به گزارش آوا دیپلماتیک، راب مک ایر سفیر سابق انگلیس در ایران، معتقد است استراتژی فعلی ایران بر پایه تحمل درد و شرط بندی بر روی خستگی جهان از پیامدهای اقتصادی درگیری های طولانی مدت استوار است تا در نهایت به یک مصالحه دست یابد.
با توجه به شناخت عمیق شما از ایران و سازوکار تصمیم گیری دولت در آنجا، ارزیابی شما درباره تمایل یا عدم تمایل طرف ایرانی برای دستیابی به توافق چیست؟ آیا فکر می کنید ایرانی ها برای آنکه در روزهای آتی به نتیجه برسند، به عبور از برخی خطوط قرمز خود نزدیک شده اند؟
احتمال بروز اشتباهات محاسباتی بسیار زیاد است و به نفع ایران نیست که ترامپ را در موقعیتی قرار دهد که وی ناچار به انجام حملات گسترده به زیرساخت های غیرنظامی این کشور شود. البته ایرانی ها مذاکره کنندگانی زیرک هستند؛ آنها همواره توانایی بازتعریف (تغییر چارچوب) مذاکرات را دارند، در حالی که ترامپ به دنبال یک “معادله ساده” است که شامل تهدید نظامی گسترده در مقابل تسلیم کامل هسته ای می شود، به گونه ای که مواد غنی شده هسته ای از ایران خارج شود و غنی سازی نیز متوقف گردد. این معادله به ظاهر ساده، اکنون با چالشِ “سنجش میزان تمایل طرفین به مذاکره” پیچیده شده است. به عبارت دیگر، این وضعیت دستیابی به اهداف مدنظر ایالات متحده را دشوارتر می سازد.
موضوع تنگه هرمز به طور مداوم مطرح می شود، یک اهرم فشار که بسیاری از مردم فکر نمی کردند ایرانی ها از آن استفاده کنند. آیا آنها اهرم تنگه را رها خواهند کرد؟
تصور نمی کنم ایرانی ها از موضع حداکثری خود برای گسترش تسلط بر تنگه هرمز عقب نشینی کنند. در شرایط کنونی بسیار بعید است که از این ابزار فشار دست بکشند؛ مگر آنکه در مذاکرات به خواسته اصلی خود، یعنی تضمینی مبنی بر عدم وقوع حمله نظامی دست یابند.
ایرانی ها می خواهند توانایی غنی سازی را حفظ کنند و مدت زمان تعلیق پنج ساله را پیشنهاد دادند. اگر در نهایت دوباره به جنگ بازگردیم، حکومت ایران تا چه مدت می تواند جنگ را تحمل کند؟
هیچ یک از ما پاسخ را نمی دانیم، اما این یک پرسش کلیدی است. ریسک اصلی در این شرایط، فقدان ادراک متقابل میان طرفین است. ایران درک صحیحی از ایالات متحده ندارد، چراکه پیام های متناقضی از کاخ سفید مخابره می شود که بخشی از آن تعمدی است. در مقابل، ایالات متحده نیز همواره توان تاب آوری ایران را دست کم می گیرد.
گمان نمی کنم کسی بداند این وضعیت تا چه زمانی استمرار خواهد داشت؛ اما این مسئله با بقای نظام در ایران پیوند خورده است و از دیدگاه آنها، تسلیم شدن در برابر ایالات متحده به معنای پایان نظام سیاسی خواهد بود. سوءبرداشتی جدی درباره ماهیت منازعه و چگونگی حل و فصل آن وجود دارد.
آیا می توانید توافقی را پیش بینی کنید که شامل دست کشیدن ایران از غنی سازی اورانیوم به مدت ۱۰ سال باشد؟
یافتن یک مصالحه آبرومندانه در موضوع هسته ای امکان پذیر است. ایران این ذخایر اورانیوم با غنای بالا را در اختیار دارد و بعید است در حال حاضر کاری با آنها انجام دهد. قطعاً مصالحه ای در دسترس است که در آن ایران بتواند بگوید حق غنی سازی خود را حفظ کرده، اما در عمل غنی سازی انجام نمی دهد. مذاکرات زیادی پیرامون بازه زمانی آن وجود دارد؛ اما در مورد رئیس جمهور ترامپ، می توانید از اظهاراتش متوجه شوید که توافق جدید باید بهتر از برجام باشد.
در صورت شروع جنگ، واکنش ایرانی ها چگونه خواهد بود؟ صحبت هایی هست مبنی بر اینکه آنها زیرساخت های انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف قرار خواهند داد. این تا چه حد یک تشدید تنش بزرگ خواهد بود؟ اثرات آن چه خواهد بود؟
ایران قطعاً توانایی خاصی برای ادامه شلیک موشک های بالستیک و پهپادها دارد. آنچه آنها تلاش خواهند کرد انجام دهند، تنظیم یک پاسخ است. اگر نیروگاه ها و پل های آنها مورد حملات گسترده قرار گیرند، همان طور که تهدید شده است، پاسخ آنها به طور متناسب علیه اهدافی در خلیج فارس شدیدتر خواهد بود.
در صورت تداوم محدودیت های ایالات متحده بر کشتیرانی و صادرات نفت ایران، کشور تا چه مدت می تواند در برابر این فشارها مقاومت کند؟
این سؤالی است که همه می خواهند پاسخش را بدانند. واضح است که آنها وضعیت خیابان ها را به شدت تحت کنترل دارند. اقتصاد پیش از جنگ نیز در وضعیت فاجعه باری بود؛ وضعیت به مراتب بدتر می شود و با وجود محاصره، چالش ها دوچندان گشته اند. این که آنها تا چه زمانی می توانند دوام بیاورند، سؤال کلیدی است. البته باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که آنها به طور مستمر از خود عزم و قاطعیت به نمایش گذاشته اند.
آیا ایرانی ها در انتظار بروز کمبود در بازار جهانی انرژی هستند؟ آیا مقطعی وجود دارد که اهرم فشار آنها تقویت شود و بتوانند با قدرت بیشتری از برگ های برنده خود استفاده کنند؟
به باور من، این تنها گزینه پیشِ روی آنها، به جز تسلیم شدن در برابر خواسته های ترامپ است. آنها بر این باورند که هرچه این وضعیت طولانی تر شود، پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی وخیم تر و برای ایالات متحده دشوارتر خواهد بود. هدف آنها این است که این فشارها در نهایت به یک مصالحه منجر شود.






