سفیر کوبا در گفتگو با مهر: تحریم اقتصادی به منظور سرکوب کشورهای مستقل شگرد آمریکا است

سفیر کوبا در گفتگو با مهر: تحریم اقتصادی به منظور سرکوب کشورهای مستقل شگرد آمریکا است

الکسیس باندریج وگا بر این باور است که اعمال فشار اقتصادی در راستای ایجاد ناآرامی تنها راهبرد آمریکا برای سرکوب دولت‎های مخالف ازجمله کوبا است.

به گزارش آوا دیپلماتیک، خبرگزاری مهر مصاحبه‌ای با الکسیس باندریج وگا سفیر کوبا در تهران داشته است که در ادامه می خوانید:

از آنجا که مصاحبه به‌طورعمده بر روابط بین‌الملل کوبا متمرکز است، لطفاً پیش از پرداختن به اصل سوالات، چشم‌انداز بهتری از ویژگی‌های منطقه‌ای آمریکای لاتین و جایگاه کوبا در این منطقه ارائه دهید.

عبارت آمریکای لاتین به منطقه‌ای اطلاق می‌شود که مردم آن به زبان‌های لاتین به‌ویژه اسپانیایی، فرانسه و پرتغالی تکلم می‌کنند. این منطقه مساحتی بیش از ۲۱ میلیون کیلومترمربع را دربرمی‌گیرد (۱۳.۵ درصد از سطح کره زمین) و حدود ۵۶۹ میلیون سکنه دارد. منطقه آمریکای لاتین همچنین تنوع بیولوژیکی و جغرافیایی به ویژه به‌لحاظ آب ‌وهوایی دارد که این شامل برخی از بزرگترین رودخانه‌های جهان و ذخایر مهم غذایی، انرژی، منابع معدنی ازجمله نفت، مس، لیتیوم و نقره است.

کوبا جزئی از مجمع‌الجزایر دریای کارئیب است و به‌دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی آن در ورودی خلیج مکزیک، از دوره استعمار تا کنون به عنوان کلید خلیج مکزیک شناخته می‌شود. کوبا بزرگترین جزیره مجمع‌الجزایر آنتیل بزرگ است که با ۱۱.۲ میلیون سکنه، مساحتی حدوداً ۱۱۰ هزار کیلومتر مربع در اختیار دارد.

کوبا با ۱۹۷ کشور ارتباط و در ۱۲۴ کشور سفارت دارد که از تعداد ۱۲۰ سفیر، ۳۲ درصد آنها زن هستند. کوبا همچنین در ۷۸ کشور، تعداد ۱۴۰ دفتر کنسولی و ۱۵۸ انجمن دارد و خود نیز میزبان ۱۱۳ سفارت خارجی است.

در دولت ترامپ، دادوستد با شمار زیادی از شرکت‌هایی که متهم به رابطه با نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی کوبا هستند؛ ممنوع است. درعین‌حال، کاخ سفید از رفع برخی محدودیت‌های صادراتی به بخش خصوصی کوبا سخن می‌گوید حال‌آنکه سفارت‌خانهها نیز اگرچه تقریباً خالی از پرسنل، اما همچنان باز هستند. پشت پرده این رویکرد دوگانه چه چیز پنهان است؟

فکر نمی‌کنم استاندارد دوگانه‌ای درکار باشد. فقط یک استاندارد وجود دارد که ۵۸ سال پیش به وضوح از سوی دولت آمریکا تعریف شد و همچنان به قوت خود باقی است آنچنان که گویی همین ۵ دقیقه پیش تبیین شده باشد و من آن را عیناً برای شما نقل می‌کنم: اکثر کوبایی‌ها از کاسترو حمایت می‌کنند. هیچ اپوزیسیون سیاسی موثری وجود ندارد. تنها راه ممکن برای نابودی حمایت داخلی از رژیم، تحریک ناامیدی و دلسردی از راه مشقت و نارضایتی اقتصادی است. باید حیات اقتصادی کوبا را تضعیف کنیم. یکی از ابزاری که می‌تواند تاثیر بسیار زیادی داشته باشد قطع دسترسی کوبا با خدمات مالی و عرضه کالا است که به کاهش درآمد پولی و حقوق واقعی منجر می‌شود و گرسنگی، ناامیدی و سرنگونی دولت را در پی دارد.

در طول دولت اوباما، تحریم کوبا با شدت زیادی دنبال می‌شد. حتی دولت اوباما به لحاظ جریمه علیه موسسات مالی بین‌المللی برای رابطه با بانک‌های عمومی یا شرکت‌های کوبایی، رکورد شکست و ممانعت از دسترسی به چرخه دلار نیز ادامه داشت.

درست است که مقدار اندکی از معافیت‌های اقتصادی که از سوی اوباما ارائه شد، به بخش خصوصی منتقل شد. اما قسمت اعظم بخش خصوصی نیز از گزند تحریم در امان نماند و این وضعیت همچنان برقرار است. تحریم همه ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این غیرعادلانه‌ترین، شدیدترین و عمیق‌ترین نظام تحریم‌های یکجانبه‌ای است که تاکنون علیه کشوری اعمال شده است و می‌توانم به شما اطمینان بدهم که این اصلی‌ترین مانع توسعه اقتصادی کوبا و بهره مندی کامل مردم آن از همه حقوق انسانی خود است.

تفاهم‌نامه امنیت ملی ریاست‌جمهوری مبنی بر تشدید سیاست آمریکا دربرابر کوبا مورخ ۱۶ ژوئن ۲۰۱۷ که مورد تایید ترامپ واقع شد، درمیان اهدافش، تشدید تحریم‌های ضدکوبا را نیز گنجانده و این مسئله مانعی جدی برای روابط دوجانبه با این کشور تلقی می‌شود.

گسترش دامنه فراسرزمینی تحریم‌ها نمونه دیگری از تشدید این سیاست با تاثیر قابل‌توجه بر روابط مالی و اعتباری کوبا در سطح بین‌الملل است. با حضور ترامپ، اعمال فشار دائمی بر تراکنش‌ها، عملیات‌های مالی و اعتباری کوبا در ابعاد جهانی تداوم یافته و تاثیر جدی بر اقتصاد ما به‌ویژه فعالیت‌های تجاری شرکت‌ها و همچنین بانک‌های کوبایی در ارتباط با بانک‌های بین‌المللی می‌گذارد. در سال ۲۰۱۸، ده‌ها بانک در همه مناطق جهان درراستای محو رد هرگونه تعامل با کوبا، تصمیم به قطع‌رابطه با کوبا یا شرکت‌های خارجی (طرف معامله با کوبا) گرفتند و این مسئله حتی شامل شهروندان کوبایی آن هم به صرف اینکه داری تابعیت این کشور هستند، نیز می‌شود.

آمریکا باید به‌صورت یک‌جانبه و بدون‌هیچ قیدوشرط به تحریم کوبا خاتمه دهد. حتی افکار عمومی آمریکا نیز در راستای رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط حمایت حداکثری را از خود نشان می‌دهند که این موضوع شامل حال جامعه بین‌الملل و مهاجرین کوبایی ساکن آمریکا نیز می‌شود حال‌آنکه واشنگتن این موضوع را نادیده می‌گیرد. در ۳۱ اکتبر ۲۰۱۸، ما بازگشت این سیاست را محکوم کرده و بار دیگر پیش‌نویس قطعنامه‌ای با عنوان لزوم پایان تحریم اقتصادی، تجاری و مالی تحمیل شده از سوی آمریکا علیه کوبا را به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه می‌دهیم. ما از اصول خود کوتاه نیامده و درعین‌حال، از مطالبه حق خود مبنی بر رفع کامل تحریم‌ها دست نمی‌کشیم.

در اینجا می‌خواهم از فرصت پاسخگویی به سوال شما برای اعلام مراتب قدردانی عمیق کوبا از دولت و مردم ایران که خواهان توقف این سیاست (آمریکا) هستند استفاده کنم- سیاستی که هرگز مانع از آن نشد که کوبا از حق تمامیت ارضی و انتخاب آزادانه سرنوشت خود کوتاه بیاید.

برخی کارشناسان بر این باورند که با بازگشت به سیاست جنگ سرد علیه کوبا، ترامپ فرصت بهره‌برداری از تغییر تاریخی رهبر کوبا را از دست داده است. از سوی دیگر، برخی کارشناسان بر این باورند که سیاست احیاء روابط که در دوره باراک اوباما کلید خورد، با توجه به تداوم همکاری نزدیک هاوانا-کاراکاس و عدم رفع دغدغه‌های حقوق بشری، هیچ دستاورد محسوسی نداشته است. نظر شما در این باره چیست؟

اوباما فصل منحصر به فردی در تاریخ روابط آمریکا-کوبا نگاشت که تاثیرات محسوسی به دنبال داشت. در این روابط جدید که از دسامبر ۲۰۱۴ بین واشنگتن-هاوانا آغاز شد، ۳ نفر از ۵ کوبایی قهرمانی که دربند زندان‌های آمریکا بودند به وطن بازگشتند. کوبا از لیست تروریسم وزارت خارجه آمریکا خارج شد و روند پذیرش خودکار مهاجرین کوبایی‌هایی که وارد خاک آمریکا می‌شدند؛ خاتمه یافت. به‌همین‌ترتیب، روابط دیپلماتیک در سطح سفارت‌خانه‌ها از سر گرفته شد و ۲۲ توافق که در جهت تامین منافع هر ۲ طرف بود، امضا شد. سفر شهروندان آمریکایی به کوبا نیز در چارچوب سیاست ارتباط مردم با مردم که هدف از آن تاثیر بر مردم کوبا و درعین‌حال انتقال ادراکات و احساسات مردم کوبا به جامعه آمریکایی است، مجاز شد. علاوه بر تاثیر دوجانبه، این امر (سیاست بهبود روابط) بر متحدین آمریکا به‌منظوراتخاذ تصمیم برای ایجاد روابط حسنه با کوبا تاثیرگذار بود.

در آوریل ۲۰۱۶، باراک اوباما از هاوانا بازدید کرد. راهبرد ارتباطی وی اصولاً مبتنی بر ۲ هدف بود: کمرنگ کردن ایده دشمنی آمریکا با کوبا (که به بیان دیگر به‌منزله پاک کردن تاریخ کوبا بود) و تاکید براینکه دلایل داخلی سرچشمه مشکلات روزمره‌ای است که کوبا با آنها مواجه است. وی از همه این موارد بی‌آنکه تاثیر تحریم‌های آمریکا را لحاظ کند، صحبت کرد چه برسد به تهاجم سیاسی، اقتصادی و نظامی دولتش علیه ونزوئلا- کشوری که بیشترین میزان تجارت با کوبا را در آن برهه زمانی داشت. وی از ونزوئلا به عنوان تهدید فوق‌العاده و بی‌سابقه علیه امنیت ملی آمریکا نام برد و آزار و اذیت مالی (جنگ اقتصادی) و همچنین حمایت آشکار خود از خشونت اعمال شده از سوی اپوزیسیون این کشور را که به دولت نیکلاس مادورو چشم دوخته‌اند؛ افزایش داد.

درعین‌حال، اوباما لیست تغییرات باب میل واشنگتن در کوبا را گسترش داد و به‌دنبال افزایش فشار از سطوح پایین (جامعه) به سطوح بالایی بود.

اما علیرغم همه‌چیز، باوجود چالش‌های قدیمی و جدید، ونزوئلا و کوبا همچنان پابرجا هستند و پابرجا نیز باقی خواهند ماند.

شما از تغییر تاریخی رهبری کوبا سخن می‌گویید. می‌توانم اطمینان خاطر بدهم که دوام تنها مشخصه رئیس جمهوری فعلی و دولت کوبا است. به گفته میگوئل دیاز کانل رئیس‌جمهوری کوبا: این کشور درخصوص حق حاکمیت و استقلال خود مصالحه نخواهد کرد. هدف ما تداوم بخشیدن به انقلابی است که در اول ژانویه ۱۹۵۹ آغاز شد. من این مسئولیت را با اعتقاد راسخ به اینکه مردم کوبا- از جایگاهی که در آن قرار داریم- به الگوی فیدل کاسترو رهبر تاریخی کوبا و همچنین رائول کاسترو همرزم وی وفادار خواهند ماند، برعهده دارم. در چنین وقت‌هایی، (مردم) کوبا از ما انتظار دارند شبیه نسل تاریخ‌سازی عمل کنیم که از پس هرگونه نبردی برمی‌آمدند.

به‌همین دلیل، انتخاب رئیس جمهوری جدید و شورای جدید وزرا به ترامپ هیچ فرصتی بیش از آنچه که پیشتر داشت یا حتی اکنون دارد، نداد. درواقع، ترامپ با تشدید تحریم‌های کوبا و تکرار نطق‌های تهاجمی و ناشایست که سرشار از اشتباه و تجاهل است، همه فرصت‌ها را از دست داد.

در انتهای سوال به مسائل حقوق‌بشری اشاره کردید. این می‌تواند موضوعی برای یک مصاحبه مجزا باشد. تنها می‌خواهم اظهارات برونو رودریگز پاریلا وزیر خارجه کوبا در حضور مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ ۱ نوامبر ۲۰۱۷ را یادآوری کنم که گفت: آمریکا کشوری که در آن نقض آشکار حقوق بشر نگرانی عمیق جامعه بین‌الملل را موجب می‌شود، کوچکترین وجاهت اخلاقی برای انتقاد از کوبا ندارد- کشور متحد و کوچکی که از مسیر بین‌المللی شناخته‌شده‌ و مردم شریف، سخت‌کوش و خون‌گرمی برخوردار است. این امپراتوری (آمریکا) مسئول اغلب جنگ‌هایی است که امروز بر روی کره زمین رخ می‌دهد و موجب قتل بی‌گناهان می‌شود. جنگ‌هایی که با نادیده گرفتن قوانین بین‌الملل و منشور سازمان ملل متحد، عاملی تعیین‌کننده در بی‌ثباتی دنیا و تهدیدی جدی برای صلح و امنیت جهانی است.

چند ماه پیش فرصت مصاحبه با سفیر نیکاراگوئه به دست آمد و درباره شماری از مسائل ازجمله بحران اخیر نیکاراگوئه، جنگ اقتصادی علیه ونزوئلا و دخالت عوامل خارجی در همه آشوب‌های آمریکای لاتین صحبت کردیم. اکنون سوال این است: پس پرده دشمنی آشکار برخی کشورها با دولت‌های چپگرای آمریکای لاتین چیست؟

توصیه می‌کنم سند نشست بیست‌وچهارم انجمن سائو پائولو که از ۱۵ تا ۱۷ سال جاری میلادی در هاوانا برگزار شد را مطالعه کنید. این سند به طور مفصل، جزء‌به‌جزء، منتقدانه و از آن مهم‌تر با نگاهی خودانتقادی به مسائل جاری آمریکای لاتین، سیاست آمریکا در قبال منطقه، توطئه الیگارشی‌های نئولیبرال، مشکلات جناح چپ و دیگر مسائل می‌پردازد.

امروزه، زندگی آمریکای لاتین و کارائیب بار دیگر تحت تاثیر نوعی تهاجم همه‌جانبه ضدانقلابی است که محصول همگرایی منافع و تلاش‌های جمعیِ نخبگان جهانی کاپیتالیسم فراملی، دولت آمریکا به‌عنوان هسته این هژمونی و همچنین جناح‌های الیگارشی و بورژوازی‌های منطقه‌ای وابسته است. به‌این‌ترتیب، زندگی در آمریکای لاتین و کارائیب مجدداً متحمل بی‌عدالتی می‌شود که ماحصل احیاء سیاست‌های نئولیبرالیسم محور است. ناکامی‌های سیاسی و اجتماعی برخی کشورهای منطقه این مسئله را به‌خوبی عیان می‌کند.

بی‌شک، دولت فعلی آمریکا مداخله خود در آمریکای لاتین را افزایش داده است. من از نوعی مداخله بسیار خطرناک صحبت می‌کنم که حضور ۷۶ پایگاه نظامی، حمایت از کودتاهای نظامی و قضایی و همچنین پیگرد قانونی رؤسای جمهور فعلی و سابق، تلاش برای سوء‌قصد به جان نیکلاس مادورو، تحریم‌ها و محاصره‌های اقتصادی، توسل به سازمان بی‌اعتباری چون سازمان کشورهای آمریکایی (OAS) علیه دولت‌های پیش‌رو، جنگ فرهنگی، حمایت از چهره‌های فاسد، نئولیبرال و محافظه‌کار افراطی را شامل می‌شود. تلاش‌ها با هدف ترغیب به تفرقه و تسلیم در میان دولت‌های آمریکای لاتین انجام می‌شود و همچنین با هدف ایجاد ائتلاف علیه دولت‌های پیشرو، زوال سیاسی بخش‌های مردمی و اجتماعی نهضت‌های موجود، ناتوان جلوه دادن سوسیالیسم یا سیاست‌های دولت‌ها در زمینه عدالت اجتماعی، تقویت اقدامات غیردولتی، مبارزات ضدسیستماتیک، همکاری قوای قضائیه با نهادهایی که از سوی واشنگتن کنترل می‌شوند تا جنگی هدفمند و سبعانه را علیه احزاب چپ منطقه راه بیندازند.

آنچه در پس پرده همه این اقدامات وجود دارد، به باد دادن دستاوردهای دولت‌های محبوبی است که در دهه‌های گذشته، طرح‌های ضدامپریالیستی داشته‌اند تا به این وسیله منافع امپریالیستی، توسعه‌طلبانه، کنترل‌گرایانه و غارتگرانه واشنگتن در آمریکای لاتین تامین شود.

علیرغم تلاش‌های آمریکا برای واداشتن کشورهای آمریکای لاتین به تبعیت از واشنگتن، برخی کشورها نظیر ونزوئلا، کوبا و نیکاراگوئه همچنان موفق به گریز از دام وابستگی هستند. حتی بعد از گذشت یک دهه، شاهد ظهور جریانی نسبتاً چپ‌گرا در مکزیک- همسایگی آمریکا- هستیم. دلیل محبوبیت و البته شکست‌های اخیر برخی از دولت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین چیست؟

تهاجم‌های ضدانقلابی، امپریالیستی و الیگارشیک نیروهای چپگرا را متحمل خسارت زیادی کرده تاآنجا که فرصتی برای شناخت، تشخیص و درنهایت رفع اشتباهات و کاستی‌های خود نداشته‌اند. دودستگی در سطح مردمی آن هم در مواجهه با دستورکار نئولیبرالیسم تازه‌ احیا شده، غیرقابل انکار است. همچنین استبداد و اهانت سیاستمدارانی که طرفدار طرح‌های راستگرایان هستند و نیز افزایش محبوبیت چهره‌ها و طرح‌های فاشیستی در برخی کشورهای منطقه.

گرایش‌های شکست‌خورده، حمایت یا سازش دربرابر فردگرایی و فرقه‌گرایی، فقدان اعتماد به نفس به توانایی سیاسی مردم تحت استعمار نیز وجود داشته است. این نه تنها اهانت به قهرمانان و شهدایی تلقی می‌شود که برای رهایی قاره ما تلاش کردند، بلکه نوعی امتیازدهی بلاعوض و غیرضروری به آمریکا و متحدین جهانی و منطقه‌ای آن نیز محسوب می‌شود.

این حقایق به طور اساسی بازگو کننده تغییر نامطلوب در ضریب همبستگی نیروهایی است که امروزه حکومت می‌کنند. مواردی چون انقلاب بولیواری ونزوئلا، اساندینیست نیکاراگوئه و سوسیالیست کوبا دستاورد تلاشی طولانی‌مدت هستند که در سایه آن مردم به عزت و آزادگی حاصل از برنامه‌های اجتماعی رسیده و به وحدت و درک سیاسی نائل شدند. به‌این‌ترتیب، مسیری سیاسی با پشتوانه‌ مهم مردمی شکل گرفت. وحدت، آگاهی، رهبری مسائل بسیاری کلیدی هستند.

این استدلال وجود دارد که سیاست ترامپ درقبال کوبا این کشور را بیش از پیش به دامان روسیه و چین سوق می‌دهد. بازدید اخیر رزم‌نام روسیه از بندر هاوانا، روابط تجاری روس‌نفت و کوبا و این شایعه که روسیه در پس حمله صوتی به دیپلمات‌های کوبایی مستقر در کوبا قرار دارد. آیا این شایعه که روسیه قصد برهم زدن روابط آمریکای لاتین با آمریکا را دارد، صحت دارد؟

روابط کوبا-روسیه فوق‌العاده و مبتنی بر دوستی‌های قدیمی میان مردم ۲ کشور است. آنها در عرصه منافع مشترک رابطه مثبت و روبه‌رشدی را تجربه می‌کنند که از آن میان می‌توان به مذاکرات سیاسی سطح بالا، روابط اقتصادی-بازرگانی و علمی-فناوری، همچنین فرهنگی و آموزشی اشاره کرد.

ما در خصوص دیدگاه‌هایی که به موضوعات مختلف بین‌المللی بازمی‌گردد و همچنین دفاع از صلح و نقش سازمان‌های بین‌المللی اتفاق نظر داریم. در رابطه میان کوبا و چین هم وضع به همین منوال است.

درخصوص حوادث ادعایی درباره دیپلمات‌های آمریکایی مستقر در هاوانا، می‌توانم اطمینان خاطر بدهم که کوبا هیچ نقشی در آن ندارد و آمریکا عمداً دروغ‌پردازی می‌کند. کوچکترین مدرکی مبنی بر وقوع چنین حوادثی وجود ندارد.

کوبا، بی هیچ استثناء، در عمل به تعهدات خود مبنی بر حفاظت از دیپلمات‌های خارجی اهتمام می‌ورزد.

عناصر ضدکوبا به لحاظ سیاسی در این مسئله دستکاری کرده‌اند تا به رابطه ۲ کشور روندی معکوس دهند. تصمیمات شتابزده، بی‌اساس و غیرقابل‌قبول آمریکا به طور جدی عملکرد سفارت‌خانه‌ها و روابط دوجانبه ازجمله گفتگوهای رسمی، همکاری‌ها، تعاملات، سفر آمریکایی‌ها به کوبا و دیدارهای خانوادگی را تحت‌الشعاع قرار داده است.

حتی دستورکار رسانه‌ای در راستای جلب توجه مردم به این مسئله (اتهام حمله صوتی به دیپلمات‌های آمریکایی) وجود دارد. نمی‌دانم قرار است این مسئله را تا کجا پیش ببرند. آنها استاد بهانه‌تراشی و آغاز درگیری هستند. در مرحله نخست، فرضیه حمله صوتی بود، بعد به حمله ویروسی تبدیل شد و حالا هم امواج مایکرو. نمی‌دانیم فردا داستان چه‌طور خواهد بود. هر ادعایی غلط و پوچ است. آنها هم این را می‌دانند. هیچ شاهد موثقی وجود ندارد و حتی جدیتی هم در آنچه که می‌گویند ندارند.

ضمناً علیه روسیه کارزارهای زیادی وجود دارد. هر روز خبری می‌شود. آنها (آمریکا) نمی‌دانند که چه ادعایی را از خودشان اختراع کنند. واقعیت این است که روسیه سهم بسزایی در توازن جهانی دارد تا مانع از وجود جهانی تک‌قطبی شود و این مسئله برخی از بخش‌های قدرت در آمریکا را می‌آزارد.

درباره پیشنهاد ترامپ مبنی بر تهاجم نظامی علیه ونزوئلا یا ترور بشار اسد رئیس جمهوری سوریه، خبرهایی منتشر شده است. واکنش شما به اینگونه اخبار چیست؟

طرح‌های آمریکا چه در ونزوئلا و چه در سوریه شکست خورده است. توسل به زور و قتل نیز گزینه‌های ناامیدکننده‌ای هستند که هرگز از دستورکار سیاسی آمریکا خارج نشده‌اند. تنها درمورد فیدل کاسترو، اسنادی مبنی بر ۶۰۰ مورد تلاش برای سوء‌قصد به جان وی وجود دارد.

تنها توصیه‌ای که برای دولت آمریکا درباره این موارد دارم این است که دوباره به موضوع فکر کرده و مرتکب اشتباهی نشوند چراکه ممکن است برایشان گران تمام شود.

روابط سیاسی و اقتصادی ایران و کوبا در چه سطحی است؟ در چه حوزه‌هایی انتظار همکاری و همگرایی بیشتری داریم؟

روابط میان ۲ ملت، از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی، رو به استحکام بوده است.

هر ۲ کشور سخت تلاش می‌کنند تا همکاری‌های اقتصادی و تجاری را نیز به سطح روابط سیاسی برسانند. درخصوص منافع مشترک، چندین حوزه است که در حال حاضر هم همکاری در آنها نتیجه‌بخش بوده است و برخی دیگر از حوزه‌ها نیز در مرحله شکوفایی قرار دارند که شامل بیوتکنولوژی (واکسن و دارو)، انرژی، صنایع کوچک، فناوری نانو، بخش آکادمیک، توریسم، رسانه و غیره است.

کوبا با تصمیم آمریکا مبنی بر خروج از برجام و تحمیل تحریم و تدابیر اقتصادی خشن و یک‌جانبه علیه ایران به‌شدت مخالفت کرد.

ناکامی در عمل به این تعهد بین‌المللی، ناقض قوانین همزیستی میان دولت‌ها است و می‌تواند پیامدهای جدی را برای امنیت و ثبات منطقه و جهان داشته باشد.

ما خواهان احترام به توافق هسته‌ای از سوی همه امضاکنندگان برجام هستیم حال‌آنکه حق مشروع همه ملت‌ها به تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز را به رسمیت می‌شناسیم.

نهایت آنکه، دوست دارم تاکید کنم هاوانا روی حمایت ارزشمند ایران درخصوص درخواست به‌حق کوبا برای خاتمه محاصره اقتصادی آمریکا حساب باز کرده و همیشه قدردان خواهد بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.