نشست مطبوعاتی هفتاد و پنجمین سالگرد ورود مهاجران لهستانی به ایران در بنیاد لاجوردی برگزار شد.

به گزارش آوا دیپلماتیک، در این نشست پاتریشیا اوزجان کارولفسکا کاردار سفارت لهستان گفت: دو نمایشگاه از عکسهای مهاجرین لهستانی در ایران در اصفهان و تهران برگزار خواد شد. این نمایشگاه‌ها نشان‌دهنده تاریخ زندگی 120 هزار لهستانی است که برخی از آنها نظامی و برخی غیرنظامی بودند و به طورمعجزه‌آسایی به ایران آمدند و از گرسنگی، کار اجباری، شرایط غیرانسانی و اردوگاه‌ها و زندانهای شوروی نجات پیدا کردند.

وی افزود: آنها حدود 2 تا 3 سال در شهرهای مختلف ایران زندگی می‌کردند و این مدت تاثیر بسزایی در شکل‌گیری ذهنیت آنها از مردم ایران داشت.در اوایل مدتی که آنها به ایران آمده بودند بسیار متحیر بودند اما رفتار بسیار مهربانانه‌ای از جانب ایرانی‌ها مشاهده کردند و از این رفتار لذت برده و شرایط زندگی برای آنها بهتر شد.

کاردار سفارت لهستان ادامه داد: بسیاری از آنها مبتلا به بیماریهای مختلف بودند و براثر این بیماریها از دنیا رفتند و در گورستانهای تهران، انزلی، مشهد و اهواز دفن شدند که برخی از این گورستانها هنوز پابرجاست. بسیاری از آنها نیز در ایران مداوا شدند و شرایط بهداشت و درمان آنها بهبود یافت؛ در ایران مدرسه ایجاد کردند و فعالیتهای فرهنگی انجام دادند.

کارولفسکا افزود: با وجود اینکه پس از جنگ جهانی دوم تعداد زیادی از لهستانی‌ها در ایران ماندند تا پایان عمرشان از ایران به عنوان کشوری زیبا با مردمی مهربان یاد می‌کردند. این تجربه پایه‌گذار روابط گسترده بین ایران و لهستان شد که نتایج مثبتی را به همراه داشت. به عنوان مثال وقتی که لهستانی‌ها به ایران آمدند پس از جنگ به تحقیق درباره فرهنگ ایران پرداختند.

وی ادامه داد: پس از پایان جنگ جهانی دوم بسیاری از آنها به کشورهای دیگر مهاجرت کردند چون نمی‌توانستند به لهستان کمونیست بازگردند، اما خاطرات دوستی مردم ایران را همیشه به یاد داشتند و در آینده نیز ملت ایران را دوست خود می‌دانستند همانگونه که در جریان زلزله بم برای ایرانی‌ها کمک می‌فرستادند.

کاردار سفارت لهستان با بیان این که ما به عنوان سفارت جمهوری لهستان در ایران همیشه این خاطرات را در ذهنمان نگه می‌داریم و آنها را مبدا روابط‌مان با ایران می‌دانیم گفت: روابط ایران و لهستان همیشه دوستانه و تاریخی بوده و روابط دیپلماتیک دو کشور به مدت 143 سال است که وجود دارد. امروزه تلاش داریم فرصت‌های جدیدی برای گسترش همکاریهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بین ایران و لهستان پیدا کنیم.

وی درباره برنامه های سالگرد ورود مهاجرین لهستانی به ایران گفت: دو نمایشگاه در تهران برگزار خواهیم کرد که یکی در سعدآباد و دیگری در موزه هنرهای اصفهان است. همچنین کنفرانس تاریخی در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. نمایش‌هایی نیز با حضور جوانان ایرانی در تهران و اصفهان با موضوع مهاجرین لهستانی اجرا خواهد شد.

در ادامه این نشست محمدرضا کارگر مدیرکل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی و سرپرست مجموعه فرهنگی – تاریخی سعدآباد گفت: ارتباط بین ملت‌ها در تعیین سرنوشت هر جامعه‌ای بسیار مهم است.متاسفانه شاهد هستیم که روابط بین ملت‌ها را مسئولان سیاسی تعیین می‌کنند اما به اعتقاد من ملت‌ها باید با برقراری روابط با یکدیگر موجب شوند سیاستمداران روش و منش خود را تغییر دهند.یعنی در این زمینه دولت تابع ملت باشد نه اینکه ملت‌ها تابع دولت باشند.

وی با بیان این که ملت ایران خاطراتی بسیاری از پذیرش مهاجران در حافظه تاریخی خود دارند گفت: چه پیش از اسلام و چه پس از آن به تعداد بسیار زیادی شاهد مهاجرت ملت‌های دیگر به ایران بودیم.ایران معمولا مکان مناسبی برای همه مهاجرین بوده است.به عنوان نمونه مهاجرت آریایی‌ها به ایران و مهاجرت یهودیان از بین‌النهرین به ایران را می‌توان ذکر کرد.

مدیرکل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی تصریح کرد: حضور لهستانی‌ها در ایران در ادامه چنین ظرفیتی در ایران شکل گرفته و برای ما مایه مباهات است که در طول تاریخ پدران ما همواره با مردمی که به ایران مهاجرت می‌کردند برخورد خوبی داشتند به نحوی که در خاطر مهاجران مانده است و این مسئله مایه افتخار ماست.

کارگر با اشاره به این که ایرانیان هم مهاجرت‌های بسیاری به خارج از کشور داشته‌اند گفت: از مهمترین آنها می‌توان به مهاجرت عظیم ایرانی‌ها در اواخر دوره ساسانی و مهاجرت ایرانی‌ها در دوره صفویه اشاره کرد.در حال حاضر نیز تعداد 7 میلیون نفر از جمعیت ایران در خارج از کشور زندگی می‌کنند که بیشتر به خاطر شرایط فرهنگی و اجتماعی از ایران مهاجرت کرده‌اند و کمتر مشاهده شده که انگیزه آنها اقتصادی باشد.

وی تاکید کرد: مهاجران همواره به دنبال مکان و جامعه‌ای هستند که آزادانه‌تر از سرزمین خودشان بتوانند در آنجا فعالیت کنند.اگر در مقاطعی ایران مقصد پذیرش مهاجران بوده به دلیل وجود شرایط فرهنگی و اجتماعی مساعد در ایران بوده است.مهاجرت برای تغییر شرایط و استمرار باورها و گسترش عقاید امری بسیار مفید و مهم است و ما امروز هم می‌توانیم مقصد خوبی برای مهاجران باشیم همانطور که در حال حاضر نیز تعداد بسیار زیادی از مهاجران در ایران زندگی می‌کنند.

مدیرکل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی بیان کرد: امیدواریم در ادامه نیز بتوانیم ارتباط خوبی با ملت لهستان داشته باشیم.البته امروز ارتباط ملت‌ها مستلزم مهاجرت فیزیکی نیست و به صورت مهاجرت باورها نیز امکانپذیر است.خوشحالیم که چنین برنامه‌ای در کشور راه‌اندازی شده و امیدواریم که بستر را برای رویدادهای فرهنگی دیگر فراهم کند.

در ادامه آنا دودا نماینده موسسه «آدام میشکویچ» که حامی برنامه‌های سالگرد مهاجرت لهستانی‌ها به ایران است گفت: در زمان مهاجرت لهستانی‌ها به ایران، یک عکاس مشهور اصفهانی به نام ابوالقاسم جلا به عکسبرداری از مهاجران لهستانی می‌پردازد؛ نگاتیو این عکس‌ها سال‌ها بعد توسط پریسا دمندان که از پژوهشگران رشته عکاسی است کشف می‌شود.خانم دمندان حدود 10 سال روی این نگاتیوها کار می‌کند تا به صورت عکس‌های قابل‌ارائه درآید.

وی ادامه داد: خانم دمندان پس از 10 سال تلاش و تحقیق در این زمینه با حمایت وزارت ارشاد موفق شد کتابی به نام «بچه‌های اصفهان» را منتشر کند. این کتاب تبدیل به یک کتاب مهم، ارزشمند و بین‌المللی شد که در نظر لهستانیها دارای جایگاه ویژهای است.البته تمام عکس‌هایی که ما در نمایشگاه‌های تهران و اصفهان به نمایش می‌گذاریم در این کتاب موجود نیست و بسیاری از آنها دیده‌نشده است.

همچنین در این نشست علیرضا دولتشاهی محقق و تاریخ‌دان گفت: قبل از نگارش کتاب توسط خانم دمندان، کتاب بسیار بهتری به نام «اصفهان شهر کودکان لهستانی» درباره حضور لهستانی‌ها در ایران نگارش شده بود.اکنون مسئله مهاجرت لهستانی‌ها به ایران در حال کشف دوباره است چنانکه فیلمسازان بسیاری با من تماس می‌گیرند و برای ساخت فیلمی با این موضوع ابراز تمایل می‌کنند و من در جواب به آنها می‌گویم که با وجود فیلم آقای خسرو سینایی نیازی به ساخت فیلم دیگری نیست.

وی افزود: البته بهتر بود که به جای کاخ سعدآباد که در شمال تهران است؛ مکانی در مرکز شهر مثل خانه هنرمندان که جوانان هم در آنجا رفت و آمد دارند و دسترسی به آن راحت‌تر است انتخاب شود.

این تاریخ‌دان عنوان کرد: لهستانی‌هایی که به ایران آمدند نه مهاجر بودند و نه پناهنده چون آنها به میل خودشان به ایران نیامدند.از حضور آنها در ایران هیچ اثری در نشریات و مطبوعات آن زمان دیده نمی‌شود زیرا نیروهای اشغالگر ایران، دستوری مبنی بر سانسور نشریات و خبرگزاری‌ها صادر کرده بودند و به همین خاطر نشریات ایرانی هیچگاه به موضوع مهاجرت لهستانی‌ها نپرداختند.حزب توده نیز به عنوان بازوی کمونیست‌ها در ایران به این امر کمک می‌کرد بنابراین پس از رفتن لهستانی‌ها از ایران هیچ اثری از آنها باقی نماند و فقط در فیلم آقای خسرو سینایی به این موضوع پرداخته شد و البته من متاسفم که این فیلم هیچگاه به طور رسمی معرفی نشد.

دولتشاهی افزود: تا پس از انقلاب و تا همین چند سال پیش در ادبیات معاصر ایران اثری از موضوع مهاجرت لهستانی‌ها نبود و فقط بزرگ علوی در یکی از داستانهایش به شکل بسیار محو به این موضوع پرداخت.

وی اضافه کرد: باید این سوال را مطرح کرد که اصلا چه شد که لهستانی‌ها به ایران آمدند؟ البته تمام لهستانی‌ها که توسط روسها به اسارت گرفته شده بودند به ایران نیامدند و عده‌ای از آنها به کشورهای دیگر رفتند.طبق اسناد موجود در 6 ماهه اول حضور لهستانی‌ها در ایران 40 کودک لهستانی در ایران متولد شد.

دولتشاهی با بیان این که مردم لهستان انسانهای شریفی هستند گفت: دولت قاجار به آنها پناه داده بود، اما امروز آنها از دولت دیگری به این خاطر تشکر می‌کنند و از آن گذشته دولت قاجار نیز فقط 6 ماه به عنوان مهلت حضور آنها در ایران را تعیین کرده بود و پس از گذشت این مدت دولت ایران مرتبا اعلام می‌کرد که لهستانی‌ها باید خاک ایران را ترک کنند.

در ادامه این نشست خسرو سینایی کارگردان فیلم «مرثیه گمشده» گفت: برای من دیگر این امکان وجود ندارد که داستان لهستانی‌ها را از نگاه خودم تعریف کنم.داستان لهستانی‌ها بسیار مفصل است.

وی درباره انگیزه ساخت این فیلم گفت: در سال 1349 که من در وزارت فرهنگ و هنر فعالیت می‌کردم یک دوست مسیحی داشتم که پدرش فوت می‌کند و ما برای مراسم ترحیم وی به گورستان مسیحیان می‌رویم؛ پس از پایان مراسم در حال قدمزدن در گورستان بودم که صدها هزار سنگ قبر مشابه با اسامی ناشناخته دیدم که در میان آنها افراد با سنین متفاوت از کودک تا پیر وجود داشت.از کشیش سوال کردم که این قبرها متعلق به چه کسانی است؟ و او جواب داد که اینها متعلق به لهستانی‌هایی است که در زمان جنگ جهانی دوم به ایران آمدند.این مسئله اولین جرقه را در ذهن من برای ساخت این فیلم ایجاد کرد.

وی ادامه داد: به مدت 4 سال تمام با مراجعه به مسئولین وقت وزارت فرهنگ و هنر و تلویزیون درخواست ساخت چنین فیلمی را ارائه کردم، اما آنها موضوع لهستانی‌ها را یک رویداد تمام شده می‌دانستند و تمایلی به ساخت این فیلم نداشتند.هیچ کس حاضر نبود در ساخت این فیلم به من کمک کند تا زمانی که سیاست وارد این موضوع شد و طبیعتا وقتی که سیاست به مسائل فرهنگی وارد شود اهمیت پیدا می‌کند.در جریان سفر شاه و فرح به زلاند‌نو تعدادی از نوجوانان لهستانی با لباس متحدالشکل به اجرای یک سرود کُر پرداختند و به همین خاطر این موضوع در نظر شاه مهم جلوه نمود و بنابراین به من امکان ساخت این فیلم داده شد به شرط آنکه قطعه فیلم اجرای این سرود در حضور شاه را در ابتدای فیلم خود قرار دهم.

کارگردان فیلم مرثیه گم شده افزود: سپس ما به زلاندنو رفتیم و در آنجا شاهد استقبال لهستانی‌ها از خودمان بودیم و آنها مرتبا از محبت و میهمان‌نوازی ایرانی‌ها تعریف می‌کردند، سپس در اصفهان، اهواز و قزوین با مراجعه به خانه‌ها و گورستان‌های لهستانی به تحقیقات گسترده پرداختیم.

سینایی ادامه داد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی خیالم راحت شده بود که می‌توانم صحنه اجرای سرود کودکان لهستانی در حضور شاه را از ابتدای فیلم خود بردارم. البته من این فیلم را در آتلیه شخصی خودم به پایان رساندم و در همان‌جا این فیلم مونتاژ شد و روی آن موسیقی قرار داده شد.مرحوم باستانی پاریزی در مورد این فیلم گفت: «هرکس می‌خواهد تاریخ لهستانی‌ها را بداند این فیلم را ببیند.

وی تصریح کرد: من 48 سال از عمر خود را با این موضوع سپری کردم و آنقدر در آن غوطه‌ور شدم که برخی گمان می‌کنند همسر و یا مادر من لهستانی است در صورتی که اینطور نیست، اما لهستانی‌ها جزئی از زندگی من شدند و من از محبتی که آنها در تمام این سالها که به لهستان سفر می‌کردم به من داشتند کمال تشکر را دارم.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin