دکتر سعد خان، رئیس مؤسسه فرهنگی اکو، ضمن ابراز همبستگی با ملت ایران و محکومیت قاطع حملات دوازده روزه اسرائیل، بر نقش و مسئولیت نهادهای فرهنگی در مقاطع حساس تاریخی تأکید میکند. وی یادآور میشود که فرهنگ، تنها بستری برای نمایش زیباییها و جلوههای هنری نیست؛ بلکه در دوران جنگ و بحران نیز، این نهادها وظیفه دارند سکوت را بشکنند و جانب حقیقت را بگیرند. دکتر سعد خان، به عنوان یک دیپلمات برجسته پاکستانی در گفتگو با آوا دیپلماتیک تلاش دارد تصویری جامع از پاکستان ارائه دهد؛ تصویری که نه تنها متکی بر قدرت نظامی است، بلکه بر داشتههای فرهنگی، تاریخی و اخلاقی آن کشور نیز استوار است و آنها را به جامعه جهانی معرفی میکند. وی همچنین با اشاره به ابعاد مختلف تنازع اخیر میان هند و پاکستان، بر ضرورت تلفیق قدرت با اصول اخلاقی تأکید میورزد و معتقد است که برجستهسازی ارزشهای انسانی در عرصه روابط بینالملل، ضرورتی انکارناپذیر است.
گفتگوی اختصاصی آوا دیپلماتیک با دکتر سعد خان، رئیس موسسه فرهنگی اکو
در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، برخی مقامات ارشد پاکستان از جمله رئیس پارلمان و وزیر دفاع مواضع قاطعانهای علیه اسرائیل اتخاذ کردند. این حمایت علنی از ایران چه پیامی برای جامعه بینالمللی و کشورهای اسلامی دارد؟
در خلال تهاجم اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران، رئیس جمهور پاکستان، نخست وزیر پاکستان و فرمانده ارتش قدرتمند ما، علاوه بر مقامات عالی رتبه ای که شما نام بردید، به روشنی و با قاطعیت از حق ایران در دفاع از خود حمایت کردند و حملات بی دلیل و ترورهای سراسری علیه ایران را محکوم نمودند. این پیام قاطعی به جامعه جهانی بود که پاکستان به عدالت و انصاف پایبند است.
کشور بزرگ من، در کنار همه کشورهایی که در هر کجای دنیا با تجاوز مواجه می شوند ایستاده است؛ حتی آن دسته از کشورهایی که متاسفانه در تجاوز اخیر هند به پاکستان در می 2025 خنثی ماندند.
برای ما، حمایت از تمامیت ارضی کشورهای برادر یا هر دولت-ملت دیگری در جهان در این خصوص، یک فعالیت معاملاتی نیست که فقط بخواهیم از کشورهایی که از موضع برحق ما در مسئله جامو و کشمیر حمایت می کنند، حمایت کنیم. با این حال، می توان انتظار داشت که کشورهای برادر ما موضع حمایتی و صریح تری در مورد حقوق مسلمانانی که تحت اشغال هند زندگی می کنند، در نظر بگیرند.
جناب آقای سعد خان، با توجه به قطعنامه سنای پاکستان در محکومیت تجاوز اسرائیل به ایران، موسسه فرهنگی اکو چگونه میتواند از ابزارهای دیپلماسی فرهنگی برای تقویت همبستگی میان کشورهای اسلامی عضو و ترویج پیام صلح در برابر چنین تجاوزاتی استفاده کند؟
متاسفانه بسیاری از کشورها هنوز متوجه نشده اند که پیروزی یا شکست در جنگ در اذهان اتفاق می افتد. امروزه، اطلاعات و فرهنگ مهم ترین ابزارهای هدایت جنگ هستند. به قول یک ضرب المثل انگلیسی که می گوید: “سگی را بدنام کن، بعد دارش بزن”، قبل از حمله به یک کشور، ابتدا کشورهای دیگر سعی می کنند با سرکش خواندن آن، برایش بدنامی به بار آوردند.
بسیاری از مردمی که تحولات چند هفته گذشته را از نزدیک دنبال کردند، معتقدند چنانچه افکار عمومی قوی در ایالات متحده و اروپا علیه اقدامات اسرائیل در منطقه وجود داشت، متجاوزان ممکن بود به راه انداختن این جنگ دوازده روزه را کار مشکلی بپندارند.
مهم ترین سازمان، حداقل برای این منطقه، سازمان همکاری اقتصادی (اکو) است و موسسه فرهنگی اکو به عنوان آژانس فرهنگی این سازمان، با نمایش موسیقی، هنر، نقاشی، فیلم و سایر اشکال فرهنگی، تصویر نرم ایران، ترکیه، پاکستان، آذربایجان و سایر کشورهای عضو را اشاعه می دهد.
به عقیده من، تقویت همکاری های فرهنگی همیشه یک موقعیت برد-برد برای همه کشورهای عضو است. من بار دیگر بر تقویت موسسه فرهنگی اکو به نفع کشور میزبان و سایر کشورهای عضو تاکید می نمایم.
تجاوز ۱۲ روزه اسرائیل به ایران، بهعنوان یک کشور اسلامی، چه تأثیری بر هویت فرهنگی و اسلامی کشورهای عضو اکو خواهد داشت؟ موسسه اکو چه اقداماتی برای حفظ و تقویت این هویت در برابر چنین تهدیداتی در نظر خواهد گرفت؟ آیا حملات اسرائیل به ایران، بر فضای اعتماد و همکاری مورد نیاز برای پیشبرد برنامههای فرهنگی اکو تاثیر منفی گذاشته است؟
در اولین روز جنگ 12 روزه، موسسه فرهنگی اکو تمام فعالیت های فرهنگی برنامه ریزی شده خود را به نشانه احترام و همبستگی با جان های بی گناهی که در بمباران های اسرائیل و ترورهای هدفمند رهبران نظامی و دانشمندان ایران از دست رفته بود، به حالت تعلیق درآورد. موسسه فرهنگی اکو در یک محیط منطقه ای دشوار فعالیت می کند. از یک سو این موسسه موظف به ترویج موسیقی و هنر کشورهای عضو است و از سوی دیگر زمانی که یکی از ده کشور عضو در سوگ از دست دادن عزیزان خود است، نمی تواند هیچ فعالیت موسیقایی برگزار کند.
در سال 2024، ما شاهد شهادت رئیس جمهور رئیسی، حسن نصرالله رهبر حزب الله و همینطور اسماعیل هنیه نخست وزیر سابق فلسطین در خاک ایران بودیم که ما هر بار ده ها فعالیت خود را در طول عزای چهل روزه هر یک از این رهبران از دست رفته لغو نمودیم. این بار نیز، بسیاری از برنامه ها را لغو کردیم و این وضعیت تا بهبود اوضاع به همین منوال باقی خواهد ماند.
بنابراین باید گفت که موسسه فرهنگی اکو و فعالیت های فرهنگی آن، تحت تاثیر هر تحول سیاسی قرار می گیرند. ما خواهان برگزاری فعالیت های بیشتر هستیم اما نه آن زمان که هر رویداد ممکن است به حساسیت های انسانی خدشه وارد کند. با این وجود می توانم به شما اطمینان بدهم که جنگ ها، درگیری ها و چالش ها، عزم موسسه فرهنگی اکو را برای حفظ و ترویج میراث فرهنگی کشورهای عضو تقویت کرده است.
شما به عنوان یک دیپلمات باسابقه، نقش سازمان همکاری اسلامی (OIC) را در واکنش به این جنگ چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا OIC میتوانست موضع فعالتری اتخاذ کند؟
به عنوان یک دانشجوی کوچک روابط بین الملل و دیپلماسی، در طول دوران حرفه ای و دانشگاهی ام که بیش از سه دهه به طول انجامیده است، متوجه ضعف تدریجی اهمیت سازمان های بین المللی شده ام. حتی نقش سازمان ملل متحد مثلا در نسل کشی جاری در فلسطین یا جنایات علیه بشریت که توسط نیروهای هند در جامو و کشمیر انجام می شود، با بی عملی و ناتوانی مشخص می شود.
به همین صورت، سازمان همکاری اسلامی نیز در خلاء فعالیت نمی کند. این سازمان در همان دنیای واقع گرایانه سیاست عمل می کند که در آن کشورها به قیمت همکاری های فرا ملی، تمرکز خود را بر منافع ملی قبل از جنگ جهانی معطوف کرده اند.
به نظر من برای اینکه سازمان همکاری اسلامی به عنوان یک مجمع پویا عمل کند، ضروری می نماید که تحت تاثیر تعداد انگشت شماری از کشورهای عضو قرار نگیرد. یک سازمان همکاری اسلامی قوی و مستقل می تواند صدای جهان اسلام در تمام مجامع جهانی باشد که در حال حاضر به سختی این چنین است. با این حال، باید به موضع قاطعی که سازمان همکاری اسلامی در جلسه اضطراری هفته گذشته خود در استانبول علیه تهاجم اسرائیل اتخاذ کرد، اعتبار بخشید.
جناب آقای دکتر سعد خان، جنابعالی به عنوان یک دیپلمات و مورخ برجسته پاکستانی، ریاست موسسه فرهنگی اکو را بر عهده دارید. لطفاً بفرمایید این پیشینه چگونه در رویکرد شما به دیپلماسی فرهنگی و تقویت همکاریها میان کشورهای عضو اکو تاثیرگذار بوده است؟
بر اساس منشور، سمت ریاست موسسه فرهنگی اکو نه به یک دیپلمات بلکه به یک “شخصیت برجسته فرهنگی” اختصاص می یابد. به نظر خودم، پیشینه تحصیلی من که تماما در روابط بین الملل و حقوق بین الملل است، همراه با سه دهه تجربه کار دولتی، با این واقعیت که بنده یک مورخ، نویسنده و عاشق موسیقی هستم، تکمیل می شود.
حتی با اینکه قصد دارم موسسه فرهنگی اکو را ترک کنم، با رضایت کامل به آنچه گذشت نگاه می کنم که این موسسه همانی نیست که دو سال پیش به من سپرده شد و برای کار نفر بعدی جهش های بزرگ رو به جلویی برداشته شده است.
مهمترین دستاوردهای موسسه فرهنگی اکو در ایران در طول ریاست حضرتعالی چه بوده است؟
فکر می کنم در دو سال گذشته، موسسه فرهنگی اکو بیش از هر زمان دیگری برای مردم ایران، جامعه دیپلماتیک و همه کشورهای عضو عیان و در دسترس بود.
تعداد فعالیت های ما در سال گذشته (2024) بیشتر از مجموع فعالیت های هفت سال گذشته موسسه بود. تازه این مورد علیرغم اوضاع پرتنش منطقه ای، حملات اسرائیل، شهادت رئیس جمهور ایران، ترور اسماعیل هنیه نخست وزیر سابق فلسطین، و همه تحولاتی بود که رویدادهای ما را تحت تاثیر قرار داد و ده ها مورد از آنها لغو شد و یا به تعویق افتاد. با این وجود، هنوز رویدادهای ما به اندازه کافی زیاد بود که بتوانیم یک گزارش فعالیت 200 صفحه ای منتشر کنیم. این مورد یک الزام قانونی است که سال ها به آن توجه نشده بود.
ما کتاب هایی را منتشر کردیم، کتابهایی را ترجمه کردیم، مجلات میراث فرهنگی را آوردیم، دوره های آموزش زبان را راه اندازی کردیم، وبسایت جدید را به زبان های انگلیسی، فارسی و روسی به روزرسانی کردیم، فیلم های مستند ساختیم و هر ده کشور عضو اکو را در دیپلماسی فرهنگی و گفتگو مشارکت دادیم.
با توجه به اظهارات جنابعالی مبنی بر اینکه «معوقات موسسه فرهنگی اکو سه برابر بودجه سالانه آن است»، این مسئله چه تاثیری بر اجرای برنامهها و دستیابی به اهداف موسسه داشته است و چه تدابیری برای رفع این چالش مالی اندیشیدهاید؟
موسسه فرهنگی اکو اکنون از نظر مالی یک سازمان قوی است. دیگر روزهایی که حقوق های هشت سال معوقه وجود داشت، هنرمندان به بهانه کمبود بودجه پولی برای نمایشگاه خود دریافت نمی کردند، یا موسسه نمی توانست در جلسات بین المللی شرکت کند چون پولی برای پرداخت بلیط کارمندان خود نداشت، گذشته است.
انضباط مالی سختگیرانه، مدیریت معقولانه منابع انسانی و انجام فعالیت های شفاف، کشورهای عضو را برای پرداخت حق عضویت خود متقاعد نمود و در طول دوران تصدی من، موسسه فرهنگی اکو هرگز با هیچ بحران مالی مواجه نشد.
به گمان من اگر کشورها و به ویژه کشور میزبان بدهی های معوقه خود را پرداخت کنند، موسسه فرهنگی اکو می تواند در تحقق چشم انداز فرهنگی خود، شگفتی بیافریند.
آیا پاکستان توانسته از بستر موسسه فرهنگی اکو برای ترویج چهره نرم خود در منطقه و فراتر از آن استفاده کند؟ سایر کشورهای عضو چگونه میتوانند از این بستر برای نمایش و ترویج ظرفیتهای فرهنگی خود بهرهمند شوند؟
موسسه فرهنگی اکو بستری است که همه کشورهای عضو، از جمله کشور میزبان، و نه فقط پاکستان، می توانند از آن برای ترویج چهره نرم خود استفاده کنند.
تا قبل از پیوستن به این موسسه حتی خود من به عنوان یک چهره فرهنگی منطقه از غنای فرهنگی ایران، ترکیه و سایر کشورهای عضو آگاه نبودم. من از همه کشورهای عضو می خواهم که از ظرفیت این نهاد بزرگ برای نشان دادن جنبه نرم تر تنوع فرهنگی خود بهره جویند.
چهره نرم پاکستان هم اینک هم بسیار قوی است. بنیانگذار ما محمد علی جناح و شاعر ما علامه اقبال لاهوری، نام های آشنایی در جهان اسلام هستند. تمدن دره سند ما هزاران سال قدمت دارد و هم عصر با تمدن های مصر و بابل است.
پاکستان به دلیل قدرت ریشه های تاریخی، فرهنگی و مردم شناسی، هند را در نبرد روایت ها در جنگ کوچک اخیر در ماه می 2025 شکست داد.
مناقشات تاریخی میان هند و پاکستان، از جمله جنگهای گذشته، بدون شک تاثیرات عمیقی بر بافت فرهنگی، اجتماعی و روانی مردم هر دو کشور و همچنین منطقه وسیعتر اکو داشته است. از دیدگاه موسسه فرهنگی اکو، چگونه میتوان از ابزارهای فرهنگی و هنری برای التیام زخمهای گذشته، ترویج درک متقابل و ساختن پلهایی برای آیندهای صلحآمیزتر میان ملتها، به ویژه نسلهای جوان، بهره برد؟
فرهنگ مردم را به هم نزدیک می کند. سازمان همکاری اقتصادی (ECO) سازمانی تنها متشکل از کشورهای مسلمان است و کشورهای غیر مسلمان در حاشیه منطقه اکو نظیر هند یا برخی از کشورهای قفقاز، هرگز بخشی از آن نبوده اند. باید توجه داشته باشید که به دلیل قرابت فرهنگی، این ده کشور در تاریخ معاصر هرگز با یکدیگر وارد جنگ نشده اند.
قضیه هند فرق می کند؛ پاکستان و هند در سال 1947 بر اساس نظریه “دو ملت” از سوی رهبر ما محمد علی جناح، که بیان می کند مسلمانان و هندوها دو ملت جداگانه با فرهنگ ها، شیوه های زندگی و آرمان های متفاوت هستند، به عنوان دو کشور از یکدیگر جدا شدند.
موسسه فرهنگی اکو به دنبال تقویت میراث و هویت مشترک فرهنگی در میان کشورهای عضو است. با توجه به روابط تاریخی و فرهنگی عمیق میان مردم پاکستان و کشورهایی مانند آذربایجان و ترکیه، و همچنین حمایتهای معنوی و فرهنگی این کشورها از پاکستان در دورانهای چالشبرانگیز، موسسه چه برنامههایی برای برجستهسازی این پیوندهای تاریخی و فرهنگی و استفاده از آن به عنوان الگویی برای همبستگی بیشتر در منطقه اکو در دست اجرا دارد یا پیشنهاد میکند؟
نخست وزیر پاکستان در سفر به چهار کشور ایران، ترکیه، آذربایجان و تاجیکستان، از این کشورهای دوست به جهت حمایتشان در طول تجاوز هند علیه ما قدردانی کرد. لازم به ذکر است که همه این کشورها عضو سازمان همکاری اقتصادی (ECO) هستند و پاکستان صدها سال است که با آنها پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی دارد. به نظر من، سازمان همکاری اقتصادی هم اینک نیز یک الگوی موفق از همکاری مبتنی بر قرابت فرهنگی است و موسسه فرهنگی اکو در حال تقویت این پیوندها است.
چرا ترکیه و آذربایجان در مناقشه کشمیر و سایر اختلافات بین هند و پاکستان از جمله جنگ اخیر، به طور آشکار از پاکستان حمایت میکنند؟ ریشههای تاریخی، فرهنگی، مذهبی یا ژئوپلیتیکی این حمایت چیست؟
دلیل این امر سیاست خارجی مبتنی بر اخلاق این کشورها است. هر سه ما در حدودا یک قرن گذشته با تجاوز به کشورهایمان روبرو شده ایم. مناقشه قبرس، مناقشه قره باغ، و مناقشه جامو و کشمیر، همگی دارای یک نقطه اشتراک هستند؛ اشغال بخشی از سرزمین توسط بیگانگان که نیاز به پاسخ قاطع و هماهنگ داشت.
ایالت آزاد جامو و کشمیر (AJK)، دولت ترکی قبرس (TCS) و همچنین کل منطقه قره باغ همین طوری به ترتیب به پاکستان، ترکیه و آذربایجان داده نشده است. در این میان، تاریخچه ای از مبارزات برای بازیابی افتخار و احترام در جامعه جهانی با نشان دادن قدرت و عزم ملت های ما وجود دارد.
دیدار اخیر شهباز شریف نخست وزیر پاکستان با آیت الله علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب را چگونه می بینید؟
سفر نخست وزیر پاکستان به ایران در ماه گذشته، بازتاب دهنده پیوندهای تاریخی دوستانه بین دو ملت است. دیدار او با مقام معظم رهبری بسیار پربار بود. مقام معظم رهبری پیرامون همکاری های اقتصادی و فرهنگی صحبت کردند و به طور خاص از سازمان همکاری قتصادی به عنوان بستری برای ارتقای چنین همکاری هایی نام بردند. ما از بذل توجه رهبری به اکو قدردانی می کنیم.
هدف از این سفر نخست وزیر پاکستان چه بود؟
پاکستان از زمان پیروزی اش بر هند در عملیات های نظامی که ما آن را “بنیان مرصوص” – اصطلاحی برگرفته از قرآن کریم – نامگذاری کردیم، در یک تهاجم دیپلماتیک قرار دارد. ما توانستیم از سرزمین مادری خود پاکستان در برابر تجاوز جنایتکارانه و کاملا بی دلیل کشوری شش برابر بزرگتر از خود دفاع کنیم.
می توان آن را اشتباه محاسباتی هند در مورد توان نظامی خود و برداشت نادرست آنها از اراده پاکستان برای دفاع از حاکمیت خود دانست.
شما می گویید که این یک پیروزی برای پاکستان بود در حالی که هند هم همین ادعا را دارد. چگونه ادعای خود را اثبات می کنید؟
به طور معمول همین که یک کشور و ارتش بسیار کوچک تر بتواند در برابر حمله یک قدرت برتر مقاومت کند و جان سالم به در ببرد، خودش یک پیروزی محسوب می شود. با این حال در قضیه ما، آنها توان ما را در دفع حمله شان و انجام ضد حمله دیدند. علاوه بر این، آنها مجبور شدند بر اساس برابری نظامی و سیاسی، درخواست آتش بس دهند یا با اعمال آن موافقت کنند.
اگرچه که ما آنها را در نبرد هوایی و زمینی مغلوب کردیم، اما مهم ترین پیروزی ما پیروزی اخلاقی است. اتهامات هند علیه پاکستان در خصوص حادثه پهلگام بی اساس باقی ماند؛ در حالی که تروریسم دولتی افسار گسیخته آنها در جامو و کشمیر اشغالی باعث تخریب خانه های هواداران و دلسوزان پاکستان با بولدوزر، بازداشت غیر قانونی 2800 شهروند غیر نظامی کشمیری (که همگی مسلمان بودند) همراه با گزارش هایی از شکنجه های شدید و سیستماتیک، و نهایتا حمله به مدارس و مساجد پاکستانی شد که این اقدامات به مرگ عمدتا زنان و کودکان انجامید.
این اتفاقات یک برتری اخلاقی که نظیر آن قبلا در تاریخ معاصر وجود نداشت را به ما بخشید. ما به تمام اهدافمان در این جنگ چهار روزه تحمیلی دست یافتیم و آنها هیچ چیز به دست نیاوردند. اگر اینها مصداق پیروزی در جنگ نیست، پس چه چیز دیگری است!
جنوب آسیا نقطه اشتعال هسته ای جهان است اما هند می گوید که زیر بار آنچه که آنها باج گیری هسته ای پاکستان می نامند، نخواهد رفت. شما چه پاسخی به این مسئله می دهید؟
جنگ هسته ای بدترین فاجعه ای است که یک درگیری می تواند به بار آورد. همین واقعیت که هند به بهانه پولواما (2019) و پهلگام (2025) دست به تجاوز به پاکستان زده است، خود گواه روشنی بر این واقعیت که هند پاکستان را به عنوان کشوری مسئول می شناسد و می داند که ما از زرادخانه هسته ای خود علیه آنها یا هیچ کشور دیگری استفاده نخواهیم کرد.
شما می گویید که هند مسلمانان خود را محترم نمی شمارد در حالی که جلسات توجیهی نظامی روزانه آنها در خلال “عملیات سیندور” توسط یک افسر نظامی مسلمان رهبری می شد. پاسخ شما به این مسئله چیست؟
نگاهی به کنفرانس مطبوعاتی روزانه ویکرام میسری وزیر امور خارجه هند که یک هندو مذهب است و زنی با نام خانوادگی قریشی که مختص به مسلمانان است و او را در این کنفرانس یاری می کند بیاندازید.
آیا حضور سرهنگ صوفیه قریشی به عنوان یک چهره نمایشی در کنفرانس مطبوعاتی می تواند این واقعیت را پنهان کند که آیا این احتمالا بالاترین منصبی است که او می تواند کسب کند؟ آیا اینکه او عضو ارتش هند است می تواند او را از تهمت های ضد اسلامی مصون نگه دارد؟ حتی یکی از وزرای دولت او را با عنوان “خواهر تروریست ها” به سخره گرفت، البته نه اینکه او را در یک فعالیت تروریستی پیدا کرده باشد. نام به ظاهر مسلمانانه او کافی است تا آماج لجن پراکنی های زشت قرار بگیرد.
نخست وزیر هند، جامو و کشمیر را بخش جدایی ناپذیر هند خوانده است.
هر کس هرگونه شکی دارد که جامو و کشمیر متعلق به کجا است، باید یک روز را سرینگر یا هر شهر دیگری از مناطق اشغال شده توسط هند در این ایالت بگذراند. مسئله فقط این نیست که مردم زیر چنگال سرکوب هند شعار “زنده باد پاکستان” سر می دهند، حتی مزار مردم نیز با پرچم پاکستان پوشیده شده است. نیمی از جامو و کشمیر از پیش آزاد شده است؛ در نیمه دیگر نیز، پاکستان در قلب و ذهن مردم تحت اشغال حک شده است.
هند می گوید که فقط به اهداف شبه نظامی در پاکستان حمله کرده است و حملات آنها “دقیق، حساب شده و غیر تشدید کننده” بوده است و پاکستان نباید پاسخ می داد. آیا به نظر شما پاکستان با حمله به اهداف نظامی آنها، باعث تشدید درگیری شد؟
اجاه دهید با این پرسش شروع کنم که حمله به شش مکان غیر نظامی (اگر چه هند ادعا دارد که نه مکان بوده است) در خاک پاکستان را آیا می توان غیر تشدید کننده نامید. تنها موارد دیگری که در آن مرزهای بین المللی به این شکل نقض شدند به دهه ها پیش و جنگ های بین هند و پاکستان در سال های 1965 و 1971 برمی گردد. آیا آنها می توانند با حملات موشکی به کشورهای دیگر مثلا چین یا روسیه حمله کنند و آن را “غیر تشدید کننده” بنامند و بعد هم انتظار داشته باشند که پاسخی به آنها داده نشود؟
حملات هند به مساجد و مناطق پر جمعیت منجر به کشته شدن 27 غیر نظامی و 13 پرسنل نظامی گردید. از آن 27 نفر، 15 نفر کودک (یکی دو ساله و دیگری هفت ساله)، هفت نفر زن و شش نفر مرد بودند که یکی از آنها 80 ساله بود. این مورد منطق را به چالش می کشد که یک پسربچه هفت ساله در مظفرآباد و یک پیرمرد 80 ساله در شهر جنوبی بهاولپور دست به تروریسم در هند زده باشند. به نظرم هندی ها خودشان هم می دانند که مهاجمان پهلگام حتی به یکی از 200 زن و کودک حاضر در صحنه دست هم نزدند چه برسد به اینکه آنها را بکشند. ای کاش این موضوع در مورد واکنش هند نیز صادق بود.
در اینجا باید یک بار دیگر تاکید کنم که پاکستان تنها جنگنده هایی را که به اهداف بیگناه در پاکستان شلیک می کردند سرنگون کرد و سایت های نظامی آنها را که از آنجا موشک هایشان به سمت غیر نظامیان در پاکستان شلیک می شد، منفجر نمود. ما علیرغم شدیدترین تحریکات از جانب آنها، به هیچ معبد، بیمارستان یا منطقه غیر نظامی حمله نکردیم.
همانطور که اخیرا دکتر فیصل سفیر ما در بریتانیا گفت ما می توانیم با شما در جنگ باشیم اما نمی توانیم ادب و نزاکت خود را از دست بدهیم. شکی نیست که ما هیچ حرف مبتنی بر بی احترامی نسبت به نخست وزیر، وزیر خارجه یا سخنگوی ارتش آنها خانم صوفیه قریشی نمی زنیم. خود هندی ها برای این کار کافی هستند. تنها کافی است نیم نگاهی به رسانه های اجتماعی هند بیاندازید تا ببینید که چگونه رهبری سیاسی، وزیر امور خارجه و سخنگوی خانم خود را تحقیر می کنند.
با این اوصاف، چنانچه نخست وزیر هند می تواند این نبرد را یک پیروزی برای خود بنامد، در حالی که پس از یک ماه هنوز انکار نکردهاند که شش جنگنده نیروی هوایی هند در ساعات اولیه نبردهای هوایی ساقط شدند، من فقط می توانم از خلاقیت و تخیل آنها در تعریف “پیروزی” شگفت زده شوم.
جهان شاهد آن بود که در هر جنبه از اهداف جنگ همچون بین المللی کردن مناقشه جامو و کشمیر، دعوت از پیشنهادهای میانجیگری بین المللی از سرتاسر جهان، ظرفیت اثبات شده پاکستان برای حمله دوم پس از دفع حملات هند و برتری متعارف ما در نبردهای هوایی، جنگ پهپادی و دوئل های توپخانه ای و در نهایت تن دادن هند به نقش ایالات متحده در آتش بس و سرانجام پذیرش همان آتش بس با شرایط پاکستان، همگی نشان دهنده پیروزی نظامی قاطع ما در زمین، هوا، دریا و حوزه های سایبری هستند.
ادعاهای هند مبنی بر حمایت از مهاجمان پهلگام را چگونه ارزیابی می کنید؟
در پی ادعاهای آنها، پاکستان خواستار انجام تحقیقات توسط طرف ثالث شده است که آنها هرگز با این درخواست موافقت نکردند. هندی ها نه هنوز مدرکی دال بر دخالت ما به جامعه بین المللی ارائه کرده اند و نه هفتصد هزار نیروی اشغالگر آنها توانسته اند سه مهاجم را در یک منطقه کوچک دستگیر کنند، علیرغم اینکه آنها تعقیب و گریز شدیدی داشته اند که در خلال آن هزاران مسلمان بازداشت و شکنجه شدند و بسیاری از خانه ها را به ظن طرفداری یکی از اعضای خانواده از آزادی خواهی، تخریب کردند.
هند معتقد است که پاکستان سعی در بی ثبات کردن این کشور را دارد و از نیروهای تجزیه طلب آن حمایت می کند. پاسخ پاکستان به این اظهارات چیست؟
شما تنها یک کشور در حاشیه هند را نام ببرید که آنها در آنجا دخالت نظامی نکرده باشند. آنها به جایی که اکنون بنگلادش است یورش بردند، آنها در سریلانکا به ظاهر برای مبارزه با جنگجویان تامیل نیرو پیاده کردند، آنها چتربازان خود را در مالدیو با ادعای حمایت از رئیس جمهورشان پیاده کردند، آنها نپال محصور در خشکی را بارها تحت فشار قرار دادند، و برای همه اهداف تمرینی خود، با بوتان مثل یک مستعمره نظامی رفتار می کنند.
حالا آن را با پاکستان مقایسه کنید و یک مورد را به من بگویید که پوتین های پاکستانی در یک کشور جنوب آسیا فرود آمده باشد. به جز هند که ما قادریم در قالب دفاع تهاجی از خود، صحنه نبرد را به خاک آنها بکشانیم، پاکستان در روابط خود با همه کشورهای همسایه صمیمی و محترمانه برخورد کرده است.
رسانه های جهان از برتری تسلیحات چینی نسبت به تسلیحات اروپایی گزارش می دهند که منجر به موفقیت پاکستان شد. شما تا چه حد با برتری فناورانه چین موافق هستید؟
پاکستان 86% درصد از نیازهای سخت افزار دفاعی خود را به شکل بومی تولید می کند. بله، پاکستان برخی از تسلیحاتش را از چین وارد می کند، البته همه کشورهای عضو گروه 5 از جمله خود چین نیز همین کار را می کنند.
حتی روسیه و ایالات متحده نیز برای بخشی از نیازهای دفاعی خود به واردات وابسته هستند. تنها مسئله این است که هندی ها به سختی می توانند به مردم خود بقبولانند که از پاکستان شکست خورده اند. بنابراین از بعد سیاسی به نفعشان است که نقش فناوری چین را بیش از حد و نقش فناوری پاکستان را کم جلوه دهند.
واقعیت این است که جیاف-17 تاندر یک هواپیمای ساخت پاکستان است که نزدیک به یک دهه است به کشورهای دوست صادر می شود. بیشتر هواپیماهای هندی توسط جیاف-17های ما سرنگون شدند. پاکستان حتی یک فروند از اف-۱۶های ساخت آمریکا خود را در این درگیری مستقر نکرد. با این حال، موشک های هوا به هوای PL-۱۵ چینی و همچنین برخی از جتهای جی-۱۰سی که از آنها خریداری کردیم، مورد استفاده قرار گرفتند. البته فرماندهی، عملیات و بیشتر تسلیحات، مختص به خود پاکستان بود. در مقابل هند کاملا به تانکهای روسی، هواپیماهای فرانسوی و پهپادهای اسرائیلی و تجهیزات ارتباطی آمریکا متکی بود که هیچ کدام از آنها نتوانستند جبران پیروزیهای تاکتیکی پاکستان باشند.
هند اجرای معاهده رودخانه سند را به حالت تعلیق درآورده است. پیامدهای آن برای پاکستان چه خواهد بود؟
این اعلان از سوی هند دارای یک جنبه حقوقی و یک جنبه عملی است. از نظر حقوقی، هیچ بندی وجود ندارد که نشان دهد این پیمان می تواند توسط هر یک از طرفین به صورت یکجانبه لغو، تعلیق یا غیرفعال شود. بنابراین، به جز مصرف سیاسی داخلی، این اعلان از نظر حقوق بین الملل و رویه های عرفی بین دولت ها بی اعتبار است.
از نظر عملی، انحراف آب چنین رودخانه های پر آب غربی که به پاکستان اختصاص داده شده است، مستلزم مخازن و سدهای عظیمی است که ساخت آنها ممکن است دهه ها طول بکشد. از این رو، در آینده ای پیش بینی پذیر، تعلیق جریان آب از نظر فنی غیر ممکن خواهد بود.
البته هزینه های اعتبار و آبرویی که هند به خاطر چنین اظهارات غیر مسئولانه ای متحمل می شود، غیر قابل محاسبه است. کشور کوچکی مانند سریلانکا در حال بازنگری مذاکرات خود در خصوص معاهدات با هند است چون بر اساس اصل بنیادی Pacta Sunt Servanda (اصطلاحی لاتین به معنی توافقات باید حفظ شوند) معاهدات باید محترم شمرده شوند.
در پایان، اینکه هند به دیپلماسی برتر خود افتخار می کند. در مقام مقایسه، سرویس خارجی پاکستان را چطور ارزیابی می کنید؟
به طور کلی سیاست خارجی آنها تنها با هدف انزوای پاکستان و حذف مسئله اصلی جامو و کشمیر در طول دهه ها همزیستی بین دو ملت، به طرز مفتضحانه ای شکست خورده است. در خصوص حمله پهلگام، قطعنامه ها و بیانیه های شورای امنیت سازمان ملل دقیقا آن چیزی است که پاکستان می خواست. ما بزرگترین قربانی تروریسم هستیم و آن را در همه اشکال محکوم می کنیم. علاوه بر این ما می خواستیم که واژه جامو کشمیر الحاق شود. همه چیز مطابق میل ما پیش رفت.
در دهه گذشته، ما شاهد سقوط دولت های طرفدار هند در کابل، در داکا، در کلمبو، در ماله، و در کاتماندو بودیم. می توانید آن را دیپلماسی موفق پاکستان یا قدرت نرم پاکستان یا هر نام دیگری که مایل هستید بنامید. با این وجود، چه کسی این تحولات منطقه ای را پیروزی های دیپلماتیک هند قلمداد می کند.






