به دنبال برگزاری اولین جلسه کمیته برنامه ریزی اتحادیه مجالس کشورهای اسلامی در آبان ماه ۱۳۷۵ در تهران که با حضور نمایندگان مجالس ایران، اندونزی، لیبی، سودان، سوریه، فلسطین، پاکستان و بنگلادش تشکیل شد، هسته اولیه تاسیس اتحادیه بین المجالس اسلامی شکل گرفت در این نشست، پیش نویس اساسنامه اتحادیه که در آن از تهران به عنوان مقر اتحادیه نام برده شده بود به تصویب اعضا رسید. در ادامه طی اجلاس دو روزه (۲۳ و ۲۴ آبان ۱۳۷۷) که با حضور نمایندگان مجالس ۲۹ کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی برگزار شد، پیش نویس اساسنامه اتحادیه به تصویب اعضای حاضر در اجلاس رسید و کنفرانس تاسیس اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری های اسلامی با حضور بیش از ۲۰۰ نفر از نمایندگان و مشاوران مجالس ۴۵ کشور عضو سازمان همکاری اسلامی، در ۲۵ لغایت ۲۷ خرداد ۱۳۷۸ به ریاست علی اکبر ناطق نوری رییس وقت مجلس شورای اسلامی ایران برگزار شد. در این کنفرانس اساسنامه اتحادیه به تصویب رسید که این اساسنامه ۱۰ سال بعد در دومین کنفرانس فوق العاده اتحادیه در ابوظبی (دی ۱۳۸۹) مورد بررسی مجدد قرار گرفت و اصلاحاتی بر آن اعمال گردید. هم اکنون مسئولیت دبیر کابینه اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی بر عهده یکی از دیپلمات های برجسته سودانی است. به منظور بررسی عملکرد این اتحادیه و سوابق دیپلماتیک “صدیق یوسف ابو آگلا” با وی گفتگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

مصاحبه اختصاصی آوا دیپلماتیک با آقای “صدیق یوسف ابو آگلا” دبیر کابینه اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی

شما سابقه خیلی طولانی در عرصه دیپلماتیک دارید. چه عواملی باعث شد تا در سال 1970 وارد عرصه دیپلماتیک شوید؟

بابت حس نظرتان از شما تشکر می کنم، باید بگویم همانطور که پیامبر بزرگ دین اسلام حضرت محمد (ص) فرموده اند “از گهواری تا دانش بجوی” پس همیشه ما به یاد گرفتن نیاز داریم و من حس می کنم که هر روز یک چیز جدید یاد گرفته ام، چون در قرآن کریم هم اشاره شده است که آن چیزی که ما از دانش می دانیم بسیار ناچیز است.

صحبت های شما درست است و تجربیات دیپلماتیک من شامل سفیر بودن در پنج کشور مختلف، کارمند بودن در وزارت خارجه، رئیس دفتر وزیر امور خارجه سودان، آموزش به دیپلمات ها در موسسه دیپلماسی خارطوم می شود و حتی با این سابقه طولانی خدمت در حین آموزش این دیپلمات های جوان در خارطوم همیشه خوشحال می شدم که با آنها تبادل دانش و تجربه داشته باشم.

چه عواملی باعث شد تا تصمیم گرفتید دیپلمات شوید؟

نمی توانم بگویم که شانسی بوده است، اما وقتی فارغ التحصیل شدم خودم را در فضای دیپلماتیک یافتم، برای دیپلمات شدن تقاضا دادم، و بعد از گذر از مراحل سخت و یک رقابت تنگاتنگ در بین هزار نفر تنها بیست فرد انتخاب شدند که یکی از این افراد من بودم، این چنین شد که وارد حوزه دیپلماسی شدم.

در آن زمان چند ساله بودید؟

فکر می کنم حدود 24 سال داشتم.

آیا پدرتان با دیپلمات شدن شما موافق بود؟

حقیقتش این است که خانواده من چون انتخاب خودم بود از این موضوع خوشحال شدند و من را در این راه حمایت کردند.

اولین ماموریتی که به آن اعزام شدید شهر بانگوئی پایتخت آفریقای مرکزی بود، این گام اول را چگونه ارزیابی می کنید ؟

همانطور که اطلاع دارید آفریقای مرکزی همسایه سودان است پس در آنجا کارهای زیادی برای انجام دادن بود بویژه با توجه به مشکلات آن زمان در جنوب سودان. این فرصتی بودن برای من تا تجربیات بزرگی را کسب کنم. بعد از آن به ابوظبی منتقل شدم و چون از لحاظ سلامتی در آن مقطع مشکل داشتم اقامتم در ابوظبی زیاد نبود. بعد از آن به عنوان کاردار به لبنان رفتم، جایی که شاهد تمام اتفاقات جنگ داخلی این کشور بودم. اقامت در لبنان بالاترین مدال اهدایی این کشور را برایم به ارمغان آورد.

شما چهار سال در بیروت اقامت داشتید، چه خاطراتی از آن دوران دارید؟

جنگ داخلی لبنان آوریل 1975 شروع شد و من ماه جوئن 1975 به لبنان رسیدم یعنی فقط یک ماه از این جنگ را تجربه نکردم.، بعد از گذشت حدود یکسال به عنوان کاردار در این کشور حضور داشتم. سودان تحت لقای “اتحادیه کشورهای عربی” نقش بزرگی را در اتفاقات لبنان ایفا می کرد تا هرچه زودتر صلح در لبنان برقرار شود.

این تجربه بزرگی برای من بود چون باید تحت شرایط جنگی تصمیمات مهمی می گرفتم که البته این امر حس خوبی به من می داد و خودم را در حال کمک به برادران لبنانی می دیدم. در آن دوران شرایط جنگی در لبنان برقرار بود. من مرگ را بارها تجربه کردم و خیلی خوش شانس بودم که زنده ماندم.

یک فیلم به نام “اسپای گیم” در هالیوود درباره جنگ داخلی لبنان ساخته شده است که در این فیلم نشان می دهد که آمریکا در تحولات داخل خاک لبنان نقش داشته است، آیا شما بر اساس مشاهدات شخصی چنین برداشتی داشته اید؟

در آن زمان متوجه این موضوع شدن ممکن نبود چون جنگ داخلی در این کشور جریان داشت ولی نکته ایی که به خوبی قابل تشخیص بود خانواده های لبنانی به زندگی روزمره خودشان مشغول بودند و از حضور و تلاش ما برای پایان دادن به جنگ قدردانی می کردند در حدی که رئیس جمهور وقت لبنان با من تماس گرفت و طی ملاقاتی با اهدای بالاترین نشان این کشور از اینجانب تقدیر کرد.

همچنین به پاس این تلاش ها کشور سودان بالاترین نشان خود را در خدمات اجتماعی به من اهدا کرد.

باید این نکته را هم یادآوری کنم که لبنان یک کشور با تمدن است چون مردمانش حتی در طول جنگ نیز رفتار معقولی از خود نشان می دادند.

وقتی شما این مدال ها را دریافت کردید یک جوان سی ساله بودید، کسب این افتخارات در این سن کم چه حسی به شما می داد؟

در حس می کردم از من قدرانی شده است. البته اینکه مدالها توسط روسای جمهور اهدا می شود یک حس خوشایند است و یک مشوق اصلی است تا به سمت جلو حر کت کنم. باید تاکید کنم که آنها یک مدال نمادین نیست که به صورت سنتی اهدا شود بلکه بابت کارهای صورت گرفته اهدا می شود.

آیا در آن زمان متاهل بودید؟

خیر، حتی بخاطر جنگ تمام اعضای خانواده دیپلمات ها به سودان برگشته بودند پس امکان متاهل شدن هم نبود. حتی گاهی وقت ها به خاطر بمباران ها مجبور بودیم روی زمین بخوابیم. البته خوشحال هستم این تجریبات را کسب کردم چون باعث شد تا فردی بشوم که الان هستم. البته در طول این جنگ با تمام مسئولیت هایی که داشتم به درس خودم را در مقطع کارشناسی در دانشگاه آمریکایی بیروت ادامه دادم.

در چه رشته ایی ادامه تحصیل دادید؟

در رشته مدیریت، در آن دوران وقت خودم را صرف کار و تحصیلات دانشگاهی می کردم. البته اگر بی محابا بیرون می رفتم خطر مرگ وجود داشت. حتی یکبار با اسلحه جلوی من را گرفتند و ماشین من را بردند.

البته پس از یک دوران طوفانی در لبنان به کشور آرام کانادا رفتید.

حقیقتش بعد از لبنان به مدت دو سال به خارطوم برگشتم و در دفتر وزیر امور خارجه مشغول به کار بودم و بعد به کانادا رفتم، بعد از کانادا هم به کشور الجزایر.

در داخل کشور الجزایر درگیرهای مسلحانه وجود داشت، آیا از نزدیک شاهد این درگیری ها هم بودید؟

واقعیت امر این است که این درگیری ها تنها درگیری مسلحانه نبود بلکه مبارزات استقلال طلبانه بود، همانطور که می دانید مردم این کشور یک میلیون شهید دادند تا استقلال خود را بدست آوردند، در نتیجه الجزایری ها استاد و آموزگار خوبی برای درس آزدیخواهی هستند، با این وجود من مدت زمانی کمی و در حدود یکسال در آنجا بودم، ولی بخوبی خاطرات الجزایر را به یاد دارم چون دومین دختر من در این کشور متولد شد.

چه جالب، شما چه زمانی فرصت کردید تا ازدواج کنید؟

در سال 1980 وقتی از لبنان به خارطوم برگشتم و قبل از عزیمت به کانادا ازدواج کردم. اولین دخترم نیز در کانادا به دنیا آمد، جالب است که بدانید هفته پیش برای دیدار با اینجانب سفری به ایران داشت و نکنه ایی که باید به آن اشاره کنم این است که تمام بچه های من ایران را خیلی دوست دارند.

آقای ابوسفیان میمونی سفیر الجزایر در ایران پدر خود را در مبارزات استقلال طلبانه کشور از دست داده است، آیا شما هم خاطرات خاصی از این دوران الجزایر به یاد دارید ؟

من با آقای ابوسفیان میمونی بطور همزمان در اندونزی سفیر دولت های متبوع خود بودیم ولی از موضوعی که شما گفتید اطلاعی نداشتم، به هر حال باید بگویم که خاطرات زیادی از دوران اقامت خودم در الجزایر دارم ولی نکته مهمی که می خواهم به آن اشاره کنم این است که کشور الجزایر یک کشور مهم و پیشرو در روند آزادیخواهی می باشد.

بعد از ماموریت خود در الجزایر به کجا رفتید؟

بعد از الجزایر به خارطوم برگشتم و این دوران برای من دوره مهمی بود چون به سمت رئیس دفتر وزیر امور خارجه سودان انتخاب شدم.

پس ارتباط نزدیکی با وزیر امور خارجه سودان داشتید؟

بله همینطور است ولی برای داشتن این سمت خیلی جوان بودم.

چه کسی در آن زمان وزیر امور خارجه سودان بود؟

در حقیقت دو تا وزیر وجود داشت، دوره فعالیت من مربوط به اواخر دوران آقای محمد میرغانی مبارک و اوایل دوران آقای هاشم عثمان بود.

بعد از این دوران شما عازم لندن شدید، اولویت کاری شما در انگلیس چه بود؟

از سال 1985 تا 1990 به لندن رفتم، سفارت سودان در لندن یکی از بزرگترین سفارت خانه های کشور سودان در سرتاسر دنیاست. در آن دوران اقشار مختلفی از اتباع سودانی مانند دانشجویان در لندن بودند. در حقیقت ما تحت استعمار بریتانیا بودیم در نتیجه افراد زیادی از سودان در این کشور زندگی می کنند. اما جامعه سودانی که در لندن وجود دارد یک جامعه متخصص و تحصیلکرده است.

حضور در لندن مهمترین تجربه مدیریتی من بود چون هم معاون سفیر بودم و هم کلی کار برای انجام دادن وجود داشت بویژه مسائل مربوط به روابط سودان و بریتانیا و اوضاع اتباع سودانی در این کشور، در نتیجه بیشتر دغدغه های من بحث مدیریت و نحوه گرداندن سفارت خانه بود.

بعد از بازگشتان از لندن بین سال های 1990 الی 1992 عضو کمیته فنی سازمان های دواطلب داخل سودان شدید، این کمیته چه نوع مسئولیتی داشت؟

وقتی از لندن برگشتم چون پیشه ام دیپلمات بود باز هم به کار در وزارت امور خارجه مشغول شدم، وزارت امور خارجه من را به کمیته امور پناهندگان منتقل کرد و در این کمیته بود که من برای احراز پست مدیریت سازماندهی امور سازمانهای بین المللی داوطلب در امور پناهندگان اقدام کردم. البته تمامی این سازمان ها چه سودانی و چه غیر سودانی همگی داوطلبانه و غیردولتی بودند.

و بعد از این دو سال به عنوان سفیر سودان در مراکش انتخاب شدید و بعد از پنج سال حضور در این کشور باز هم نشان لیاقت دریافت کردید.

بگذارید نکته ایی را به شما بگویم، دوران حضور من در مراکش که از حد معمول کمی بیشتر طول کشید. مراکش یک کشور پیشرفته است و در آن زمان پادشاهی آینده نگر در مراکش حضور داشت که با مدیریتی قوی، سیاست های خود را جلو می برد.

او در حل و فصل مشکلات دنیای عرب شهره بود و برای همین روابط بین دو کشور سودان و مراکش بسیار گسترده بود و به سطح مناسبی رسید. من معتقدم مدالی که به اینجانب داده شد در واقع بازتابی از کارهایی بود که برای کشور مراکش انجام دادم. البته هنوز خاطرات خیلی خوبی از این کشور دارم.

بعد از بازگشت از مراکش در چه سمت هایی مشغول به کار شدید ؟

من به سودان برگشتم و دوباره در وزارت امور خارجه در سمت های مدیر بخش مرز و اتباع خارجی بین سال های 1997 – 1998، مدیر بخش سازمان کنفرانس اسلامی و امور مذهبی بین سال های 1998 – 1999 و مدیر کل بخش برنامه ریزی، تحقیق و فن آوری اطلاعات در سال های 2000 – 2001 مشغول به کار شدم، سپس به عنوان سفیر سودان به کشور اندونزی رفتم.

و در همین دوران عضو کمیته مرکزی هلال احمر (صلیب سرخ) سودان هم بودید.

بله من عضو هلال احمر و همچنین عضو تعداد بسیاری از سازمان های داوطلبانه بودم، چون سمت من مدیر ساماندهی سازمان های داوطلبانه بین المللی بود در نتیجه با تعداد بسیاری از این سازمان ها در تماس بودم و با وجود اینکه در دفاتر آن ها همیشه حضور نداشتم ولی عضوی از تیمشان بودم. هلال احمر سودان در زمینه کمک رسانی و اقدامات بشر دوستانه بسیار فعال است.

شما در سال 1998 به وین در کشور اتریش رفتید، چرا؟

من برای یک دوره آموزشی درباره “دیپلماسی محافظ – صلح ساز” که توسط سازمان ملل برگزار می شد به وین رفتم.

چه کسانی در این دوره حضور داشتند؟

افراد معدودی که توسط سازمان ملل انتخاب شده بودند، به نحوی که به یاد دارم از آفریقا به جز من تنها یک نفر دیگه در این دوره شرکت داشت.

بعد از سالها فعالیت در اروپا و آمریکا به جنوب شرقی آسیا منتقل شدید، به طور حتم فضای جدیدی را تجربه کردید.

من به عنوان سفیر به اندونزی رفتم و سفیر آکرودیته کشورهای استرالیا، ویتنام و سنگاپور هم بودم این کشورها فضایی کاملا متفاوت داشتند، همانطور که می توانید در سابقه کاری من ببینید اکثر فعالیت های من در غرب بود شهرهای مثل لندن، اوتاوا و غیره اما بطور ناگهانی به فضایی در جنوب شرق آسیا آمدم، البته خوشحالم که این فرصت پیش آمد تا فضای متفاوت در اندونزی و ایران را تجربه کنم.

اسلام در اندونزی با اسلام در آفریقا چه تفاوت هایی داشت؟

اسلام همیشه یکی است، این مردم هستند که متفاوت اند، بطور مثال من و یک سودانی دیگر با وجود اینکه در شرایط یکسانی بزرگ شده ایم ولی تعریف متفاوتی از اسلام داریم. البته اسلام همیشه واحد است و افراد متفاوت هستند. اسلام همیشه دین صلح، بردباری، همکاری و بخشندگی است.

 

به عنوان دبیر کابینه اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در چه سالی به تهران آمدید و مسئولیت شما تا چه موقع ادامه خواهد داشت؟

من از آگوست سال 2008 به تهران آمدم و تا هر موقع که خدا بخواهد به فعالیت ادامه خواهم داد. هر موقع رئیس اتحادیه عوض شود من نیز دوره ام پایان خواهد یافت.

در اتحادیه افراد برای پست ریاست و سایر سمت ها چگونه انتخاب می شوند؟

اتحادیه در هنگام لزوم اعلامیه منتشر خواهد کرد و افراد متقاضی اعلام علاقه می کنند، بعد از بررسی سوابق و مصاحبه با توجه به سهمیه های جغرافیایی افراد مورد نظر انتخاب می شوند.

ممکن است کمی درباره اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی و سمت خودتان در این مجموعه توضیحاتی را ارائه دهید؟

همانطور که استحضار دارید من به عنوان دبیر کابینه اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی و به نمایندگی از دبیرکل کابیه “پروفسور گلیچ” در ایران حضور دارم.

این اتحادیه که افراد حاضر در آن نمایندگان مجالس کشور های عضو سازمان همکاری اسلامی (OIC) می باشد، در سال 1999 تاسیس شده است که مرکز دبیرخانه آن در تهران مستقر می باشد و هدف اصلی آن یافتن و تقویت ارتباط بین کشورهای عضو می باشد.

به عنوان دبیر کابینه اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی دقیقا چه کاری انجام می دهید و چه اختیارات و قدرتی دارید؟

اگر به نمودار سازمانی ما که در وب سایت اتحادیه نیز وجود دارد مراجعه کنید می توانید مشاهده کنید که بعد از دبیر کل و دستیار دبیر کل موقعیتی که من صاحب منصب آن هستم قرار دارد. اما درباره اینکه دقیقا مسئول چه کارهایی هستم باید بگویم در حقیقت ما در اینجا یک کار گروهی انجام می دهیم و نمی توانم بگویم که مسئول فلان کار هستم، همگی ما همیشه با نظارت و راهنمایی دبیر کل محترم اتحادیه در راستای خدمت به اعضای این مجموعه فعالیت می کنیم.

مهمترین موضوعی که در حال حاضر در دستور کار شما قرار دارد چیست؟

اگر به اساسنامه ما مراجعه کنید، می بینید که اتحادیه از اجزای مختلفی تشکیل شده است که یک جز آن مربوط به بحث “برگزاری کنفرانس ها” و ملاقات روسای مجالس عضو اتحادیه بصورت سالانه می باشد، دومین مورد یک “کمیته عمومی” می باشد که اعضای آن دو نماینده از مجلس هر کشور می باشد که بصورت سالانه ملاقات می کنند و در گام سوم “کمیته های تخصصی یا اجرایی” مثل کمیته اقتصادی، سیاسی و زنان می باشد که در حوزه های تخصصی خود مشغول به کار هستند و در گام چهارم دبیرخانه که در تهران مستقر است قرار دارد. در کنار آنها دو کمیته دیگر هم وجود دارد که به صورت مشارکتی (غیر دائمی) فعالیت دارند.

 یکی کمیته “نمایندگان مجلس مسلمان زن ” که سه سال پیش تاسیس شد و کمیته دوم “کمیته فلسطین” می باشد که آن هم به تازگی راه اندازی شده است چون همانطوری که حتما اطلاع دارید هدف نهایی سازمان همکاری اسلامی “قدس” می باشد.

آیا “کمیته فلسطین” برنامه ایی برای بازسازی این کشور دارد؟

ما از طریق نمایندگان فلسطینی در جریان اخبار داخل فلسطین قرار داریم. اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی همیشه تصمیماتی را برای حل مناقشات فلسطین و مردم آن بر ضد صیهونیست دشمن اتخاذ می کند.

آیا به آنها کمک مالی می کنید؟

امکانات اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی کمک های خود را به فلسطین اشغالی تحویل می دهد، همچنین یک صندوق “قدس” وجود دارد که توسط سازمان همکاری اسلامی مدیریت می شود.

چند کشور عضو اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی هستند؟

در حال حاضر 53 کشور در این مجموعه عضو هستند.

آیا دستور کار این مجموعه به صورت سالانه تدوین می شود؟

اهداف این اتحادیه همیشه یکسان است و اگر شما به اساسنامه اتحادیه و یا وب سایت آن مراجعه کنید می توانید مشاهده کنید که تمامی کشورهای عضو در تلاش هستند با همکاری یکدیگر به سمت اهدافی که برای منعفت جامعه اسلامی می باشد نیل کنند.

آیا این اتحادیه با دیگر سازمان های بین المللی مانند سازمان همکاری اسلامی همکاری و تعامل دارد؟

صد در صد، ما زیر مجموعه سازمان همکاری اسلامی می باشیم، و باید برای اطلاع مخاطبین شما بگویم که ما در بین اتحادیه های مجالس موجود در سطح جهان (اتحادیه های بین المللی مجالس IPU) از لحاظ تعداد اعضا رتبه دوم را داریم و اعضای ما از آسیا، اروپا و آمریکای لاتین می باشند. می توانید مشاهده کنید که ما تمام دنیا را تحت پوشش خود قرار داده ایم، حتی مسائل و مشکلات اقلیت های مسلمان در کشورهای غیر مسلمان را نیز مد نظر داریم.

چگونه از اقلیت های مسلمان که در کشورهای غیر مسلمان زندگی می کنند حمایت می کنید؟

وقتی اخبار مبنی بر وجود یک مشکل برای این اقلیت مسلمان در یک کشور به گوش ما برسد ما اعلام همکاری و مساعدت خواهیم کرد و اگر آنها نیز تمایل داشته باشند به هر طریق که بتوانیم به ایشان کمک خواهیم کرد البته کمک های ما نباید ناقض قوانین داخلی آن کشور باشد زیرا ما به هیچ وجه در قوانین داخلی کشورها دخالت نخواهیم داشت و حضور ما تنها در راستای کمک های انسان دوستانه می باشد و هیگونه دخالت سیاسی نخواهیم داشت.

یک خط باریک بین حوزه انسانی و سیاسی در این حوزه وجود دارد، بطور مثال شاهد این هستیم که در میانمار (برمه) مسلمانان قتل عام می شوند. چگونه بدون لحاظ کردن مسائل سیاسی به این موضوع رسیدگی می کنید؟

بله درست می گوید ولی توجه داشته باشید که ما هیچ حضوری در آن کشورها نخواهیم داشت چون این کشورها عضو ما نیستند و تنها توجه خود را به کمک ها و حمایت های انسانی معطوف خواهیم ساخت. این اتحادیه از نمایندگان مجلس تشکیل شده است و اگر قرار باشد مداخله ایی صورت بگیرد این کار باید از طریق دولت ها باشد.

بطور مثال درباره وضعیت کشتار مسلمانان در میانمار (برمه) چه کاری انجام داده اید؟

بله و نه تنها درخصوص میانمار بلکه هرجایی که مسلمانان با مشکلاتی روبرو شوند به آنان کمک خواهیم کرد.

درباره وضعیت مسلمانان اینگوش و ایغور چه کار کرده اید؟

من تمایلی ندارم تا این مصاحبه تبدیل به یک مصاحبه سیاسی شود ولی باید بگویم ما خیلی کارهای گسترده تری را برای اعضای خود انجام می دهیم و تنها به بخش کوچکی اشاره داشتم که شامل حال اقلیت های مسلمان که در کشوری غیر مسلمان ساکن هستند می شود. توجه داشته باشید که ما در مسائلی که ماهیت سیاسی دارند هیچ گونه دخالتی نداریم.

 حتی وضعیت موجود در غزه؟

بله ، همانطوری که گفتم هرگز در مسایل سیاسی اعضای خود دخالت نمی کنیم.

در اتحادیه کمیته دائمی به نام “کمیته حقوق بشر زن و خانواده” وجود دارد، آیا این کمیته برنامه ایی جهت بهبود حقوق زنان در پارلمان کشورهای عضو مدنظر دارد؟

ما همیشه تقاضا داریم تا حقوق زنان مد نظر قرار داده شود و حتی از نمایندگان زن دعوت می کنیم تا با حضور در کمیته های مختلف در حوزه منافع جامعه زنان فعالیت داشته باشند. در واقع این کمیته به پیشنهاد خود زنان که از نمایندگام مجلس بودند تشکیل شده است و در حین برگزاری کنفرانس هاس اصلی و در چارچوب موضوعات مربوطه آنان نیز کنفرانس مخصوص خود را پیش از کنفرانس اصلی برگزار می کنند و این یک توجه ویژه به مسایل مربوط به زنان، کودکان و خانواده می باشد.

آیا اطلاع دارید چه موضوعاتی در دستور کار “کمیته روابط خارجه” اتحادیه قرار دارد؟

موضوعی که برای این کمیته در اولویت قرار دارد وضعیت آحاد جامعه در کشورهای عضو می باشد و هرگونه پیشنهاد یا سوال در این باره از جانب اعضا در جلسات مورد بررسی قرار خواهد گرفت البته به شرطی که این پیشنهاد باعث مداخله نشود و تمامی تصمیمات در جهتی گرفته خواهد شد که به نفع جامعه مسلمانان باشد، ما همیشه سعی داریم برادری بین مسلمانان حفظ شود. لازم به ذکر است که مشکلات و معضلاتی که ابعاد جهانی دارند نیز مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.

به عنوان یک مسلمان و فردی که سمت بالایی در اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی دارید این نکته را توضیح دهید که چگونه برخی از گروه های افراطی همچون داعش، تفسیری خشن از اسلام ارائه می کنند؟

اسلام یک چیز است و مسلمانان یک چیز دیگر، اسلام یک دین مشخص و واضح است، همانطوری که قرآن کریم می فرماید:”ما پیغمبر را برای مهربانی بین شما فرستادیم”.

رور و خشونت هیچ گونه ارتباطی با هیچ دین، کشور و نژادی ندارد. برای من بزرگ ترین و خطرناک ترین حملات تروریستی از جانب اسرائیل می باشد و آنها مسلمان نیستند. یا ارتش ایرلند و جنایات آنها را میتوان اشاره کرد که آنها نیز مسلمان نیستند. در واقع تعداد زیادی از گروه های مختلف مسلمان نیستند در اروپا و یا در آسیا آدم می کشند.

 این یک اشتباه بزرگ خواهد بود اگر فکر کنیم تروریسم توسط مسلمانان انجام می گیرد، این تنها یک برچسب است که به مسلمانان و اسلام زده می شود، البته من از تروریسم حمایت نمی کنم و هرگونه اعمال خشونت آمیزی را محکوم می کنم. چه کسی می گوید مسلمان ها تروریسم هستند ؟ من که به این موضوع اعتقاد ندارم.

آیا شما به این موضوع اعتقاد دارید که برخی کشورهای غربی سعی می کنند بین مسلمانان اختلاف ایجاد کنند.

حساب اسلام را از تمام مشکلات و مناقشات جاری در دنیا جدا نگه دارید. اگر دقت کنید تمام کشور های استعمارگر سعی دارند که به حوزه استعماری خود در آفریقا و دیگر جاها بازگردند، در نتیجه این کشورها به دنبال منافع خود هستند و ما به عنوان مسلمان باید مناقع خودمان را در نظر بگیریم و دوست را از دشمن تشخیص دهیم.

شما مردی هستید که در حوزه تحقق صلح سابقه طولانی دارد، در زمینه بحران ” دارفور” در کشور سودان سعی کردید که فعالیت صلح طلبانه ایی داشته باشید؟

همانطور که گفتم ما در مناقشات داخلی کشورها هیچ مداخله ایی نمی کنیم و من نیز در سمت سفیر سودان پیش شما نیستم بلکه من به عنوان کارمند دبیرخانه اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی که در تهران مستقر می باشد با شما صحبت می کنم.

ما در مناقاشات داخلی کشورهای خودمان نیز دخالت نمی کنیم اما اگر کشوری درخواست کمک کند آن را مورد بررسی قرار می دهیم چون ما همیشه طرفدار صلح هستیم.

ممنون از اینکه وقت خود را اختیار ما قرار دادید.

من هم از زحمت شما برای انجام این مصاحبه تشکر می کنم.

گفتگو از: محمدرضا نظری

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin