به گزارش آوا دیپلماتیک، آصف علی دورانی، سفیر پیشین پاکستان در ایران، در گفتگو با مؤسسه تحقیقات سیاست گذاری اسلامآباد (IPRI)، به انگیزههای آغاز جنگ علیه ایران، کالبدشکافی نقش قدرتهای جهانی و مواضع اسلامآباد در قبال این بحران بین المللی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانید.
اولین موضوعی که به ذهن متبادر می شود، انگیزه و محرک این جنگ است. این روزها درباره پیشگویی های کتاب مقدس و نبرد «آرماگدون» زیاد می شنویم. وقتی نتانیاهو از «اسرائیل بزرگ» سخن می گوید و در آمریکا نیز افرادی چون پیت هگست (وزیر جنگ) از استعاره های مذهبی استفاده می کنند، ابعاد خطرناکی به ماجرا افزوده می شود. همینطور نتانیاهو به دنبال «جنگ ابدی» برای بقای سیاسی خود است. او جبهه های جدیدی گشوده است. انگیزه واقعی آمریکا از همراهی با او چیست؟
جنگ ایران و آمریکا توسط اسرائیل تحریک و تحمیل شده و این موضوع حتی توسط کارشناسان آمریکایی نیز به رسمیت شناخته شده است. شما به پیشگویی های کتاب مقدس اشاره کردید که توسط «اوانجلیست ها» و حلقه نتانیاهو دنبال می شود؛ اما من معتقدم آن ها انگیزه های سیاسی دارند تا مذهبی. ایران اصلاً در طرح «اسرائیل بزرگ» نمی گنجد. آن طرح قرار است از نیل تا فرات اجرا شود که ایران از نظر جغرافیایی در آن جایگاهی ندارد. البته ایران علیه این طرح بوده است و ایالات متحده نیز از روز اول از نظر سیاسی با حاکمیت در ایران مخالف بوده است. هدف آنها همیشه “تغییر رژیم” بوده که نتوانسته اند انجامش دهند.
در گذشته هم تلاش کردند. اگر ترتیب زمانی را دنبال کنید، هرگاه ناآرامی داخلی در ایران رخ داده، ایالات متحده سعی کرده از آن بهره برداری کند، اما باز هم شکست خورده است. یک دلیلش این است که اپوزیسیون واقعی در داخل ایران وجود ندارد. بیایید با حقایق روبرو شویم؛ هر اپوزیسیونی که ایران داشت، اکنون خارج از کشور نشسته است و این موضوع، آنها را برای انجام هر کاری ناتوان کرده است؛ از جمله ولیعهد سابق رضا پهلوی. او ممکن است گهگاه پیام ها یا بیانیه هایی صادر کند، اما تأثیری نداشته است.
در این جنگ او بیانیه هایی صادر کرده اما «ناسیونالیسم ایرانی» را فراموش کرده است؛ ناسیونالیسمی که ریشه های عمیق تاریخی در روان شناختی ایرانیان دارد. ممکن است افرادی مخالف حکومت روحانیون در ایران باشند، اما وقتی اسرائیل و آمریکا حمله کردند، مردم پشت پرچم خود متحد شدند.
با بحران ارزی در ایران و تلفاتی که در داخل رخ داد، آمریکا فکر کرد شاید این فرصتی طلایی برای ایجاد تغییر باشد. پس هدف اصلی جنگ «تغییر رژیم» بوده است. شما الگوی اسرائیل را هم دیده اید؛ در موج اول، آنها رهبر شهید و کادر ارشد سپاه پاسداران و ارتش را هدف قرار دادند. سال گذشته نیز دانشمندان ارشد را ترور کردند، در حالی که بهانه آنها «جاه طلبی های هسته ای ایران» یا توانمندی های هسته ای این کشور بود اما اگر عمیق تر نگاه کنید، ایران بارها اعلام کرده که قصد هسته ای شدن نظامی را ندارد، هرچند ممکن است توانایی آن را داشته باشد.
ایران همواره اعلام کرده که به دنبال سلاح هسته ای نیست.
در حال حاضر ۳۳ کشور در جهان وجود دارند که دقیقاً در آستانه هسته ای شدن هستند، از جمله ژاپن، کره جنوبی و بسیاری از کشورهای اروپایی. آنها به اراده خود متوقف شده اند و از چتر هسته ای آمریکا یا «بازدارندگی گسترده» ناتو برخوردارند، لذا احساس امنیت می کنند. ایران به عنوان عضو NPT تمام تعهدات خود را انجام داده است. به همین دلیل وقتی برجام (JCPOA) امضا شد، ایران پذیرفت که غنی سازی را از ۳.۶۷٪ فراتر نبرد (در حالی که تا ۲۰٪ مجاز است.) اما وقتی ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود برجام را رد کرد و تحریم های شدیدی علیه ایران و کشورهایی که با ایران معامله می کردند وضع کرد، فکر می کنم ایران هم خواست پیامی بدهد.
به مقاله جواد ظریف در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ در «فارین افرز» اشاره می کنم. ظریف که خود رهبر تیم مذاکره کننده بود، از تمام جزئیات باخبر است. او گفت وقتی برجام را امضا کردیم، روی سقف ۳.۶۷٪ توافق کردیم، اما وقتی آمریکا خارج شد و تحریم ها را برگرداند، ما سطح غنی سازی را به ۶۰٪ رساندیم. پیام ضمنی این بود که اگر بخواهید ایران را «مجبور و تحت فشار قرار دهید، ما متوقف نخواهیم شد.
آیا جامعه جهانی و آمریکا با خروج از برجام متضرر نشدند؟ در حالی که ایران اجازه بازرسی های سخت گیرانه را می داد، آیا آن رویکرد بهتر نبود؟ آیا آن وضعیت به نفع تلاش های NPT نبود؟
قطعاً اگر برجام اجرا می شد، بهتر بود. البته برجام به این معنا بود که باید تحریم ها علیه ایران برداشته می شد؛ چه تحریم های سازمان ملل و چه تحریم های آمریکا. اما تحت «قانون داماتو» مصوب ۱۹۹۶، شما نمی توانید بیش از ۱۰ میلیون دلار در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری کنید در نتیجه ظرفیت تولید ایران به ۲.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته، در حالی که سهمیه آن در اوپک ۴ میلیون بشکه است.
به دنبال اعمال تحریم ها، فروش نفت ایران به ۱ میلیون بشکه رسیده که آن هم عمدتاً به چین می رود و بیش از ۸۰٪ نفت ایران را می خرد. در واقع ایران را از جریان اصلی حذف کرده اید، آن هم در حالی که به خوبی می دانید ایران به عنوان یک قدرت بزرگ در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه چه اهمیتی دارد. از نظر جغرافیایی هم دیدید که تنگه هرمز عملاً یک گلوگاه است.
پس شما معتقدید که نسخه اصلی برجام بهتر به صلح خدمت می کرد؟
به طور قطع و چه کسی با تمام توان با آن مخالفت می کرد؟ نتانیاهو. او به طور مداوم به رهبری آمریکا فشار می آورد. او دو دهه است که پروژه «تغییر رژیم» را دنبال می کند. نتایج آن را هم دیده ایم؛ آنها ادعا می کردند سیستم دفاعی شکست ناپذیری دارند. امروزه تحلیلگران مستقل می گویند این اصلاً جنگ ایالات متحده نبود، بلکه جنگ نتانیاهو بود که آمریکا در آن یک «همدست مردد یا بی اختیار» شده است. این بلوفِ نتانیاهو است و ترامپ طعمه آن شده است.
این نبرد در نهایت چگونه به پایان میرسد و وضعیت مطلوب نهایی و استراتژی خروج چیست؟
سناریوهای زیادی وجود دارد. شماره یک، توقف خصومت ها علیه یکدیگر است. فکر می کنم این بستگی به ترامپ دارد. اگر او امروز پایان جنگ را اعلام کند، جنگ تمام می شود و من مطمئنم ایران از آن استقبال خواهد کرد، چون ایران شروع کننده جنگ نبود. اگر به بیانیه های ایران نگاه کنید، پیام ضمنی این است که «شما جنگ را شروع کردید، نه ما.
در اینجا عنصر فتنه انگیز نخست وزیر نتانیاهو قرار دارد. اینکه ترامپ چگونه او را کنترل کند یا متقاعدش کند که فتنه انگیزی بیشتری نکند، آینده این جنگ را تعیین می کند.
من تاکید می کنم که پایان جنگ در دست ترامپ است؛ اگر او این را به یک «مسئله حیثیتی تبدیل نکند. آنها با ترور رهبری ایران به برخی اهداف خود رسیده اند، اما نظام ایران در ۴۷ سال گذشته نهادهایی ساخته که با ترور افراد از هم نمی پاشد.
شما در ایران خدمت کرده اید و با روحیات آن جامعه و دیپلمات هایشان آشنا هستید. با توجه به تمایلِ موجود برای «انتقام» در پی ترور رهبری ایران، آیا فکر می کنید ایرانی ها همچنان آن قدرعملگرا هستند که به میز مذاکره بازگردند؟
به نظرم ایرانی ها عملگرا رفتار کرده اند. نمی توان گفت آنها رویکردی غیرمنطقی داشته اند. از سالی که برنامه هسته ای مطرح شد، دیالوگ را شروع کردند. آنها مذاکره کنندگان سرسختی هستند و می دانند چگونه با طرف مقابل تعامل کنند. البته این مسیر در سال ۲۰۱۵ به امضای برجام ختم شد. آنها به تعهد خود در توافق عمل کردند؛ این ایالات متحده و به طور خاص ترامپ بود که از آن تعهد فرار کرد.
جالب اینجاست که نگرش بقیه جهان هم بر این جنگ تأثیر گذاشته است. مثلاً اروپا با آمریکا همراهی نکرده و حتی به درخواست برای عملیات مین روبی در تنگه هرمز پاسخ نداد. اظهارات دبیر دولت واتیکان هم جالب بود که گفت «جنگ های پیش دستانه» مشروعیت مذهبی ندارند و حتی پاپ هشدار داده که این یک «جنگ عادلانه» نیست.
چنانچه این جنگ تداوم یابد و اهداف تعیین شده محقق نشوند، و ایران نیز موفق شود درگیری نامتقارن را به جنگی فرسایشی بدل کند، آیا اسرائیل به «گزینه سامسون» (استفاده از سلاح هستهای) متوسل خواهد شد؟
من فکر می کنم اسرائیل به اندازه کافی آسیب دیده و افسانه «شکست ناپذیری اش» شکسته شده است. دیدید که «گنبد آهنین» توسط ایران با موفقیت شکافته شد. دیشب بی بی سی می گفت تل آویو اکنون به یک «شهر ارواح» تبدیل شده است. درباره خطر گزینه هسته ای؛ خب در آن صورت ملامت متوجه اسرائیل خواهد بود، نه ایران و این فاجعه بار خواهد بود.
با توجه به نقش قدرتهای جهانی از جمله روسیه، چین و سایر اعضای دائم شورای امنیت (P5) و همچنین بازیگران منطقهای در حل این مناقشه، جایگاه پاکستان را چگونه ارزیابی میکنید؟ به طور مشخص، این کشور چه نقشی میتواند در پایان دادن به درگیریها ایفا کند؟
ما در حال حاضر نقش مثبت و سازنده ای ایفا می کنیم. مثلاً دو روز پیش وزیر خارجه ایران از پاکستان تشکر کرد.
ما حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کردیم. اما در عین حال، وقتی ایران به کشورهای خلیج فارس حمله کرد، پاکستان آن را هم محکوم کرد چون فکر کردیم این کار جنگ را از کنترل خارج می کند. ایران این را درک کرده است.
ما در قطعنامه شورای امنیت (که ۱۳۶ کشور حامی آن بودند) مشارکت کردیم تا به ایران بگوییم دشمنان خود را افزایش ندهد اما همزمان، پاکستان قطعنامه پیشنهادی روسیه و چین در محکومیت حملات آمریکا و اسرائیل را هم امضا کرد.
این جنگ برای پاکستان که همسایه دیوار به دیوار ایران است، تأثیرات مستقیمی دارد. قیمت نفت بلافاصله ۲۵٪ جهش کرد. ما مجبور شدیم به طرح ۵۰٪ «دورکاری» و اقدامات ریاضتی روی بیاوریم. اگر جنگ طول بکشد، نه تنها بر پاکستان، بلکه بر چین، هند، ژاپن و کره جنوبی تأثیر مخربی خواهد داشت.
درباره نقش روسیه و چین؛ آنها بسیار پخته عمل می کنند. اگر وارد جنگ شوند، منجر به جنگ جهانی می شود. کاری که کرده اند، تقویت دفاع ایران در طول سال ها و ورود به مشارکت استراتژیک است و صحبت از سامانه S-400 است.
ایران حق دارد از خود دفاع کند؛ این طور نیست که حمله کردن حق الهی آمریکا و اسرائیل باشد و دیگران حق دفاع نداشته باشند همینطور روسیه و چین بخشی از این منطقه هستند، برخلاف آمریکا. البته اسرائیل هم بخشی از منطقه است اما یک خرابکار محسوب می شود.
آینده امنیت در منطقه خلیج فارس را در دوران پساجنگ چگونه ارزیابی میکنید؟ با توجه به توافق دفاعی موجود میان پاکستان و عربستان، آیا سایر کشورهای این منطقه پس از مشاهده ناکارآمدی «چتر امنیتی» آمریکا در درگیریهای اخیر، به سمت برقراری اتحادهای دفاعی با پاکستان سوق پیدا خواهند کرد؟
بستگی به تحولات آینده نزدیک دارد. با عربستان توافق استراتژیک داریم، اما کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید درباره امنیت خلیج فارس هم صدا شوند. تنش هایی بین امارات و عربستان، یا در گذشته بین قطر و عربستان وجود داشت. اول باید بر اختلافات خود غلبه کنند تا بتوانیم درباره امنیت مشترک حرف بزنیم.
البته به صورت دوجانبه، پاکستان با امارات، قطر، کویت، بحرین و تا حدی عمان همکاری امنیتی دارد. علاوه بر این، جدا از عامل مشترک اسلام، ۵.۵ میلیون پاکستانی در این کشورها کار می کنند که یک رابطه «برد-برد» و سودمند متقابل ایجاد کرده است.






