گری لوئیس: اگر زنان از حقوقشان اطلاع داشته باشند، کمتر در معرض خشونت قرار می گیرند

گری لوئیس: اگر زنان از حقوقشان اطلاع داشته باشند، کمتر در معرض خشونت قرار می گیرند

رایزنی های مستمر مسئولان ایرانی سبب طرح ضرورت مقابله با معضل گردغبار در قالب یک موضوع با اولویت جهانی شد تا اراده ای بین المللی برای رفع اساسی آن شکل گیرد و در ادامه همین مسیر تهران میزبانی نخستین کنفرانس بین المللی مقابله با گرد و غبار را برعهده گرفت. اقدامی که بدون پشتکار مقامات مسئول ایرانی و نماینده سازمان ملل متحد در ایران امکانپذیر نبود. به منظور بررسی ابعاد فعالیت سازمان ملل متحد در ایران و نحوه برنامه ریزی برای جلوگیری از نابودی تالاب ها و ساختار زیست محیطی ایران با آقای گری لوئیس، هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران گفتگویی انجام داده ایم. همچنین در این گفتگو فرصتی پیش آمد تا دیدگاه وی را درباره توانمندسازی زنان و روند تحقق آرمان های توسعه هزاره در ایران جویا شویم.

گفتگوی اختصاصی آوا دیپلماتیک با گری لوئیس،

هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در ایران

هدف از برگزاری همایش بین المللی مبارزه با گرد و غبار چه بود؟

همایش ما که در تاریخ ۳-۵ جولای امسال در تهران برگزار شد، کوششی بود در راستای دو هدف؛ نخست برای افزایش آگاهی در سرتاسر جهان نسبت به چالش های اجتماعی-اقتصادی و زیست محیطی گرد و غبار و دوم، جهت دستیابی به اجماع جدید سیاسی و راه حل فنی برای رفع این مشکل.

البته باید گفت که هرچیز پیش زمینه خود را دارد. در اواخر سال ۲۰۱۶، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ۷۱/۲۱۹ را تصویب کرد که به «قصد جمهوری اسلامی ایران برای میزبانی رویدادی بین المللی برای مبارزه با گرد و غبار» می پرداخت.

در همین راستا، سازمان ملل متحد در جریان برگزاری این رویداد با دولت ایران همکاری کرد. عنوان این رخداد نسبتاً طولانی به شرح زیر است: «همایش بین المللی مبارزه با گرد و غبار: چالشها و راه حل های عملی».

همکاران اصلی ما در ایران، سازمان حفاظت از محیط زیست و وزارت امور خارجه بودند و مجموع ۹۰ شرکت کننده بین المللی از ۳۶ کشور در این همایش حضور داشتند.

در کنار شبکه عالی فرصتهای موجود، این همایش بطور توأمان آگاهی موردنظر ما و مجموعه ای از پیشنهادات سیاسی و فنی مورد نیازمان را برای رسیدگی به فاز بعدی این بحران بدست داد.

نیاز فعلی ما، دستیابی به اجماع در مجمع عمومی سازمان ملل در آینده و نیز مجمع حفاظت از محیط زیست این سازمان است. اما این مرحله نباید پایان اقدامات ما باشد و حرف و سخن به تنهایی مشکلی را حل نمی کند.

آنچه واقعاً بدان نیاز داریم این است که کشورهای متأثر از این بحران، راه حل های فنی را در مرزهای خود به اجرا دربیاورند و حتی در خارج از مرزهای خود، برای گذر از این اتفاق، با یکدیگر همکاری کنند.

بسترسازی برای این همکاریها کار سازمان ملل متحد است و من امیدوارم که نقش خود را به نحو راضی کننده ای ایفا کرده باشیم.

یکی از نکات شایان ذکر آن است که با توجه به نوع عملکرد، ایران نه تنها در جولای، بلکه در طول چند سال گذشته، یکی از پیشگامان عرصه بین الملل در اتخاذ تدابیر لازم برای مبارزه با بحران گرد و غبار بوده است.

چه تلاشی برای احیای هورالعظیم صورت گرفته است؟

اگرچه یکی از طرحهای ما، حمایت از احیای ۱۲ تالاب ایران در یک بازه ۱۰ ساله است (که در حال حاضر تمرکز اصلی آن بر دریاچه ارومیه، تالاب شادگان و… قرار دارد)، اما تلاشهای ما هنوز به این بخش نرسیده اند.

ایران شمار زیادی از تالاب ها را در خود جای داده است که متأسفانه، بسیاری از آنها در وضعیت مطلوبی به سر نمی برند.

شما از جمله چالش های پیش روی فعالیت خود در ایران را وجود تنش های سیاسی- امنیتی در کشورهای همسایه ایران عنوان کرده اید. این تنش های چه تاثیری بر فعالیت شما در داخل ایران داشته است؟

این تنشها و منازعاتی که به دنبال آنها ایجاد می شود، تاثیر مستقیمی بر فعالیت ما ندارند. ما همکاری نزدیکی با دولت داریم تا بتوانیم آمادگی خود را در صورت سرازیر شدن موج پناهجویان حاصل از این شرایط، حفظ کنیم.

شما می دانید که ایران به دلیل پناه دادن به بسیاری از افرادی که از کشور خود فرار کرده اند و اکنون در محیطی امن در اینجا زندگی می کنند، بسیار مورد احترام است. سعی من نیز بر آن است که در هر موقعیت و فرصتی، توجه همگان را به کمکهای ایران جلب کنم.

سازمان ملل دو پروژه در منطقه هامون در دست اجرا دارد. تا چه اندازه ثمربخش بودن این پروژه ها را منوط به توافقات سیاسی بین تهران و کابل می دانید؟

برنامه عمران سازمان ملل چند طرح زیست محیطی را برای اجرا در منطقه هامون در دست دارد. طرح اول، حفاظت از تالاب های ایران است و طرح دوم، به توسعه منطقه ای خاورمیانه و شمال افریقا جهت یکپارچه سازی توسعه پایدار مربوط می شود.

رویکرد کلی بدین صورت است که تمام سعی خود را بکار بگیریم تا بقای اولیه مردم که به نقش دریاچه هامون وابسته است، از دست نرود. تلاش ما این بوده که همسو با همکاران دولتی خود، شرایط زندگی متقابل و پایدار را به اجتماعات بومی و محلی آنجا عرضه کنیم. در این فرایند، مردم قدرت سازگاری با شرایط جدید را خواهند یافت؛ شرایطی که در آن، بیشتر یا همه آب موجود بدلیل جریان همرفتی بالا از بین رفته است.

ما معتقدیم این پروژه ها به ساکنان این مناطق که اغلب فقیر هستند کمک می کند. این افراد در واقع جزو فقیرترین مردمی هستند که در طول ۴ سال فعالیتم در ایران، به چشم دیده ام. ما تلاش می کنیم تا با کمک به شهروندان این مناطق، آنها را با چالش های آبی سازگار کنیم که آینده گرمتر و خشکتری را (عمدتاً بدلیل تغییرات اقلیمی) در پی خواهد داشت.

هرچند که وقتی تلاشهای مختصر ما را در قیاس با چالشهای شدیدی که مردم هامون نشین با آن مواجه هستند، بسنجید، می بینید که کمک چندانی انجام نداده ایم. با این حال، راه حل واقعی تنها هنگامی میسر است که استفاده از آبهای سرازیر به هامون (که بیشتر از رودهای هیرمند و فرح سرچشمه می گیرند)، با نظم و مقررات بهتری میان افغانستان و ایران انجام شود.

تالاب بین المللی شادگان در ساختار زیست محیطی ایران از چه جایگاهی برخوردار است؟ در روند احیای این تالاب برنامه عمران سازمان ملل چه فعالیت هایی انجام داده است؟

پروژه حفاظت از تالاب های ایران از سوی برنامه عمران سازمان ملل در اکثر سالهای دهه گذشته، به احیای تالاب شادگان پرداخته است. این فرایند در واقع، سه سال قبل از فعالیت ما در دریاچه هامون آغاز شد و یکی از نتایج حائزاهمیت آن تا به امروز، تصویب و اجرای برنامه مدیریتی تالاب شادگان است. در نتیجه این اقدام، حقوق آبی تالاب شادگان در سطح استانی تصویب شد.

البته اوضاع هنوز مطلوب نیست. این را می دانم، چراکه در طول چهارسال گذشته، چندبار از شادگان بازدید کرده ام. با این حال، ما طرح های معیشتی و زیستی مختلفی را در سطح جامعه بومی منطقه عرضه کردیم که بیش از هرچیز، کوششی برای سازگاری با شرایط هستند. در گام پایانی و به لطف برنامه ریزی بهتر، برخی تهدیدات زیست محیطی نظیر لوله های انتقال نفت و مناطق تخلیه زباله از مجاورت تالابها به جای دیگری منتقل شدند.

نقش سازمان ملل، پشتیبانی از مقامات ملی با ابزار برگرفته از بهترین روشهای بین المللی است تا بتوانند به مشکلات زیستی بپردازند. نتیجه مطلوب و واقعی تنها زمانی حاصل می شود که این ابزارها در بیشترین مقیاس ممکن، بکار گرفته شوند.

علیرغم تلاشهای ما و هماهنگی دولت، واضح است که دریاچه هامون و تالاب شادگان در وضعیت خوبی قرار ندارند، ولی ما سعی در تحلیل صحیح از چالشهای پیش روی خود داریم و اگرچه هنوز راه زیادی در پیش است، لکن ما معتقدیم کمترین سود آن، می تواند توقف پسرفت و آغاز فرایند احیای (تالابها) باشد.

یکی از نکات مهم و موردتاکید این است که پروژه های سازمان ملل و برنامه عمران سازمان ملل بستری را برای دولت و دیگر همکاران ایجاد کرده اند تا رویکرد مدیریتی جدیدی را در اکوسیستم و تالابهای خود در پیش گیرند.  این تنها راه اطمینان از توقف رویکردها و روشهای ناپایدار پیشین است.

شما از سال ۲۰۱۳ تا کنون در ایران حضور دارید. شاخص توسعه انسانی تا چه اندازه افزایش داشته است؟

بگذارید کمی به گذشته برویم تا بتوانم تصویر بهتری از پیشرفت ایران را برایتان ترسیم کنم. نگاه ما باید به ۳۰ سال گذشته باشد، یعنی دورانی که اطلاعات موثقی از آن در دست داریم.

از ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵، شاخص توسعه انسانی ایران از ۰٫۵۷۲ به ۰٫۷۷۴ افزایش پیدا کرد. این رشد بسیار زیادی است، در صورتی که اگر همین اعداد را به فردی عادی بگویید، ممکن است در نظرش بسیار کم باشد. پس بگذارید آن را به نشانگرهای ساده و قابل فهم تبدیل کنیم.

به یاد دارم که تنها چند ماه پس از حضور در ایران، ما گزارش توسعه انسانی برنامه عمرانی سازمان ملل در سال ۲۰۱۳ را تدوین کردیم و یکی از مسایلی که به خاطر دارم، آن است که در بازه زمانی مورد بازبینی که قریب به ۳۰ سال (۱۹۸۰-۲۰۱۰) بود، هیچ کشوری (بجز جمهوری کره جنوبی) در این کره خاکی وجود نداشت که سریعتر از ایران، شاخص توسعه انسانی خود را بهبود بخشد.

اکنون، بد نیست به طول عمر نگاهی بیاندازیم. از ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵، طول عمر (افراد) از زمان تولد در ایران، ۱۱٫۸ سال افزایش داشت، یعنی از ۶۳٫۸ سال به ۷۵٫۶ سال. می توانیم به حوزه آموزش نیز نگاهی داشته باشیم. در همین زمان، میانگین سنوات تحصیلی از ۴٫۲ به ۸٫۸ سال افزایش یافت. بخش دیگر و پایانی، قدرت کسب درآمد است. میانگین سرانه درآمد به ازای جمعیت ایران از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵، با رشد ۶۰ درصدی مواجه بود.

ارزش شاخص توسعه انسانی ایران در حال حاضر برابر است با ۰٫۷۷۴٫ این آخرین اطلاعاتی است که ما از سال ۲۰۱۵ بدست آوردیم؛ اطلاعاتی که کشور را در رده بالای توسعه انسانی و در جایگاه ۶۹ (از میان ۱۸۸ کشور و ناحیه) قرار می دهد.

برپایه آمارهایی که در اختیار دارید در کدام حوزه ها، آرمان های توسعه هزاره در ایران عملکرد مطلوبی داشته و در کدام حوزه ها با حدنصاب مطلوب فاصله دارد؟

تا آنجا که من در جریان هستم، متأسفانه از سال ۲۰۰۹، ایران هنوز هیچ گزارش رسمی از دستاوردهای خود در آرمانهای توسعه هزاره منتشر نکرده است. این برای ما جای تأسف دارد، چرا که دستاوردهای این کشور از آن دوران تا کنون بسیار است. با این حال و علیرغم این مسئله، می توانیم با استناد به اطلاعاتی که در دست داریم، بگوییم ایران در ۵ حوزه (از ۸ حوزه) عملکرد مطلوبی در آرمان های توسعه هزاره داشته است.

بخش نخست، کاهش فقر است. همانطور که پیشتر گفتم، میانگین درآمد ایرانیان در طول ۳۰ سال گذشته، بهبود قابل توجهی داشته است. با این حال و اگرچه خبر خوبی نیست، ولی هنوز نابرابری چشمگیری در درآمد افراد در ایران وجود دارد و این مسئله ای نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. اما در کل، بسیاری از مردم از مرز فقر مطلق در کشور خارج شده اند و ما نیز اخیراً شاهد کاهش خفیف نابرابری درآمدها بودیم.

دومین آرمان هزاره سوم، مبحث آموزش و اطمینان از برخورداری همه کودکان از کیفیت آموزشی است. من پیشتر ارقامی را به شما ارائه کردم که در آن، سنوات تحصیلی در بازه ۲۵ ساله (۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵) از سقف ۹ سال به زیر ۱۵ سال ارتقا پیدا کرد؛ این افزایش برابر است با دوبرابر شدن میانگین سنواتی که انتظار می رود یک کودک در مدرسه بگذراند. این خود، رشدی انبوه و دستاوردی بزرگ است.

حوزه سوم که ایران در آن عملکرد خوبی داشته، کاهش مرگ و میر کودکان است و عدد آن در حال حاضر نزدیک به ۲۰ از ۱۰۰۰ است؛ نرخی بسیار پایینتر از آنچه در اکثر کشورهای توسعه یافته رخ می دهد.

بخش دیگر و یا بخش چهارم که ایران از عهده آن به خوبی برآمده، کاهش مرگ و میر مادران است، یعنی نرخ فوت زنان بهنگام زایمان. بطور کلی، ما شاهد رشد چشمگیر کیفیت خدمات درمانی و دیگر پشتیبانی های ارائه شده به زنان در حال زایمان، از جمله در مناطق روستایی بوده ایم و در نتیجه این روند، عدد شاخص آن افت کرده است. در حال حاضر، از میان کشورهایی که کشورهای با شاخص بالای توسعه انسانی خوانده می شوند، تعداد زنانی که در زمان زایمان فوت می کنند، برابر است با ۴۷ به ازای هر صد هزار زن. در ایران، این رقم ۲۱ نفر به ازای هر صد هزار نفر است؛ یعنی نصف آنچه در کشورهای پیشرفته شاهدش هستیم.

اما شاخص پنجم و پایانی از میان ۸ حوزه که ایران آن را نیز به نیکی انجام داده، مقابله با سه بیماری واگیردار اچ.آی.وی، مالاریا و سل است. برای مثال، سل تقریباً بطور کامل ریشه کن شده و مالاریا به میانگین ۴۰۰-۵۰۰ مورد کاهش یافته است که ما در سرتاسر کشور مشغول مبارزه با آن هستیم؛ یعنی ۴۰۰ یا ۵۰۰ نفر در یک جمعیت ۸۰ میلیونی. پنجاه سال قبل، از هر پنج ایرانی، یک نفر به مالاریا مبتلا بود و این خود نشانگر بهبود صورت گرفته است.

در مورد اچ.آی.وی… به نظر من منطقی است که بگوییم اگرچه ریشه کن کردن اچ.آی.وی به تلاشهای بسیار و بویژه، بهبود سطح درمان ارائه شده به مبتلایان آن جهت گریز از تکانه های ویروسی، نیاز دارد، اما این ویروس واگیردار در حال حاضر مهار شده است. بدین ترتیب، ما می توانیم زنجیره انتقال متوقف کنیم و سرانجام، پایان شیوع بیماری ایدز را رقم بزنیم.

در میان سه آرمان باقی مانده توسعه هزاره سوم، من معتقدم ایران می توانست عملکرد بهتری داشته باشد و یکی از آنها، محیط زیست است؛ دومی برابری جنسیتی و سومی ارتقای همکاری ها. بگذارید از آخر به اول به این ها بپردازیم.

باید اذعان کنیم که ارتقای همکاری ها به دلیل تحریمهای بین المللی علیه ایران، با محدودیتهای جدی روبرو بود.

در بحث برابری جنسیتی، حرف اول ما این است که ایران توانست کار بزرگی جهت توانمندسازی دختران و زنان خود از طریق آموزش و بهداشت صورت دهد، (و در همین راستا) کاهش قابل توجه نرخ مرگ مادران بهنگام زایمان که پیشتر از آن سخن گفتم را به یاد داشته باشید.

اما بد نیست بازهم نگاهی به اعداد و ارقام داشته باشیم. شاخص توسعه انسانی برنامه عمران سازمان ملل برای ایران، جایگاه ۶۹ از میان ۱۸۸ کشور را نشان می دهد. اگر به برخی از شاخصهای توسعه انسانی برنامه عمران سازمان ملل نظیر شاخص نابرابری جنسیتی که شامل جنبه های برابری جنسیتی نیز می شود، بنگریم، رتبه ایران با افت بارزی در قیاس با جایگاه فعلی آن (پایینتر از ۱۱۴ از ۱۵۵ کشور) مواجه می شود.

این آمارها در زوایایی نظیر درصد زنان شاغل نمایان می شود. شما آن را در شمار زنانی که در جایگاههای مدیریتی سیاسی و تجاری حضور دارند، نیز می بینید.

در بحث محیط زیست، ایران تحت فشار تغییرات اقلیمی است که منطقه را گرمتر و خشکتر خواهد ساخت. این مسئله فشار بر منابع طبیعی ناشی از توسعه اقتصادی و فشار جمعیتی را وخیم تر می کند. در طول ۳۰ تا ۴۰ سال گذشته، شهروندان و دولتهای مختلف ایرانی تصمیمات ضعیف مدیریتی را در قبال محیط زیست اتخاذ کرده اند. به عبارت دیگر، دغدغه های سلامت اکوسیستمها به اندازه کافی در تصمیم گیریها لحاظ نشده و در نتیجه، محیط زیست کشور در وضعیت بدی قرار گرفته است.

به نظر من، چالش اصلی که ایران با آن مواجه شده، همین مسئله محیط زیست است که تا ۲ یا ۳ دهه آینده نیز با آن دست به گریبان خواهد بود. از این رو، با اینکه توجه رسمی و متمرکزی به محیط زیست در طول ۴ سال گذشته اختصاص یافته، اما هنوز راه بسیار طولانی در پیش است؛ خصوصاً در مقوله استهلاک و کمبود منابع آبی.

هم اکنون، تمرکز ما باید بر نیل به اهداف توسعه پایدار (که برخی آن را به اهداف جهانی می شناسند) باشد؛ برنامه ای که ندای جهانی برای اقدام علیه فقر، حفاظت از زمین و اطمینان از صلح و رونق زندگی در میان همه مردم است.

این ۱۷ هدف بر مبنای موفقیت آرمان های توسعه هزاره هستند، ولی کاربرد آنها گام را فراتر می نهد. در صدر اولویت این اهداف در حال حاضر، بخشهای جدیدی نظیر تغییرات اقلیمی، نابرابری اقتصادی، نوآوری، مصرف پایدار، صلح و عدالت مدنظر است. این اهداف با یکدیگر ارتباط دارند و موفقیت در یکی از آنها، عمدتاً مستلزم رفع مشکلات بخش های دیگر است.

من باور دارم که اهداف توسعه پایدار در (تقویت) روحیه همکاری و (افزایش) قاطعیت در انتخاب صحیح برای بهبود پایدار زندگی در نسلهای آینده کارساز هستند. این اهداف راهنمودها و نقاط موثری را برای سازگاری در اختیار همه کشورها می گذارند تا همسو با اولویت های خود و چالشهای زیست محیطی جهانی گام بردارند. اهداف توسعه پایدار برنامه ای جامع است که هدف آن، برخورد با ریشه فقر و فرسایش محیطی بوده و به دنبال اتحاد همه ما برای ایجاد تغییری مثبت به نفع مردم و کره زمین است.

من ۳۰ سال در سازمان ملل کار کرده ام و طلوع و غروب ایده ها و طرح های بسیاری را دیده ام. اما این اولین بار است که با پیشنهاد اهداف توسعه پایدار، یقین پیدا کرده ام که کشورها، برنامه ای واقعی برای آینده دارند.

۱۹۳ کشور بر سر این برنامه با یکدیگر توافق کرده اند. دنیای ما چاره دیگری پیش روی خود نمی بیند و همه ما باید این برنامه را اجرا کنیم. در چشم انداز اهداف توسعه پایدار، همه کشورها به «کشورهای در حال توسعه» تبدیل می شوند و همین عامل سبب شده تا من قاطعانه به اجرای آن متعهد باشم.

حوزه برابری جنسیتی در ایران چه فرآیندی را طی می کند و در این حوزه، مجموعه سازمان ملل متحد در ایران چه فعالیتهایی داشته است؟

فکر می کنم در همین مصاحبه، به بخشی از این سوال پاسخ دادم. در پاسخ به بخش دوم آن و آنچه سازمان ملل انجام داده است، باید گفت که در همه پروژه هایمان، ما از برخورداری برابر دختران و پسران از آموزش و بهداشت اطمینان حاصل می کنیم و در بطن همه این طرح ها، یک هدف ساده قرار دارد که همانا، توانمندسازی زنان است.

هرچند که ما باید کار زنان در خانه را نیز از نظر همکاری با مردان در راستای حفاظت و پایداری نسلهای بعد، بعنوان یک اشتغال رسمی در دنیا به رسمیت بشناسیم و ارج بنهیم. ما باید زنان را به شرکت در حوزه های سیاسی، اقتصادی و تجاری ترغیب کنیم. اگر زنان همانند مردان در اقتصاد حضور داشته باشند، آنگاه اقتصاد هر کشور، گستره بسیار بیشتری نسبت به آنچه امروز وجود دارد، پیدا خواهد کرد. ما در سرتاسر جهان شاهد آن بوده ایم. زنان باید فرصت ترقی و حضور در میان تصمیم گیرندگان عالی رتبه را داشته باشند.

سازمان ملل بنیانگذار کنوانسیون کاهش خشونت علیه زنان است و بدون هیچ تردیدی خشونت علیه زنان یک مساله حقوق بشری است. در این حوزه دفاتر سازمان ملل در ایران چه فعالیت هایی داشته اند؟

همانطور که گفتم، تلاش ما در راستای توانمندسازی زنان در بطن فعالیتمان در ایران است. این مهم را می توان از طریق طرحهای سلامت زنان، طرح های آموزشی و یا ارائه کمک هزینه یا وام های کم بهره به آنان بدست آورد. اگر زنان شناخت بهتری از حقوقشان داشته باشند، تجربه جهانی نشان داده است که کمتر در معرض خشونت قرار می گیرند.

در همه کشورهای مورد مطالعه، آزادیِ مولد همواره بزرگترین شاخصی است که نشان می دهد آیا کلیّت یک جامعه فقیر، دانش آموخته یا دارای عمر طولانی است. هرچند که نباید به این بسنده کرد و باید به یاد داشته باشیم که ایران کنوانسیون سازمان ملل برای رفع همه انواع تبعیض علیه زنان را تایید نکرده و ما ایران را قویاً به قبول آن تشویق می کنیم. سازمان ملل در شماری از طرح های حمایتی برای تقویت جایگاه زنان در بازار کار کشورها و مشارکت اجتماعی حضور دارد.

شما در بین سالهای ۱۹۹۸-۱۹۹۶ به عنوان یک کارمند مبارزه با مواد مخدر در خدمت سازمان ملل در کنار نیروهای انتظامی ایران در سیستان و بلوچستان مشغول به کار بوده اید. با توجه به سوابق فراوانی که طی سالهای بعد در کنترل مواد مخدر کسب کردید و همینطور مقالات متعددی منتشر کردید. روند کنترل مواد مخدر در ایران را طی سالهای اخیر چگونه ارزیابی می کنید؟

همانطور که گفتید، قبل از انتصاب بعنوان هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل در ایران، من ۲۰ سال را به همکاری با سازمان ملل در بخشهای مبارزه با مواد مخدر و جرایم در کشورهای مختلف بسیاری گذراندم. در واقع، قسمتی از این سالها (۱۹۹۶-۱۹۹۸) به کار من در مثلث قاچاق مواد مخدر، یعنی افغانستان، پاکستان و ایران گذشت.

شاید خیلی چیزها نسبت به آن دوران تغییر کرده باشد، اما بسیاری نیز همانطور باقی مانده اند. وقتی سالها پیش، کارم را در سیستان و بلوچستان شروع کردم، برخی افسران جوان را می شناختم و می خواهم همانند قبل، از این فرصت استفاده کرده و مراتب تسلیت خود را به خانواده های کسانی که از آن دوران تا کنون، جان خود را در راه حفظ و نجات جان دیگران از مصرف مواد مخدر از دست داده اند، ابراز کنم.

نکته دوم آن است که می خواهم از ایران برای جلوگیری از ورود جریان مواد مخدر به داخل کشور تقدیر کنم. نزدیک به ۱۰۰ افسر هر ساله جان خود را در درگیریهای مسلحانه با قاچاقچیان مواد که در مرزهای شرقی فعال هستند، از دست می دهند و باید مجروحین و ضرر جانی که متوجه خانواده ها و عزیزان آنها می شود را نیز در نظر بگیرید. ایران نه تنها از ورود مواد مخدر به کشور جلوگیری می کند، بلکه مانع خروج آن از مرزهایش نیز می شود. این روند پیش از همکاری من با نیروی انتظامی در سالهای ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ آغاز شد و از آن زمان، هرساله ادامه دارد.

ما باید عمق واقعی اتفاق را درک کنیم و بدانیم از قاچاقِ چه حجمی از محموله ها جلوگیری می شود. در طول بخش اعظم دو دهه گذشته، فعالیت های ممانعت آمیز ایران به بیشترین آمار کشف و ضبط تریاک جهان (نزدیک به ۸۰%) منجر شده است. این فرایند همچنین سبب شده تا یک سوم کل مقادیر هروئین توقیف شده در جهان، مورد ثبت و ضبط قرار گیرد. این آمار و ارقام برای تنها یک کشور بسیار تحسین برانگیز است. نتیجه اصلی آن است که مواد مخدر کمتری برای از بین بردن جان جوانان ما در بازار توزیع می شود.

با تمام اینها و به رغم تلاشهای صورت گرفته، متأسفانه در ایران، مواد مخدر به نسبت از قیمت پایینی برخوردار است و به راحتی یافت می شود. بخشی از این مشکل به تولید ارزان قیمت داخلی محرک های گروه آمفیتامین در ایران، نظیر شیشه (کریستال مت) مربوط می شود که در نتیجه آن، اثر تولید، قاچاق و سوء مصرف مواد در این کشور را به سطح قابل توجهی رسانده است.

مواد مخدر سبب بروز اثرات مضر و معکوس بر سلامت عمومی نظیر ضعف و مرگ ناشی از مواد و خطر وابستگی به مواد و عفونت اچ.آی.وی می شود. یکی دیگر از مضرات آن، تحمیل هزینه بر اقتصاد و اجتماع است که به دلیل کاهش بهره وری و افول توانایی های قشر جوان رخ می دهد.

طبق اخبار منتشر شده در دسامبر ۲۰۱۶، با احضار شما به وزارت امور خارجه ایران نسبت به برخی اظهارات و عملکرد آژانس های سازمان ملل متحد، اعتراض شده است. آیا امکان دارد درباره این موضوع توضیح دهید؟

در هر رابطه میان دو یا چند همکار، تفاوت دیدگاه بروز می کند. (در این مورد هم) این اتفاق افتاد و مابین سازمان ملل متحد و وزارت امورخارجه بطور مسالمت آمیز حل و فصل شد.

هر ساله چندین میلیون دلار از سوی سایر کشورها به امکان دسترسی به خدمات بهداشتی، اهداف آموزشی، معیشتی و نیز کمک جهت بازگشت داوطلبانه پناهندگان مستقر در ایران اهدا می شود، از سوی سازمان ملل چه سازوکاری برای نظارت بر روند تخصیص این وجوه در نظر گرفته می شود؟

کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهجویان، بزرگترین آژانس فعال سازمان ملل در ایران است که به نیاز کشور به پشتیبانی فنی پاسخ می دهد. فعالیت ها و تخصیص بودجه آن براساس تعدادی از اسناد و فرایندهای راهبردی منطقه ای و جهانی تبیین و اولویت بندی می شوند.

این اسناد عبارتند از اولویت های راهبردی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهجویان (۲۰۱۷-۲۰۲۰)، برنامه منطقه ای کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهجویان و ایران – راه حلهای راهبردی برای پناهجویان افغان (SSAR)، برنامه منطقه ای کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهجویان و ایران – بازپروری و راه حلهایی برای پناهجویان افغان در جنوب غرب آسیا و سرانجام، رایزنی های مستمر و جاری برنامه منطقه ای کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهجویان و ایران با دولت ایران.

علاوه بر این، نشست کمیته اجرایی کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهجویان (متشکل از نمایندگانی از کشورهای عضو سازمان ملل یا عضو هر آژانس متخصص در این حوزه) بعنوان هیئت حاکم بر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهجویان در سرتاسر جهان انجام وظیفه می کند.

این کمیته اجرایی یک جلسه سالانه را در نیمه اول اکتبر در ژنو تشکیل می دهد و مسئولیت ارائه مشاوره به کمسیر عالی جهت ایفای نقش خود، بازبینی کمک ها و برنامه ها، صدور مجوز به کمیسر عالی برای جمع آوری مبالغ و تصویب بودجه هدف دوساله از طریق عملیات میدانی را برعهده دارد. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز یکی از اعضای کمیته اجرایی است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.