بیانیه مطبوعاتی سفارت گرجستان در تهران

تنویر گذشته برای دیدن آینده

14 سال از تهاجم نظامی روسیه علیه گرجستان در سال 2008 می گذرد. این حمله­ی آشکار به اصول و هنجارهای بنیادین قوانین بین المللی، منشور ملل متحد و نیز قطعنامه نهایی هلسینکی، تاثیر ماندگاری بر معماری امنیت اروپا بر جای گذاشت. در واقع، این اتفاق بدعتی بود که فاز جدیدی از تحول سیاست تهاجمی روسیه را در مقابل جهان دموکراتیک و نظام بین المللی مبتنی بر قانون نشان داد. روسیه با اعمال زور و استفاده از طیف وسیعی از ادوات زرادخانه جنگ ترکیبی خود، شروع به ایجاد رعب و وحشت در جهان کرد در حالیکه پاسخگو اقداماتش نبود. گرجستان اولین هدف بود اما افسوس که آخرین نبود. تشدید سیاست تهاجمی که باعث پدید آمدن کانون های داغ جدید در قاره اروپا و جاهای دیگر شد و مقیاس بی سابقه ای که در اوکراین به خود گرفت، بر حس امنیت جمعی ما تاثیر گذاشته و ما را مجبور کرده است تا در رویکردهای خود تجدید نظر کنیم و برای حفظ ارزش ها و امنیت خود و نیز حفظ قوانین بین المللی به پا خیزیم.

روسیه پس از تهاجم نظامی متعارف به گرجستان در سال 2008، کار را با جنگ غیر متعارف و اشغال غیر قانونی مناطق آبخازیا و تسخینوالی ادامه داد که اکنون بدل مناطقی کاملا نظامی شده اند و روسیه کنترل موثری بر آنها دارد. اقدامات آشکاری در جهت الحاق این مناطق وجود دارد و مردم متاثر از این درگیری مجبور به تحمل اشکال شدید نقض حقوق بشر و وضعیت غیر قابل تحمل انسانی در صحنه هستند.

جنگ متجاوزانه روسیه علی اوکراین شاید یک غافلگیری برای کل دنیا بود اما برای مایی که در گذشته قربانی تهاجم نظامی روسیه بودیم جای کمترین تعجب را داشت. بعد از تهاجم نظامی به گرجستان در سال 2008 که در واقع چراغ سبزی برای ادامه نادیده گرفتن هنجارها و اصول بنیادین قوانین بین المللی و فرو بردن کل قاره در بی ثباتی بیشتر بود، روسیه به سراغ “کار معمول” خود بازگشت. مورد گرجستان به تنهایی نمونه ای آشکار است که نشان می دهد ما نمی توانیم روسیه را با حملاتش به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای همسایه، استقرار غیر قانونی پایگاه های نظامی، اشغال سرزمین های کشورهای مستقل، نقض شدید حقوق بشر در سرزمین های اشغالی و بی توجهی به تعهدات بین المللی، نادیده بگیریم. اکنون آشکار شده است که ایده و مفهوم “نبرد منجمد”  توهم مخربی از صلح به وجود می آورد و چنانچه بخواهیم امنیت اروپا و نظم بین المللی مبتنی بر قانون را حفظ کنیم، این وظیفه جهان متمدن است که موضعی قاطعانه از خود نشان دهد و گام های موثری برای حل و فصل منازعات حل نشده در شرق اروپا بردارد و به اشغالگری روسیه پایان دهد.

14 سال و ادامه این شمارش

در خلال 14 سال اشغال روسیه، بر خلاف باور رایج و ساده لوحانه، در مناطق اشغال شده گرجستان نه آرامشی وجود داشته است و نه ثبات. وضعیت این مناطق با وجود اقدامات تحریک آمیز و شکننده، گرفتن جان افراد و گروگان گیری متزلزل بوده است و پیامدهای منفی چشمگیری را برای همه مردم متاثر از درگیری به همراه داشته است. ما شاهد زوال پیوسته وضعیت امنیتی، انسانی و حقوق بشری در مناطق اشغالی بوده ایم.

روسیه پایبند توافقنامه آتش بس 12 آگوست 2008 که با میانجیگری اتحادیه اروپا به دست آمد، نماند و از این رو بعد از گذشت 14 سال، گرجستان همچنان تنها طرفی است که به طور کامل از آن پیروی می کند. بر خلاف مفاد این توافقنامه، روسیه همچنان دو منطقه گرجستان را اشغال می کند و به گسترش کنترل موثر خود در آن ادامه می دهد. اگرچه دولت روسیه با قطعیت این مسئله را تکذیب می کند اما حکم 21 ژانویه 2021 دادگاه حقوق بشر اروپا (ECHR)، به طور قانونی اشغال و کنترل موثر روسیه بر مناطق آبخازیا و تسخینوالی را تایید می کند و روسیه را مسئول نقض شدید حقوق بشر می داند.

تهاجم نظامی روسیه به اوکراین، چالش های ریشه گرفته از اشغال مناطق گرجستان توسط روسیه را تشدید می کند. دو منطقه با دو پایگاه نظامی غیر قانونی مستقر شده­ی روسیه و مجموعه ای از جدیدترین تسلیحات تهاجمی، پیامدهای امنیتی چشمگیری برای گرجستان و کل منطقه دارد. این حس ناامنی با وجود مانورهای نظامی مکرر و بزرگ روسیه که با نقض توافقنامه آتش بس در هر دو منطقه اشغالی انجام می شود، تشدید می شود. برای مثال اشاره می دارد که از ابتدای سال 2022 حدود چهل مانور نظامی غیر قانونی در هر دو منطقه اشغالی برگزار شده است.

در راستای گسترش سیاست تحریک آمیز خود، روسیه خودش را مشغول فرآیند به اصلاح مرزبندی کرده و با نصب علائمی چون حصارهای سیم خاردار و تعبیه تراشه های ضد آتش در کنار خط اشغال خود، به اصطلاح مرزش را ارتقا داده است. این فرآیندها تاثیر مخربی بر وضعیت میدانی دارد و فشار فزاینده ای را به جمعیت تحت تاثیر از درگیری وارد می کند.

علاوه بر پیامدهای امنیتی این فرآیندها، به ویژه وضعیت ابعاد انسانی و حقوق بشری اشغاگری روسیه نگران کننده است. فشار روز افزون بر جمعیت متاثر از درگیری و سو استفاده از حقوق و آزادی های اساسی آنها هر سال دارد بیشتر می شود. علاوه بر این، معیشت مردم مناطق متاثر از درگیری به خاطر محرومیت از آزادی رفت و آمد به طور جد به چالش کشیده شده است که هدف این کار دور افتادن کامل این مناطق از بقیه گرجستان و مانع تراشی بر سر راه تلاش های گرجستان و حمایت های شرکای آن برای مصالحه و اعتماد سازی است. بسته نگه داشتن های طولانی مدت خطوط مرزی اشغال شده، این مناطق را در آستانه یک بحران انسانی قرار داده است. هزینه این کار از دست رفتن جان ده ها انسانی بوده است که نتوانستند کمک های پزشکی اضطراری از مناطق تحت کنترل دولت گرجستان دریافت کنند. بر اساس ارزیابی گزارش تلفیقی دبیر کل شورای اروپا در تاریخ 4 آپریل 2022: “وضعیت حقوق بشری و انسانی جوامع متاثر از درگیری به ویژه به دلیل تداوم و/یا محدودیت های جدید اعمال شده بر آزادی رفت و آمد، مشکل مستند سازی و موانع دسترسی به خدمات اولیه، همچنان در تنگنا باقی مانده است.

هر ساله شاهد اشکال شدیدتری از تبعیض قومی هستیم؛ مثلا آنکه گرجی های منطقه صرفا به خاطر قومیتشان به طور فزاینده ای مورد هدف نیروهای اشغالگر روسیه قرار می گیرند. مضاف بر این، تحصیل به زبان مادری در مدارس و کودکستان های مناطق اشغالی تقریبا به طور کامل از بین رفته است و سیاست سیستماتیک از بین بردن زبان گرجی در کنار سایر اِلِمان های گرجی وجود دارد. همچنین حملات عمدی به میراث فرهنگی گرجستان در هر دو منطقه اشغالی باعث نگرانی است. این آثار با هدف از بین بردن همه پیوندهای فرهنگی با هویت تاریخی و فرهنگی گرجستان در معرض جعل قرار گرفته اند.

در میان سایر زمینه ها، آنچه که بیش از همه درک ماهیت این درگیری را برجسته می کند، بحث نقض حق زندگی است. اشغالگری ادامه دار روسیه منجر به از دست رفتن جان ها و نیز جراحت های بیشتر می شود و افراد بیشتر و بیشتری به احتمال زیاد طعمه آن می شوند. با اعمال بازداشت های غیر قانونی و آدم ربایی، افرادی بیشتری شکنجه می شوند، مورد اصابت گلوله قرار می گیرند و کشته می شوند و هیچ کس در قبال این جنایات هولناک پاسخگو نیست. پرونده شکنجه و قتل آرچیل تاتوناشویلی (Archil Tatunashvili)، گیگا اتخوزوریا (Giga Otkhozoria)، دیوید باشوریلی (David Basharuli) و نیز فوت ایراکلی کواراتسخلیا (Irakli Kvaratskhelia) در پایگاه های نظامی روسیه در منطقه آبخازیا نمونه هایی برجسته از چهره واقعی اشغالگری روسیه است. افراد دیگر همچون زازا گاخلادزه (Zaza Gakheladze) خوش شانس تر بودند که بعد از اصابت گلوله در حین بازداشت غیر قانونی، تنها زخمی شدند. کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در آخرین گزارش خود از اشغال گرجستان این طور بیان کرد: “این چنین عدم پاسخگویی، به فضای معافیت از مجازات می انجامد که می تواند منجر به تنش و ناامنی بیشتر شود.”

در عین حال، روسیه صدها هزار آواره و پناهنده گرجستانی را از حق بازگشت امن و با عزت به خانه های خود محروم می کند. این میزان از تبعیض قومیتی در هر دو منطقه احتمالا آمار آوارگان و پناهندگان را افزایش می دهد. به نظر می رسد حذف تمام قومیت ها و سایر اِلِمان های گرجی، در شرایطی که سیاست “روسی سازی” مناطق آبخازیا و تسخینوالی ادامه دارد، هدف راهبردی روسیه است.

از سال 2008 روسیه در حال تسریع اقداماتش برای الحاق غیر رسمی دو منطقه گرجستان به خاک خود است و اخیرا این سیاست بارزتر نمایان شده است. بنابر معاهدات به اصلاح ادغام، بین روسیه و رژیم های تحت اشغالش، این دو منطقه به سمت فضای نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و قضایی روسیه کشیده می شوند و مرزهای بین آنها با مناطق خود مختار روسیه در شمال قفقاز محو می شوند. یکی از آخرین اقدامات این سیاست، تصویب برنامه به اصطلاح ایجاد فضای مشترک اجتماعی و اقتصادی بین فدراسیون روسیه و منطقه اشغالی آبخازیا با هدف حذف آخرین موانع روسیه برای تسلط کامل بر این منطقه است. رژیم اشغالگر روسیه خواهان پیوستن منطقه تسخینوالی به فدراسیون روسیه شده است و اخیرا اقدامات خاصی در این مورد انجام داده است؛ یعنی آغاز بحث هایی در خصوص ترتیب دادن یک همه پرسی. این فرآیندهای خطرناک از اذهان بیرون نمانده است. از جمله واکنش ها قطعنامه 2438 (2022) مجمع پارلمانی شورای اروپا است که “اشغال غیر قانونی و الحاق خزنده روسیه در منطقه آبخازیا و منطقه تسخینوالی/اوستیای جنوبی را که با افزایش نظامی‌ سازی غیرقانونی و محدودیت‌ های آزادی رفت و آمد باعث ایجاد یک وضعیت خطرناک امنیتی، انسانی و حقوق بشری شده است، باعث تاسف دانسته و محکوم می کند.”

از آنجایی که نهادهای بین المللی ناظر بر امنیت و حقوق بشر اجازه دسترسی به مناطق اشغالی را ندارند، وضعیت در صحنه دارد بیش از پیش نگران کننده می شود. هیئت نظارت اتحادیه اروپا در گرجستان (EUMM)، تنها مجموعه بین المللی حاضر در صحنه، فقط می تواند در مناطق تحت کنترل دولت گرجستان، ماموریت خود را اعمال کند. در همین راستا، باید گفت که بازداشت یک ناظر از هیئت نظارت اتحادیه اروپا در گرجستان توسط نمایندگان رژیم اشغالگر روسیه اتفاق اسفناکی بود.

فدراسیون روسیه در کنار اقدامات تحریک آمیز و غیرقانونی خود در صحنه، مانع از تلاش های صلح آمیز گرجستان و شرکای بین الملل آن می شود. در 14 سال گذشته که روسیه همواره موضوع مذاکرات بین المللی ژنو بوده است، در نهایت کاری کرده است که شانس های موفقیت مرده به دنیا بیایند. تمایل همیشگی روسیه به خراب کردن مذاکرات موثر و سیاسی کردن مسائل انسانی و حقوق بشری به این واقعیت منجر شده است که موارد اصلی دستور کار مذاکرات همچون عدم اعمال زور، ترتیبات امنیتی بین المللی، بازگشت آوارگان داخلی و پناهندگان و نیز رفع نیازهای اصلی مردم متاثر از درگیری، بی جواب باقی بماند. همین مسئله در خصوص جلسات مکانیزم پیشگیری از حوادث و واکنش (IPRM) نیز صدق می کند و با وجود پابرجا بودن وضعیت بی ثباتی در صحنه، جلسه IPRM در شهر گالی همچنان به تعویق انداخته می شود. اهمیت مذاکرات بین المللی ژنو را نمی توان دست کم گرفت چرا که آن تنها قالب مذاکرات بین گرجستان و روسیه با مشارکت بازیگران بین المللی مثل اتحادیه اروپا، سازمان امنیت و همکاری اروپا، سازمان ملل و ایالات متحده، با هدف رسیدگی به اجرای توافقنامه آتش بس به تاریخ 12 آگوست 2008 توسط روسیه است. تهاجم نظامی روسیه به اوکراین به وضوح ضرورت وادار کردن فدراسیون روسیه به اجرای تعهدات بین المللی خود را برجسته کرده است.

گرجستان پیرو سیاست حل و فصل صلح آمیز منازعه و مصمم به پیشبرد تلاش های خود در دو مسیر اصلی است؛ خلع اشغال مناطق گرجستان از یک سو و تقویت تعامل و اعتماد سازی بین جوامع جدا شده توسط خط اشغال روسیه از سوی دیگر. ما به توسعه راهبردها در جهت تجهیز بهتر خود به ابزارهای رسیدگی به نیازهای مردم متاثر از درگیری در هر دو سوی خط اشغال ادامه می دهیم. پاندمی کووید-19 دوره سختی را به وجود آورده است اما دولت گرجستان با اطمینان از مردم مناطق اشغالی حمایت می کند.

راه پیش رو

امروز که به راحتی می توان دید چگونه بی ثباتی حاضر می تواند پیامدهای امنیتی گسترده تری به همراه داشته باشد و امنیت اروپا را در وضع وخیمی قرار دهد، نیازی شدید به توسعه یک رویکرد واحد برای مقابله با تاثیر روش تهاجمی مورد علاقه روسیه در رفتار سیاست خارجی اش احساس می شود. چیزی تغییر نکرده و اوضاع بدتر شده است. از این رو موارد گرجستان، مولداوی و اوکراین را نمی توان جدا از هم دانست. این مسئله بخشی از هدف بزرگتر کرملین برای به دست آوردن حوزه های نفوذ به هر وسیله ممکن است که با نیت تضعیف کل ساختار امنیتی اروپا و اصول دموکراتیک که ما به آن علاقه مند هستیم، انجام می شود. این تلاشی آشکار برای بازگرداندن ما به وضعیت روابط بین المللی قرن نوزدهمی است. اگر اجازه دهیم روسیه تار و پود حقوقی نظام بین المللی را از هم جدا کند، دیگر دستاویزی در جهان غوطه ور در هرج و مرج و فروپاشی باقی نخواهد ماند.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin