رفعت مسعود گفت: انفعال و مواضع دوگانه کشورهای عربی درباره کشمیر تا حد زیادی به ارتباط آنها با اسرائیل مربوط است.

به گزارش آوا دیپلماتیک به نقل از ایلنا، زد و خورد سیاسی در مورد کشمیر همچنان ادامه دارد. عمران‌خان می‌گوید سایه تهدید رویارویی هسته‌ای بر شبه قاره سنگینی می‌کند و در مقابل دولت هند معتقد است لغو خودمختاری کشمیر اقدام درستی بوده است. در این میان تحلیلگران و ناظران بین‌المللی هم بیکار نشستند. آنها فعل و انفعال‌های رخ داده را حاصل قدرت گرفتن حزب بی.جی.پی در دهلی می‌دانند و ریشه اقدام هند را در ایدئولوژی حاکم بر آن ارزیابی‌ می‌کنند. برخی دیگر این بحران را یک پازل ناقص می‌دانند و حتی معتقدند تحولات افغانستان، جهش اقتصادی چین، تقابل تجاری واشنگتن با پکن و حتی هدف‌گذاری هند برای توسعه منطقه‌ای در ماجرای کشمیر (آنهم در شرایط کنونی) دخیل است. به این جهت برای رمزگشایی از تحولات اخیر کمشیر به گفت‌وگو با «رفعت مسعود» نخستین سفیر زن پاکستان در ایران پرداختیم.

وی پس از دریافت مدرک دانشگاهی خود از دانشگاه شفیلد بریتانیا، در سال ۱۹۸۷ به وزارت خارجه پاکستان پیوست. خانم مسعود پیش از تهران، سفیر پاکستان در نروژ بود و سابقه حضور در کشورهای بریتانیا، آلمان، ترکیه، هند و فرانسه را در کارنامه دیپلماتیک خود دارد. از جمله مسئولیت‌های ایشان می‌توان به مدیریت میز جنوب آسیا (۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴) و مدیرکل طرح سیاست‌گذاری وزارت خارجه پاکستان (۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵) اشاره کرد.

چندی پیش یکباره شاهد تعلیق ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند از سوی دولت این کشور بودیم که خودمختاری کشمیر توسط آن لغو شد. چرا دهلی دست به چنین اقدامی زد؟

 از روزی که استقلال پاکستان رسماً اعلام شد و از هند جدا شدیم تا به امروز مساله کشمیر به عنوان یک پرونده حل نشده باقی مانده است. هند و پاکستان سه جنگ را در سال‌های ۱۹۴۸، ۱۹۶۵ و ۱۹۷۱ از سر گذراندند اما باز هم مشکل‌ها در مورد کشمیر تا به امروز باقی است. در مسائل این‌چنینی مشکل اصلی طولانی شدن و عدم حل و فصل آن است؛ به گونه‌ای که افکار عمومی از تکرار بیش از حد اخبار یک مساله‌ کاملاً خسته می‌شوند. به عنوان مثال در مورد فلسطین ما شاهد چنین روندی هستیم که برآمده از عدم حل و فصل مشکلات و موانع است. در مورد کشمیر هم اینگونه است؛ در پرونده فلسطین شاهد مانع‌تراشی و سیاست‌های رادیکال اسرائیل هستیم و در مساله کشمیر با دولت هند روبرو هستیم و هر دو موضوع یکی از قدیمی‌ترین منازعه‌های جهان با درون‌مایه‌های مختلف اما با محوریت مسلمانان به حساب می‌آیند. سوال اصلی در مورد کشمیر این است که چرا دولت هند در مقطع زمانی فعلی دست به چنین اقدامی زده است؟

واقعیت این است که از چند سال پیش در اکثر نقاط جهان اتفاق‌هایی افتاد که باعث شد ناسیونالیسم و پوپولیسم به شدت رشد کند. زمانی که این رویداد اتفاق افتاد شاهد آن بودیم که اسرائیل با حمایت آمریکا قدس را پایتخت خود خواند. قبل از این واقعه، به روی کار آمدن ترامپ هم توسط همین روند اتفاق افتاد و اگر به گذشته برگردیم می‌بینیم که ورود نظامی واشنگتن به افغانستان و همچنین مذاکرات صلح که بسیار طولانی شده است، همگی حداقل یک ریشه در ناسیونالیسم دارند. حتی علل پیدایش داعش در سوریه، عراق و حالا در افغانستان هم از این امر مستثنی نیست. مدل دیگر این وضعیت را در مورد ایران و اخیراً در خلیج‌فارس شاهد هستیم که نمایانگر سناریوی اعمال فشار است. طبیعی است که بسیاری از دولت‌های دیگر در حال رصد این تحولات و برجسته شدن رگه‌های ناسیونالیسم و پوپولیسم هستند.

یعنی معتقد هستید اقدام اخیر دولت هند ریشه ناسیونالیستی دارد؟

 ناسیونالیسمِ هندو تنها بخشی از سناریویی است که دهلی علیه کشمیر طراحی کرده و ابعاد دیگری دارد که به آنها هم اشاره خواهم کرد. معتقدم که دولت نارندا مودی دقیقاً بر خلاف سنت کسانی کار می‌کند که هند را از استعمار بریتانیا رهایی دادند. دلیل آن هم کاملاً مشخص است؛ نگاه دولت فعلی هند به کشمیر کاملاً ایدئولوژیک است و تمرکزشان بر قبض و بسط تفکر هندو است. آنها با این کار خود می‌گویند که کشمیر باید متعلق به هندوها باشد و هر ایدئولوژی دیگر مانند مسلمانان، بودایی‌ها یا مسیحیت در آنجا جایگاهی ندارند. حزب مودی (بی.جی.پی) که تغییر نام یافته حزب آر.اس.اس (RSS) است و یکی از جنبش‌های افراطی هند به حساب می‌آید، معتقد به عملیاتی شدن «هند برای هندوها» است. از پنج سال پیش که مودی به عنوان نخست‌وزیر هند وارد گردونه قدرت شد اعلام کردند که می خواهم در کشور ما، هندوها در راس امور باشند. در آن زمان همچنان مردم کشمیر با مشکلات عدیده‌ای روبرو بودند اما تمرکز مودی بر اقتصاد و بهبود آن بود. این روند ادامه داشت تا زمانی که در انتخابات اخیر مودی مجدداً به پیروزی رسید و در اینجاست که می‌بینیم شعار وی تغییر کرد. مانیفست او رسماً می‌گوید که ما هند را قدرتمند می‌خواهیم و از سوی دیگر اعلام می‌کند می‌توانیم در جغرافیایی که مسلمانان حضور دارند، آنها را با هند همراه کنیم. کاملاً مشخص است که تنها منطقه مسلمان‌نشین، کشمیر است. در این میان ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند از اهالی کشمیر حفاظت می کرد اما حالا می‌بینیم که این ماده تعلیق شده است و حتی هیچ همه‌پرسی در این موضوع برگزار نشد.

مساله مهم این است که جواهر لعل نهرو (اولین نخست‌وزیر هند) منتسب به کشمیر بود و او هم این موضوع را قبول نکرد که یکی از دلایل آن منابع آب کوه‌های کشمیر بود که به سمت هند روانه می‌شد و ارزش زیادی برای دهلی داشت. مردم کشمیر در آن زمان مسلمان بودند اما حکومت از هند بود. به مردم کشمیر گفته شده بود که به دین شما کاری نداریم و برای آرام نگه‌داشتن آنها ماده ۳۷۰ قانون اساسی را مطرح کردند تا بتوانند اوضاع را کنترل کنند. در آن زمان نهرو، گاندی و حتی فاروق عبدالله مردم را آرام کردند و گفتند که در منطقه هند بمانید و ما از شما محافظت می‌کنیم؛ حتی به مردم کشمیر گفته شده بود که به زبان و فرهنگ آنها، کاری نخواهند داشت. مشکل این بود که کشمیری‌ها تقسیم شدند. بخشی از آنها خواهان پیوستن به پاکستان بودند و بخشی دیگر می‌گفتند ما ذیل ماده ۳۷۰ با هند می‌مانیم و حتی هفتاد سال در انتخابات آنها شرکت کردند. حالا که مودی آمده می‌گوید آمایش این منطقه باید هندو باشد.

از صحبت‌های شما این مفهوم استنباط می‌شود که دولت هند، تغییر شکل قومیت و استقرار آرایش هندو در کشمیر را مد نظر دارد.

بله، همینطور است! آنها می‌گویند که مسلمانان در کشمیر زیاد شده‌اند و حتی خط آنها مانند اردو و فارسی است و فرهنگشان مختلف است. هند می‌گوید در وضعیت کنونی نمی‌توانیم این را بپذیریم که بخشی از هند با سایر نقاط آن فرق کند. به عبارتی دیگر آنها به دنبال پیوست کشمیر به هند هستند. این نه ‌تنها خلاف قانون هند قلمداد می‌شود بلکه خلاف قوانین بین‌المللی است. سازمان ملل هم این موضوع را تایید کرده و اعلام کرد تا زمانی که تکلیف همه‌پرسی و ماهیت سیاسی کشمیر معلوم نشود و مشکل میان هند و پاکستان حل نشود، ماده ۳۷۰ باید به قوت خود باقی بماند. از این جهت مودی خلاف قانون گام برمی‌دارد.

این سناریو فقط به کشمیر ختم نمی‌شود بلکه در شمال شرق هند منطقه‌ای به نام «اَسام» وجود داد که ترکیب جمعیت آنجا را هندوها تشکیل می‌دادند. در سال ۱۹۷۱ شاهد وقوع جنگ در مرز مشترک میان اَسام و بنگلادش بودیم که در نتیجه مسلمانان به این منطقه هجرت کردند. یکی از دلایل هجرت، فقر در بنگلادش بود که پس از پیدایش این کشور مهمترین محور موجود به حساب می‌آمد. ترکیب جمعیتی منطقه اَسام به گونه ای بود که هندوها غالب بودند اما مسمانان هم در آنجا حضور داشته و دارند. همین چند روز پیش دولت مودی اعلام کرد که فهرستی از ساکنان این منطقه در حال تهیه است و قرار بر آن شده که تنها کسانی در این منطقه زندگی کنند که اجداد و ریشه آنها هندو است؛ یعنی هر شخصی که هندو نیست و ریشه هندو ندارد باید اخراج شوند. این موضوع واکنش‌های زیادی میان افکار عمومی و به خصوص مسلمانان هند داشت اما پیغام مودی این است که «هند، فقط متعلق به هندوها است».

برخی از مقامات نظامی و سیاسی پاکستان اعلام کردند داده‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد اسرائیل در قضیه کشمیر حضور دارد. تا چه حد این موضوع را قبول دارید؟

 اسرائیل نه تنها تسلیحات هند را تامین می‌کند و در مسائل اقتصادی با دهلی روابط تنگاتنگ دارد، بلکه دوستی نارندا مودی با بنیامین نتانیاهو بسیار عمیق و نزدیک است. تا جایی که از چند سال پیش مودی از نخست‌وزیر اسرائیل مشورت می‌گرفت. ریشه این رابطه در حمایت آمریکا از اسرائیل نهفته است. باید به یاد بیاوریم که هند سال‌ها شریک روسیه بود اما حالا می‌بینیم که دهلی به سمت آمریکا و اسرائیل چرخش کرده است. القاء و الصاق نام تروریسم به کشمیر هم از اینجا سرچشمه می‌گیرد. لذا ردپای اسرائیل در پرونده کشمیر کاملاً مشهود است؛ حتی روزنامه‌ها و رسانه‌های آنها با هم همانگ هستند.

عمران‌خان در سخنان خود به جنگ هسته‌ای اشاره کردند و شاه محمود قریشی شروطی را برای مذاکره با هند اعلام کرد. آیا در مورد مقابله با دهلی میان مقامات اسلام‌آباد اختلاف نظر وجود دارد؟

 عمران‌خان پس از پیروزی در انتخابات صراحتاً اعلام کردند که به دنبال تقویت امنیت هستند تا از این طریق مسائل و مشکلات اقتصادی را مرتفع کنند. ایشان رسماً پیام صلح و امنیت را به کشورهای منطقه مانند هند، ایران، افغانستان و غیره مخابره کردند. حتی به هند گفتند که اگر شما یک قدم بردارید، مطمئناً ما دو قدم بر می‌داریم. در مورد ایران هم اعلام کردند که مسائل مرزی باید با کمک یکدیگر حل و فصل شود تا اقتصاد شکوفا شود و همین موضوع را در مورد افغانستان اظهار کردند تا بتوان بر فقر در منطقه فائق آمد. از روزی که عمران‌خان زمام امور را به دست گرفت به هند پیغام داد که اگر به پاکستان نمی‌آیید و من هم به دهلی سفر نمی‌کنم، کشور سومی را برای مذاکره انتخاب کنید یا در قالب یک کنفرانس بین‌المللی مسائل را حل و فصل کنیم که متاسفانه هند پاسخ نداد.

حتی در سفر اخیر وزیر خارجه کشورمان (شاه‌محمود قریشی) به تهران از آقای ظریف درخواست شد با توجه به روابط میان تهران و دهلی با هند صحبت کنند تا شاید ایران بتواند بعد از ۷۰ سال به عنوان میانجی این مشکل را حل کند. تا جایی که من اطلاع دارم، آقای ظریف با خانم «سوشما سواراج»، وزیر خارجه پیشین هند که چند هفته پیش فوت شدند تماس گرفتند و به ایشان گفته بودند که ایران می‌تواند در این پرونده نقش میانجی و تسهیل کننده را بازی کند اما متاسفانه دهلی آن را قبول نکرد. در گذشته هم کشورهایی مانند چین و آمریکا به دنبال میانجی‌گری بودند اما نتیجه حاصل نشد. مساله این است که مردم دو کشور از تقابل نظامی و تبدیل آن به جنگ هسته‌ای ترس دارند و به نظرم هند تازه این پروژه را شروع کرده نه اینکه در میانه راه باشد! اما پاکستان تنها نظاره‌گر نخواهد بود. اسلام‌آباد فعلاً به دنبال تند شدن مدل مقابله نیست و می‌خواهیم آن را مسالمت‌آمیز حل و فصل کنیم. بنابراین هم از طریق سیاسی – حقوقی پیگیری می‌کنیم و اگر هند دست به سلاح شود پاسخ آن را خواهیم داد.

بخشی از منطقه کشمیر به چین مربوط است و با این کشور مرز مشترک دارد. این منطقه بخشی از پروژه جاده ابریشم چین به حساب می‌آید و داده‌ها به خوبی نشان می‌دهد که چتر اقتصادی پکن در این منطقه مورد هدف است. چراکه هند با این طرح پکن مخالف بود و از سوی دیگر اگر کشمیر توسط هند به صورت کلی ضمیمه شود، پروژه چین هم مورد هدف قرار می‌گیرد. طبیعی است که ایالات متحده هم از به ثمر رسیدن این موضوع نفع می‌برد؛ چراکه درجنگ اقتصادی با چین به سر می‌برد. بنابراین اقدام اخیر هند در کشمیر را باید دارای تکه‌های بسیاری از یک پازل دانست که سناریوهای بسیاری در آن نهفته است.

در سفر اخیر مودی به امارات و بحرین شاهد بودیم که نشان عالی دولتی به وی اعطاء شد. این رفتار دوگانه کشورهای عربی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 اگر کشورهای عربی – اسلامی با یک زبان واحد سخن می‌گفتند وضعیت نه تنها در کشمیر بلکه در فلسطین اینگونه نبود. به نظر می‌آید که این مواضع دوگانه ریشه در نزدیک شدن اعراب به اسرائیل دارد. ایران و پاکستان اسرائیل را به رسمیت نشناخته‌اند اما بسیاری از کشورهای عربی به صورت علنی و غیر علنی با تل‌آویو در ارتباط هستند. این باید یادتان باشد که در سفر اخیر ولیعهد سعودی به پاکستان سپس به دهلی رفت و در آنجا قراردادهای زیادی به امضاء رسید که مبالغ آن بعداً از سوی دهلی وصول شد اما باید اعلام کنم که تنها بخش کوچکی از کمک ریاض به اسلام‌آباد وصول شده است! سوال ما این است که چرا «سازمان همکاری اسلامی» تا به این حد در قبال کشمیر منفعل عمل می‌کند؟ این سازمان به محلی برای نوشیدن چای تبدیل شده است.

سکوت کشورهای عربی تا چه حد به مخالفت ژنرال راحیل شریف برای فرماندهی ائتلاف عربی مربوط است؟

فکر نمی‌کنم ارتباطی داشته باشد.

اخیراً عربستان اعلام کرده که قصد دارد صدها پزشک پاکستانی‌ را اخراج کند. آیا این پرونده (در شرایط کنونی) ماهیت سیاسی دارد؟

 امیدوارم این خبر صحت نداشته باشد. ما با عربستان رابطه خوبی داریم و حدود دو میلیون پاکستانی در عربستان زندگی می کنند که طیف‌های تحصیل‌کرده هم در میان آنها وجود دارد. ریاض گفته که دلیل اخراج آنها مدارک تحصیلی‌شان است اما سوال ما این است که چرا حالا دست به چنین کاری زده‌اند؟ به نظرم ابهام‌هایی در این خبر وجود دارد؛ چراکه پزشکان پاکستانی از سال‌ها قبل در عربستان حضور داشتند و مساله تنها مربوط به دیروز یا امروز نیست.

نقش ایران و ترکیه در پرونده کشمیر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تشکر می‌کنم از هر دو کشور که همراه پاکستان بودند. به کشور ایران بیشتر از ترکیه امید داریم؛ چراکه ما با جمهوری اسلامی ایران هم‌مرز هستیم و امید داریم که روابط خوبِ ایران و هند بتواند به ما کمک کند. می‌دانیم که تهران هم مشغول مشکلات و دفع فشارها است اما به هر ترتیب امید داریم که گشایش حاصل شود.

چند ماه پیش داعش و القاعده از طریق رسانه‌های خود خبر پایه‌گذاری شاخه‌های خود در کشمیر را منتشر کردند. تا چه حد امکان خیزش رادیکال در این منطقه وجود دارد؟

 شما بهتر و بیشتر از من ساختار این گروه‌ها را می‌شناسید اما باید دید منافع کدام کشورها از وجود تروریسم در منطقه تامین می‌شود! پاکستان، هند، افغانستان یا ایران ایدئولوژی وهابی را قبول ندارند. سوال این است که اینها از کجا آمدند؟ چرا داعش به یکباره در افغانستان ظاهر شد؟ پاسخ مشخص است؛ سناریوی جدید در جنوب آسیا پیاده خواهد شد و بسیار پیچیده است. معتقدم که داعش در افغانستان می‌تواند کارکرد دوگانه داشته باشد؛ یعنی هم در افغانستان از آنها استفاده شود هم در کشمیر. چون فاصله زیادی از حیث جغرافیایی میان این دو وجود ندارد.

پس از سفر عمران خان به آمریکا و دیدار با ترامپ شاهد فعال شدن پاکستان در پرونده صلح افغانستان بودیم. آیا وظایفی از سوی واشنگتن به اسلام‌آباد محول شده؟

 ترامپ زمانی که وارد کاخ‌سفید شد فکر می‌کرد به تنهایی می‌تواند پرونده افغانستان را به سرانجام برساند و به پاکستان فشار آوردند و حتی ارتش و فروش تسلیحات و کمک‌های سالانه را تحریم کردند. واشنگتن به این نتیجه رسیده که بخش اعظمی از مسائل افغانستان (به دلیل هم‌مرز بودن این کشور با پاکستان و ایران) توسط اسلام‌آباد و تهران حل و فصل می‌شود. ایران سیاست مستقل در این مورد دارد اما مهم این بود که آمریکایی‌ها فهمیدند که باید با طالبان مذاکره کنند. طالبان در افغانستان قدرتمند است و به همین دلیل وارد مذاکره با آنها شدند. پیشنهاد ما به آمریکا این است، همانگونه که با ما در مورد افغانستان مذاکره کردند با ایران هم مذاکره کنند. ابهام این است که خروج آمریکا از افغانستان چگونه خواهد بود؟ معتقدم که آمریکا خارج نمی‌شود یا حداقل با سرعت تمام این موضوع اتفاق نخواهد افتاد. از سوی دیگر دولت افغانستان می‌داند که بدون حضور طالبان نمی‌تواند کاری کند. از این منظر همانطور که گفتم، پاکستان هم وظایفی به عهده دارد.

با توجه به فرا رسیدن ماه محرم، چه تدابیر امنیتی در پاکستان اتخاذ شده؟

تامین امنیت در ایام محرم نسبت به گذشته بسیار بهتر شده است. مشکل کلی ما در این ایام با «کویته» است. توجه داشته باشید که شیعیان زیادی در کراچی حضور دارند و از امنیت خوبی برخوردار هستند. نه تنها در ۱۰ تا ۱۵ روز اول محرم بلکه در زمان اربعین هم امنیت برقرار و تدابیر آن اتخاذ شده است.

آیا دستاوردهای سفر عمران خان به تهران محقق شده است؟ به عنوان مثال پروژه خط لوله گاز آی.پی تا چه حد پیشرفت داشته است؟

تا جایی که من اطلاع دارم توافق‌ها صورت گرفته و قرار شده تا لوله‌گذاری از سوی ایران تا مرز پاکستان تا سال ۲۰۲۴ انجام شود. وظایفی هم به عهده ما است؛ مثلاً عملیات لوله‌گذاری از بندر گوادر تا مرز ایران به عهده ما است که باید انجام شود اما طبیعی است که نیاز به زمان داریم. هر دو طرف باید در حوزه تجارت بیشتر فعال شوند و نمی‌توانیم چشممان را به آن ببندیم. در مورد توسعه امنیت مرزی هم توافق‌نامه‌ها در حال اجرا است.

وضعیت توافق‌ها بر سر حمل و نقل چگونه است؟ آیا در مورد تعرفه‌های ترجیحی گمرکی گشایش‌هایی حاصل شده است؟

در تیرماه وزیر صنعت ایران به پاکستان سفر کرده بودند و با وزیر تجارت پاکستان دیدار کردند. در آنجا بحث تعرفه‌ها، تاسیس کمیته تهاتر، بانک‌ها و ساز و کار ارتباط بانک‌ها با یکدیگر مطرح شد و توافق‌های خوبی صورت گرفت. قرار است ملاقات دیگری در تهران با یکدیگر داشته باشند و به زودی توافق‌هایی صورت خواهد گرفت.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin