مجله دیده بان، در شماره اسفند 93 طی گفتگو با همسر سفیر ارمنستان، به مسائل فرهنگی، ادبی، گردشگری پرداخته است.

به گزارش آوا دیپلماتیک، در این گفتگو خانم پارانزم آراکلیان به علاقمندی هایش نسبت به آداب و رسوم و مهمان نوازی گرم ایرانیان اشاره می کند. مشروح گفتگو را در ادامه می خوانید:

خاطر نشان می کند که آقای گریگور آراکلیان با اتمام دوره سفارت خود، هفته آینده تهران را به مقصد ایروان ترک خواهد کرد.

آرش نصیری: از کشورهایی که برای سفر انتخاب می کنیم چه می دانیم؟ می توانیم درباره آنها در فضای مجازی جستجو کنیم و هر چه بیشتر بدانیم، اما یک راه بهتر آن است که به اصلح ترین افرادی که نمایندگان آن کشور در نزدیکی ما هستند مراجعه کنیم. این افراد حتما در سفارتخانه های آن کشورها هستند و چه کسی بهتر از همسر سفیر آن کشور. خود سفیر بیشتر یک شخصیت سیاسی است و برای ما که یک نشریه عمومی-اجتماعی هستیم، همسر سفیر می تواند گزینه بهتری باشد. با سفیر محترم ارمنستان، آقای آراکلیان، به واسطه واهه آرمن، شاعر ارمنی تبار ایرانی و خواهرش آنت آشنا شدیم و مصاحبه با همسر محترمشان پارانزم آراکلیان را هماهنگ کردیم. به این ترتیب اولین مصاحبه از این سری مصاحبه ها انجام شد و چه خوب بود که ارمنستان فتح باب این بخش بود. برای من که در مجیدیه تهران و در همسایگی هموطنان ارمنی تبار مهربان و محترم زندگی کرده ام، ارمنستان حال و هوای دیگری دارد و لهجه زیبا و خط خوش سفیر محترم این کشور، این حس را تقویت کرد، مخصوصا که همسرشان گفته است، جناب سفیر به زبان فارسی شعر می گوید و یک ایران شناس هم هست. دیدار با این زوج خوش قلب و آشنایی با کشور زیبای ارمنستان از زبان خانم آراکلیان، لحظات خوشی را برای ما رقم زد.

 اولین باری که به ایران آمدید چه سالی بود؟

پس از این که ارمنستان به دنبال فروپاشی شوروی استقلال خود را بازیافت، بین جمهوری ارمنستان و جمهوری اسلامی ایران روابط دیپلماتیک برقرار شد و بلافاصله پس از تاسیس سفارت ارمنستان، یعنی 22 سال پیش، شوهرم قبل از این که در سمت سفیر ماموریت داشته باشد، به عنوان رایزن سفارت عازم تهران شده بود. در این ماموریت من و بچه هایم نیز به تهران سفر کردیم. قبل از اینکه به تهران بیاییم، تصمیم گرفتم مدتی را به فراگرفتن زبان فارسی مشغول شوم. برای این منظور به رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در پایتخت ارمنستان مراجعه کردم و در مدت دو ماه تا حدودی توانستم خواندن و نوشتن را به زبان فارسی یاد بگیرم. ولی تاسف من از این بابت است که به زبان فارسی تسلط ندارم و تنها به زبان محاوره ای می توانم صحبت کنم. البته قبل از آمدنم به تهران تا حدودی ایران را می شناختم، چون شوهرم ایران شناس است و در منزل ما همیشه صحبت از ایران و ایرانی ها بود. من هم درباره ایران مطالعاتی داشتم. طبیعتاً بعد از آمدنم به کشور دوست و همسایه، ایران و مردم میهمان نوازش را بهتر شناختم.

 قبل از این که به ایران بیایید تصورتان از کشور ما چه بود؟

همان طور که گفتم،‌ قبل از آمدنم به ایران، اطلاعات جسته و گریخته ای که برگرفته از مطالعاتم یا شنیده هایم درباره ایران بود، داشتم، ولی به قول معروف: شنیدن کی بود مانند دیدن. حالا دیگر تهران را به قدر کافی می شناسم. چون در ماموریت های مختلف شوهرم در محله های مختلف تهران زندگی کرده ایم. مهم این است که ما در اینجا به هیچ عنوان احساس غربت نمی کنیم. ایرانی ها مردم خوش برخورد و مهربانی هستند و این یکی از خصوصیات ویژه ایرانی ها محسوب می شود.

به کدام شهرهای ایران مسافرت کرده اید؟ کدام شهر را بیشتر دوست دارید؟

در طول سال هایی که ما در ایران زندگی کرده ایم فرصت های مغتنمی برای سفر به شهرهای مختلف ایران فراهم شده. هر از گاهی وزارت امور خارجه برنامه هایی را برای آشنایی دیپلمات ها و بازدید از شهرهای مختلف برگزار می کند. بنابراین ما در چارچوب این برنامه ها به همدان، کرمانشاه،‌ جزیره کیش، تبریز و غیره سفر کرده ایم. همچنین به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس کرسی ارمنی شناسی دانشگاه اصفهان و چندین مناسبت دیگر، از این شهر زیبای تاریخی هم بازدید کردیم. می توان به جرات گفت که میدان امام اصفهان می توانست در زمره عجایب هفتگانه جهان معرفی شود. مردم این شهر هم مثل شهروندان بقیه شهرهای ایران خوش برخورد و مهربان هستند. اما جلفای نوی اصفهان با آثار تاریخی باشکوهش، جای خاصی برای من دارد.

در طول اقامت مان در ایران به شهرهای قزوین،‌ زنجان، سلطانیه و شهرهای ساحلی دریای خزر هم مسافرت کرده ایم.

 از نویسندگان معاصر و هنرمندان عرصه های مختلف چه کسانی را می شناسید؟

در این مورد هم می توانم بگویم که آثار ترجمه شده شاعران و نویسندگان معاصر ایرانی منبع اطلاعاتم به شمار می آیند. خوشبختانه ما آثار ترجمه شده نویسندگان معاصر ایرانی را در اختیار داریم. برای مثال خاچیک خاچر نویسنده و مترجم نامی و شناخته شده ارمنی آثار بسیاری از نویسندگان و شعرای معاصر ایرانی را برای ادب دوستان ارمنی معرفی کرده است. علاوه بر آن من مجذوب فیلم های سینمایی ایرانی هستم و همیشه از قدرت بیان فیلمسازان و کارگردانان ایرانی در شگفت بوده ام. یکی از سرگرمی های ما در ایران رفتن به سینما بوده است. تا حالا فیلم های جالب بسیار زیادی تماشا کرده ایم که در این میان بیشتر تحت تاثیر فیلم بچه های آسمان به کارگردانی مجید مجیدی و گبه به کارگردانی محسن مخملباف قرار گرفته ام. مخملباف هم مانند سرگی پاراجانیان کارگردان مشهور ارمنی برای ادای گفته هایش به صحنه های سمبولیک و نمادین متوسل شده و از این نظر من تشابهات زیادی را در آثار این دو هنرمند مشاهده کرده ام. در ضمن فیلم های سینمایی ایرانی که در جشنواره های موسوم به زرد آلوی طلایی ارمنستان به معرض نمایش گذاشته می شوند، طرفداران زیادی در میهن من دارند. ما هرازگاهی از گالری های هنرمندان ایرانی نیز دیدن می کنیم. آثار نقاشی فرشچیان هنرمند نامی ایرانی بسیار زیبا و دیدنی است. من اگر بخواهم به این قسمت از سؤال شما بیشتر بپردازم، وقت برای بقیه سؤالات باقی نخواهد ماند.

 از شاعران بزرگ ایران چه کسانی را می شناسید؟

من ترجمه ارمنی آثار حافظ، سعدی، خیام،‌ نظامی و دیگر شاعران بزرگ ایرانی را خوانده ام و مجذوب این آثار شده ام. جالب آن است که این نوشته ها امروز نه تنها طراوت و شیوایی خود را از دست نداده اند، بلکه هر روز بر شمار مخاطبان و شیفتگان این آثار افزوده می شود. خوشبختانه شاعران کلاسیک ایرانی در ارمنستان شناخته شده اند و هر کسی اطلاعاتی در مورد آثار این شاعران بزرگ دارد. خیلی ها دو بیتی های خیام را به زبان ارمنی در ارمنستان از بر می دانند.

 شاعران ارمنی که در ایران زندگی می کنند و مشهور هستند را می شناسید و با آنها ارتباط دارید؟

آری، با بسیاری از این شاعران آشنا هستم و در مناسبت های مختلف، مانند بزرگداشت مشاهیر ارمنی یا مراسم رونمایی انتشارات آنها دیدار می کنیم. واراند از شاعران مطرح ارمنی است که شخصاً با او آشنا هستم. چندین سال پیش میهمان مرحوم هایگال شاعر و نویسنده معروف بودیم. در پنجاهمین سالگرد تاسیس کرسی ارمنی شناسی دانشگاه اصفهان از نزدیک با آزاد ماتیان، شاعر و مترجم مشهور ارمنی آشنا شدم.

 آیا دوست ایرانی هم دارید؟

البته ما دوستان زیادی بین ایرانیان داریم. ولی به دلیل مشغولیت های زیاد کمتر به دیدن همدیگر می رویم. ما در منزل یکی از دوستان نزدیک شوهرم که مدتی هم در همسایگی یکدیگر زندگی می کردیم، از میهمان نوازی واقعی ایرانیان که این همه وصف آن را می کنند، لذت برده ایم. حضور ما در منزل آنها موقع افطار یا تحویل سال ایرانی، شرکت در مراسم شب یلدا و مراسمی از این دست برای ما بسیار جالب و خوشایند بوده است.

 در ایران با چه کسانی رفت و آمد خانوادگی دارید؟

زندگی در تهران فرصت خوبی برای آشنایی با فرهنگ غنی مردم این کشور است و ما بالطبع از این فرصت استثنایی کمال استفاده را کردیم. ما دوستان زیادی چه بین ایرانیان مسلمان و چه بین ارمنیان مقیم ایران داریم و با وجود گرفتاری های کاری شوهرم، هر از گاهی به دیدار دوستان رفته یا در منزل خود از آنها پذیرایی می کنیم.

علاوه برآن تهران به عنوان پذیرنده دیپلمات های بسیاری از کشورهای دنیا، مکانی برای طرح دوستی با شهروندان کشورهای خارجی نیز هست و ما بین جامعه دیپلماتیک مقیم تهران نیز دوستان بسیار زیادی داریم و از هر فرصتی برای تجدید دیدار استفاده می کنیم.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin