مشترک طولانی مدت، خود به عنوان ازدواج محسوب می شود. اگرچه به افراد توصیه می شود که خصوصا برای مسائل مربوط به طلاق و تقسیم اموال، سند قانونی از دادگاه دریافت کنند اما بسیاری از زوجها سالها طول می دهند تا گواهی ازدواج رسمی خود را دریافت کنند!
چگونه با همسرتان آشنا شدید؟ چه ویژگی هایی در همسرتان شما را جذب کرد؟ مراسم ازدواج شما چگونه برگزار شد؟
من همسرم را در بوتان، زمانی که او به عنوان دانشجوی فارغالتحصیل دانشگاه جانز هاپکینز برای انجام تحقیقات نهایی پایان نامه خود درباره مفهوم بوتانی “شادی ناخالص ملی” به این کشور آمده بود، ملاقات کردم.
همسر من اولین کسی بود که در خصوص این مفهوم تحقیق و تحلیل کرد و در مورد چگونگی تطابق آن با توسعه بوتان در طول سالها مطلب نوشت. در آن زمان، من برای آژانس کمکهای توسعهای دانمارک کار می کردم و بعد از آن به یونیسف پیوستم.
من جذب ایدهآلگرایی شدید، همدلی و باور راسخ همسرم به خیر و صلاح بشریت و نیز حس ماجراجویی او به واسطه روایت هایش از سفرهای شگفت انگیزی که انجام داده بود، شدم. میخواستم بخشی از آن زندگی باشم!
ما یک عقد محضری در بوتان داشتیم و سپس جشن عروسی را در اتریش با حضور خانواده ها و دوستانمان که از سراسر جهان برای این جشن به ما پیوستند، برگزار کردیم.
اگرچه ما اهل نقاط مختلفی از جهان هستیم، اما سفر میان فرهنگی زندگی ما در کنار هم بسیار غنی بوده است. پیوند ما همواره منبع قدرت و توانمندی بوده که در طول زمان با لذت بزرگ کردن دو فرزند، عمیقتر هم شده است!
لباسهای سنتی عروس و داماد در بوتان چه ویژگیهایی دارند؟
ما همان لباس ملی بوتانی را می پوشیم، فقط رنگارنگ تر و با طرح های بیشتر یا بافته شده با نخ های طلا و نقره. بافتن چنین لباسی برای یک نفر ماهها طول می کشد و بسته به پیچیدگی ها یا جزئیات لباس، می تواند بسیار گران قیمت باشد.
زندگی به عنوان همسر یک دیپلمات چه چالشها و فرصتهایی به همراه دارد؟
می خواهم بر روی فرصت هایی که این سبک زندگی فراهم می آورد تمرکز کنم. این هفتمین مأموریت ما و اولین آن بدون حضور فرزندانمان است که اکنون در دانشگاه تحصیل می کنند.
در زندگی دیپلماتیک خود، که دائماً بین کشورها در حال حرکت هستیم، ما خوشبختیم که می توانیم نیازهای خانوادههایمان را در حین رشد به عنوان شهروندان جهانی، تامین کنیم.
به عنوان همسران دیپلمات، فرصت های منحصر به فردی برای کشف و سازگاری با سبک های متنوع زندگی به ما ارائه می شود. اگرچه ممکن است مسیر شغلی مشخصی برای ما وجود نداشته باشد اما این سبک زندگی فرصت های کوچک و غیرمنتظره و تجربیات نفسگیر بی شماری را در این میان برایمان فراهم می آورد. این به خود ما بستگی دارد که بتوانیم این لحظات را غنیمت بشماریم و از آنها نهایت استفاده را ببریم.
یکی از بزرگترین چالشها، بزرگ کردن فرزندانمان در چنین محیطی است که دائماً در حال تغییر می باشد. البته با وجود این چالشها، آنها اغلب به ما می گویند که چقدر از دوران بزرگ شدن خود لذت برده اند. به همین ترتیب، دور بودن از والدینمان با افزایش سن، مشکلات خاص خود را به همراه دارد، به خصوص زمانی که آنها بیشترین نیاز را به ما دارند.
درباره محبوب ترین غذاهای محلی بوتان توضیح دهید؟ چگونه و با چه موادی تهیه می شوند؟
غذای ملی ما که “اِما داتشی” نام دارد از حدود سی عدد یا بیشتر فلفل تند پختهشده در سس غلیظ پنیر (شیر گاومیش یا شیر گاو) تشکیل می شود. برای تهیه این غذا از مواد اولیه بسیار کمی استفاده می کنیم. این غذا را معمولاً با برنج قرمز که نوعی برنج بومی بوتان است میل می کنند.
این غذا بسیار تند است چرا که در آشپزخانه های ما از فلفل تند به عنوان سبزیجات استفاده می شود، نه ادویه. برای تأمین نیاز فراوان به فلفل تند در طول سال، ما بوتانیها روشهای متعددی برای خشک کردن فلفل ابداع کرده ایم تا در فصول خارج از برداشت نیز بتوانیم از آن استفاده کنیم.
ما همچنین مقدار زیادی نودل مصرف می کنیم که معمولاً از برنج، آرد گندم، گندم سیاه و ارزن تهیه می شود که این ها نیز با مقدار زیادی پولک های فلفل تند در خمیر مخلوط می شود. غذاهای برنجی و نودلی را با ترشی/سس تند که به آن “ایشی” می گویند میتوان ۳ بار در روز میل کرد.!
به نظر شما بزرگترین تفاوتهای فرهنگی بین ایران و بوتان چیست؟
به جای تمرکز بر تفاوت ها، معتقدم که نشان دادن شباهت ها مهم تر است. برای مثال، مردم هر دو کشور بسیار خونگرم، یاری رسان و مهمان نواز هستند. من عاشق این هستم که اینجا آدم های کاملا غریبه در شهر و در کوه های تهران با شما سلام و احوال پرسی و اغلب از شما دعوت می کنند تا با آنها غذا بخورید. این کار، من را یاد سرزمینم می اندازد جایی که بوتانی ها نیز به مهمان نوازی و سخاوتمندی معروف هستند.
علاوه بر این، با توجه به اینکه من از سرزمینی کوهستانی آمده ام و همیشه از گشت و گذار در طبیعت لذت برده ام، کوه های تهران همچنان این فضا را برای من فراهم می کنند تا عشق خود به حضور در فضای باز را تجربه کنم.
اولین برداشت شما از ایران زمانی که برای اولین بار وارد این کشور شدید، چه بود؟ چه چیزهایی در ایران شما را شگفت زده کرده است؟
ما تصمیم گرفتیم به ایران بیاییم و حضور ما در اینجا همان طور که امیدوار بودیم، پر از کشف تجربه های جدید بوده است. من از زندگی در تهران، تعامل با مردم خونگرم و مهمان نواز آن، گشت و گذار در گالریهای هنری و موزههای متنوع، چشیدن طعم انواع غذاهای لذیذ در کافهها و رستوران های جذاب و البته استفاده از طیف گسترده ای از فعالیت های فضای باز که در طول سال در دسترس است، کاملاً لذت می برم. هنوز هم مرا شگفت زده می کند که این کشور بسته به منطقه ای که در آن هستید، هر چهار فصل را به طور همزمان تجربه می کند!
تاریخ غنی ایران، آثار تاریخی خیره کننده و مکان های ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو مانند تخت جمشید، بناهای با شکوه اصفهان و بناهای زرتشتی در یزد، داستانهای کتابهای تاریخ را برای من زنده کرده است.
من واقعاً سپاسگزار این فرصت کم نظیر هستم که از طریق کار همسرم، دارم در این کشور شگفت انگیز زندگی می کنم و بخش کوچکی از غنا و تنوع آن را تجربه می نمایم.
کدام غذای ایرانی به ذائقه مردم بوتان نزدیکتر است؟
هیچ یک از غذاهای ایرانی از نظر نحوهی آماده سازی به غذاهای بوتانی نزدیک نیستند، تنها شباهت این است که غذاهای ما نیز عمدتاً بر پایه گوشت (اما خشکشده) و برنج هستند!
به عنوان عضوی از گروه همسران دیپلمات ها در تهران، چگونه این گروه به حضور مؤثرتر شما در ایران کمک کرده است؟ از دستاوردهای مهم عضویت در این گروه بگویید.
من افتخار این را داشته ام که در سه سال گذشته، ریاست گروه همسران دیپلمات ها (DSG) را بر عهده بگیرم. این گروه، یک اجتماع غیر رسمی متشکل از حدود ۱۰۰ نفر از همسران دیپلمات های ساکن در ایران است که در آن، ما به یکدیگر دوستی و حمایت ارائه می دهیم و به همدیگر برای گذران زندگی در شهر میزبان کمک می کنیم. همچنین، این گروه بستری را برای تبادل ایدهها، پرورش علایق مشترک و تعمیق شناختمان از کشوری که در آن زندگی میکنیم، فراهم می آورد.
رهبری این گروه، تجربه ای فوق العاده ارزشمند بوده و من از هدایت مسیر آن، بسیار مفتخرم. به ویژه، دیدن شادی و اشتیاق دیگران هنگام شرکت در فعالیتهایی که در قالب گروه سازماندهی می کنیم، برایم انرژی بخش است.
ما گروهی فعال هستیم که به طور منظم برای کاوش جنبههای گوناگون زندگی در تهران گرد هم می آییم. برای مثال، از طریق “گروه کوهنوردی”، به کوههای زیبای اطراف شهر سر می زنیم، در حالی که گروههای دیگر ما مثل “گروه طراحان” و “گروه دیدار با هنرمند”، استعدادهای چشمگیر محلی را کشف می کنند. “گروه خوراک شناسان” فرصتی را برای کاوش در آشپزی ایرانی و همچنین به اشتراک گذاشتن و جشن گرفتن سنتهای آشپزی فرهنگهای خودمان ارائه می دهد. علاوه بر این، گروههای تخصصی متناسب با علایق و نیازهای منحصر به فرد فرزندان دیپلمات را نیز داریم.
شعار شخصی من این است که “چرا چرخ را دوباره اختراع کنیم وقتی کسی دیگر آن را ساخته یا آن را بهتر می شناسد”.
ما می توانیم از یکدیگر بیاموزیم، از همدیگر حمایت کنیم و با انجام کارها به صورت گروهی، زمان خود را در تهران به تجربه ای بسیار غنی تر و رضایت بخشتر تبدیل کنیم.
چه درسهایی از زندگی در خارج از کشور و فرهنگهای مختلف آموختهاید؟
هر کشوری، صرف نظر از اینکه در کجا زندگی می کنیم، میراث و فرهنگی غنی برای ارائه دارد. به زعم من، مهم این است که ذهنی باز داشته باشیم و اجازه دهیم این تجربیات، ما را به سمت غنی کردن زندگی هدایت کنند. من این طور فهمیده ام که به طور کلی مردم در همه جا مهربان هستند و نحوه ارتباط ما با فرهنگ محلی، تا حد زیادی به رویکرد ما به عنوان افراد بستگی دارد.
ما همیشه می توانیم از یکدیگر بیاموزیم و نقاط قوت و کنجکاوی خود را با هم ترکیب کنیم. تنها چیزی که لازم است، گشودگی نسبت به افراد جدید و تجربیات جدید است. با پذیرش این موضوع، همگی نسخه های بهتری از خودمان خواهیم شد.
سرکار عالی با کدام یک از آژانسهای سازمان ملل متحد همکاری داشتهاید؟ موضوع این همکاریها چه بوده است؟
در حالی که من همسر رئیس نماینده مقیم سازمان ملل در ایران هستم، سالها پیش، وقتی برای اولین بار با همسرم آشنا شدم، در حوزه توسعه کار می کردم.
کار خودم را با دانیدا (Danida) آغاز کردم، سپس به یونیسف (UNICEF) رفتم و در طول سالها، به عنوان مشاور خارجی کوتاه مدت در پروژههای خاص برای سازمان های بین المللی مختلف، از جمله سازمان بین المللی مهاجرت (IOM)، کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد برای آسیا و اقیانوسیه (ESCAP) و برنامه مشترک سازمان ملل متحد در زمینه ایدز(UNAIDS) کار کردم.
در طول این مسیر، من به باور عمیقی نسبت به ارزش های سازمان ملل و ماموریت والای آن، و نیز قدردانی قلبی از افرادی که به پیشبرد اهداف آن متعهد هستند، رسیده ام.






