دکتر النا آندریوا مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته مطالعات خاورمیانه از دانشگاه ایالتی مسکو و مدرک دکترای خود را از دانشگاه نیویورک دریافت کرده است. وی استاد رشته تاریخ در موسسه نظامی ویرجینیا می باشد، جایی که کلاس ها و درسهایی را پیرامون تاریخ ایران، خاورمیانه و اسلام برگزار می کند. تحقیقات وی بر کنش ها و واکنش های غرب و شرق، تاریخ و فرهنگ ایرانی در قرون نوزدهم و بیستم و همینطور جنبه های استعمار و امپریالیسم در خاورمیانه و آسیا متمرکز است. گفتگویی با دکتر آندریوا درباره فعالیت های مطالعاتی وی پیرامون روابط تاریخی ایران و روسیه و نیز تاثیر جنگ جهانی اول و دوم بر روی تحولات سیاسی داخل ایران، انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

گفتگوی اختصاصی آوا دیپلماتیک با سرهنگ النا اندریوا

استاد دپارتمان تاریخ انستیتوی نظامی ویرجینیا

یکی از حوزه های تحقیقاتی و دانشگاهی شما به مطالعه در امور خاورمیانه معطوف می شود. آیا انگیزه خاصی شما را به سمت مطالعه بر روی تحولات خاورمیانه هدایت کرده است؟

زمانی که با خواندن ترجمه روسی شاهنامه و شعر کلاسیک ایران پا به مسیر مطالعه تاریخ ایران گذاشتم، یک دانش آموز دبیرستانی بودم. وقتی برای تحصیل در دانشکده مطالعات آسیایی و آفریقاییِ دانشگاه دولتی مسکو اقدام می کردم کتاب های ادبیات ایران را به یاد آوردم و رشته زبان فارسی را در فرم درخواست خود انتخاب کردم و البته هرگز از این انتخاب پشیمان نشدم.

شما به عنوان یک پژوهشگر روس، بر روی روابط تاریخی ایران و روسیه نیز کار مطالعاتی داشته اید. طلایی ترین دوران مناسبات ایران و شوروی سابق را در کدام مرحله تاریخی ارزیابی می کنید؟

من همواره در استفاده از اصطلاح “دوره طلایی” محتاط بوده ام زیرا تفاسیر متعددی از هر دوره تاریخی وجود دارد. تنها در قرن هیجدهم شاهد این هستیم که ایران و روسیه، با یکدیگر با برابری رفتار کرده اند، در حالی که تا پیش از این روابط تجاری و سیاسی این دو کشور پراکنده و جسته و گریخته بوده است.

به دنبال این “دوره طلایی”، مداخله های رو به افزایشِ روسیه در قبال ایران در اوایل قرن 20 به اوج خود رسید اما تا دهه 1990، دو کشور پایه ای استوار برای همکاری ایجاد کرده بودند. اگرچه با حمایت روسیه از تحریم های بین المللی، طی دهه اول قرن 21، رابطه بین ایران و روسیه رو به بی ثباتی رفت اما دو کشور علاقه خود به بهبود روابط و حفاظت از منافع مشترک ژئو پولیتیک را از دست نداده اند.

شما در آثار خودتان به موضوع ایران در طول جنگ جهانی اول و دوم پرداخته اید. تا چه اندازه اشغال ایران توسط متفقین بر روند دموکراسی خواهی ایران اثرگذار بوده است؟

علاوه بر اشغال استعماری در طول جنگ جهانی اول، سرزمین ایران به یک میدان جنگ تبدیل شد. اشغال ایران در هر دو شرایط، یک فاجعه سیاسی بود که با مشکلات اقتصادی تشدید شده بود. جنگ جهانی اول عاملی بود که به سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن پهلوی کمک کرد. جنگ جهانی دوم نیز به جانشینی محمدرضا شاه در جایگاه رضا شاه انجامید. رژیم پهلوی به وضوح اقتدارگرا و به هر روند دموکراتیکی مشکوک بود.

قبل از اینکه پهلوی قدرت را به دست بگیرد کشور در دوره ای از مشروطه خواهی قرار داشت که بعدها باعث تجربه سطحی نسبی از دموکراسی در ایران شد .مهمترین مطالعات شما در این مورد شامل چه موضوعاتی بوده است؟

اگرچه به نظر من دموکراسی یکی از مسائل چالش برانگیز در منطقه است؛ اما من به طور خاص به مسائل مربوط به انقلاب مشروطه و دموکراسی در ایران یا سایر کشورهای خاورمیانه نپرداخته ام.

سفرنامه های فراوانی در طول زمان قاجاریه نوشته شده اند. چرا به سفرنامه برزین، (یک روس قرن نوزدهمی در ایران) علاقه مند شدید؟ در این کتاب به موضوع جامعه و فرهنگ ایران در دوره قاجار اشاره شده است. مهمترین مشخصه این دوران در این کتاب چیست؟

سفرنامه ایلیا برزین دارای این امتیاز است که توسط یک فرد تحصیل کرده و آشنا به مطالعات خاورمیانه نوشته شده است. این سفرنامه بسیار دقیق و مفصل است و اطلاعات ارزشمندی در مورد ایران، مثلا در مورد تعزیه در قرن 19 ارائه می دهد.

به همین دلیل یک مقاله جداگانه در مورد برزین نوشتم و همینطور از آنجا که بیش از 200 سفرنامه روسی در مورد ایرانِ قرن 20 و اوایل 19 نوشته شده ، کتابی برای تجزیه و تحلیل آنها تالیف کردم.

معمول ترین ویژگیِ مشترکِ نوشته های اکثر قریب به اتفاق نویسندگان، از جمله برزین، نگاهِ تحقیر آمیز روسیه به ایرانیان است تا با این کار تلاش خود برای غربی بودن آنها را نشان دهد.

ادبیات ایرانی تا چه اندازه نگاه شما را به خود معطوف کرده است؟

در دانشگاه دولتی مسکو و همینطور در دانشگاه نیویورک که مدرک دکترای خود را دریافت کردم، مطالعات من در مورد فرهنگ ایرانی همواره شامل خواندن دقیق ادبیات فارسی می شد، که همیشه از آن لذت برده ام.

دلیل علاقه مندی شما به آثار صادق هدایت چیست؟

در طول تحصیل در دانشگاه دولتی مسکو به آثار صادق هدایت علاقه مند شدم. من به تحقیق در مورد اگزیستانسیالیسم در ادبیات فارسی می پرداختم و صادق هدایت از نویسندگانی بود که از آثارش برای این منظور استفاده می کردم.

یکی از کارهای مطالعاتی سرکارعالی مربوط به نقش روس ها در دربار محمدعلی شاه قاجار می شود. اثرات حضور روس ها در دربار ایران و تاثیر آن بر فضای سیاسی ایران در آن دوره را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من دخالت خارجی در امور داخلی یک کشورِ مستقل مضر است و فشار روسیه بر پادشاهان ایران در قرن 19 و اوایل قرن 20 از این قاعده مستثنی نیست البته برخلاف ادعای روسیه که تلاش آنها برای نفع رسانی به ایران بوده است در واقع سیاست روسیه در ایران فقط یک هدف داشت و آن گسترش سلطه امپریالیستی خود و در صورت امکان، تسخیر استان های شمالی ایران بود.

رویکرد استعماری همواره یکی از خصوصیات قدرت های جهانی بوده است که این موضوع در مورد امپراطوری روسیه نیز صادق است. تا چه اندازه حضور روسها در ایران طی اوایل قرن بیستم را می توان ادامه دهنده روند استعماری گذشته دانست؟

در حقیقت استعمار یکی از جنبه های مهم سیاست خارجی روسیه در قرن 19 و اوایل قرن 20 بود. حتی قبل از توافق با بریتانیا در سال 1907 در مورد میزانِ نفوذ در ایران، شمالِ ایران عملا به حوزه نفوذ روسیه تبدیل شد. در اوایل قرن 20، سلطه روسیه در شمال ایران بسیار زیاد شد و مقامات دیپلماتیک و نظامی روسیه قدرت نسبتا نامحدودی در استان های شمالی پیدا کردند و حتی گاهی در آنجا به جمع آوری مالیات و حمایت از مقرهای روسی می پرداختند.

در طول جنگ جهانی اول سرزمین های وسیعی در شمال و شمال شرقی ایران توسط نیروهای روسیه اشغال شد و این در حالی بود که برخی از مقامات برجسته روسی قصد داشتند حضور روسیه در این مناطق را تا پایان جنگ حفظ کنند. در واقع انقلاب سال 1917، هر چند موقت، به این طرح ها پایان داد.

آیا رویکرد روس ها در اسکان مهاجران این کشور در نواحی شمالی بر آرایش قومیتی داخل ایران نیز اثرگذار بوده است؟ سرنوشت مهاجران روس چه شد؟

برخی از روس های سفید پوست در شمال ایران ماندند. البته بسیاری از آنها به تدریج ایران را ترک کرده و به اروپا رفتند. به هر حال حضور روس ها در شمال ایران اثر کمی بر ساختار قومی جمعیت ایران گذاشت.

شما به همراه آقای یارشاطر بر روی روابط ایران و روسیه کار مطالعاتی مشترکی داشته اید. مهمترین انگیزه شما برای انجام این فعالیت مشترک چه بود؟

من همیشه از همکاری با همکارانم لذت برده ام. فراتر از آن در مورد همکارانم اظهار نظر نمی کنم.

شما مقاله ای پیرامون شرق گرایی روسی در موسیقی نوشته اید. موسیقی روسیه تا چه حد از موسیقی ایرانی تاثیر پذیرفته است؟

این مقاله در مورد الکساندر الیابو (1787-1851) است که به نظر من، اولین آهنگساز روسی است که به کشف و جمع آوری ملودی “شرقی” و ترکیب عناصر معتبر موسیقی “شرقی” با موسیقی خود پرداخت. از آنجا که سال های بسیاری از عمر خود را در قفقاز و سیبری غربی (که آن موقع از نظر اداری و تجاری نزدیک به روسیه آسیای مرکزی بود) گذرانده بود، در درجه اول موسیقی آن مناطق را مورد مطالعه قرار داد و تا حد زیادی از آن تاثیر گرفت.

با این که الیابو چند آهنگ “قفقازی” و “آسیایی” (از جمله از کاباردی، گرجی و چِرکِس) را ساخت و البته هیچگاه “آهنگ فارسی” نساخت. فقط می توان حدس زد زمانی که در قفقاز زندگی می کرده علاوه بر ملودی های چرکس، کاباردی، آذربایجان و گرجستان با ملودی های فارسی نیز آشنا شده است.

او از مضمونِ ایرانی اشتیاق بلبل به معشوقِ خود و گل، در آهنگ مشهورش “عاشق گل سرخ، بلبل” استفاده کرد. به طور معمول در آنچه به “رنسانس شرقی روسیه” معروف شد الیابو مضمونِ “شرقی ” مورد استفاده اش را از غرب اروپا ودیعه گرفت.

او برای ساخت این آهنگ، از “داستان ترکیِ ” بایرون در کتاب عروس ابیدوس استفاده کرد که “ای. کازلوف” آن را به روسیِ ترجمه کرده بود. مضمونِ عامه پسند مشابهی نیز توسط بسیاری از هنرمندان روسی دیگر، از جمله الکساندر پوشکین و نیکولای ریمسکی-کورساکف مورد استفاده قرار گرفته بود.

شما تا کنون در کنفرانس های متعدد بین المللی ایران شناسی حضوری مستمر داشته اید. برگزاری چنین کنفرانس ها و کارگاه هایی تا چه حد می تواند به آشنا کردن ملت ها با فرهنگ، تاریخ و هنر ایران کمک کند؟

من همیشه سعی می کنم در کنفرانس های مطالعات ایران شناسی، از جمله همایش دو سالانه انجمن بین المللی مطالعات ایران (ISIS) شرکت کنم. به علاوه، کنفرانس های سالانه سازمان های بزرگ مانند انجمن مطالعات خاورمیانه در آمریکای شمالی معمولا همایش های زیادی برگزار می کنند که به ایران اختصاص داده شده است.

این کنفرانس ها دانشمندان ایران را از نقاط مختلف جهان، از جمله ایران، اروپا، آمریکای شمالی و آسیا دور هم جمع می کنند. شرکت کنندگان در مورد جنبه های مختلف تاریخ، فرهنگ و هنر ایران به گفتگو می پردازند و برای پروژه های آینده، مانند سفرهای میدانی، کنفرانس ها و نشریات، برنامه ریزی می کنند. در واقع تبادل ایده ها و نشریاتِ کنفرانس های علمی به حوزه مطالعات ایران کمک شایانی می کند.

مهمترین تحقیقاتی که درباره ایران در دست بررسی و پژوهش دارید شامل چه موضوعاتی می شود؟

در حال حاضر با همکاری یکی از همکارانم به ویرایش مقالاتی برای انتشار فعالیت می کنم که به روس های قرن 19 و 20 در ایران اختصاص داده شده است. مشارکت من در این کتاب شامل پرداختن به فراری های کشور روسیه در ایرانِ قرن 19 و واکنش دولت روسیه به مشکلات به وجود آمده توسط آن ها، می شود.

گفتگو از: محمدرضا نظری

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin