سفیر جمهوری بنین در ایران: بنین را آزمایشگاه دموکراسی در آفریقا می دانند

سفیر جمهوری بنین در ایران: بنین را آزمایشگاه دموکراسی در آفریقا می دانند

جمهوری بنین کشوری در غرب آفریقا است که قبلاً «داهومی» نامیده می‌شد، این کشور با ۱۰ میلیون جمعیت از غرب با توگو، از شرق با نیجریه، از شمال با بورکینافاسو و نیجر همسایه است. این کشور در سال ۱۹۶۰ میلادی از فرانسه مستقل شده و اقتصاد این سرزمین وابسته به کشاورزی است. به منظور آشنایی بیشتر با روند تحقق دموکراسی در کشور بنین و روابط این کشور با ایران، با “دکتر عزیزو شابی ایمورو” سفیر بنین در ایران گفتگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

گفتگوی اختصاصی آوا دیپلماتیک با “دکتر عزیزو شابی ایمورو” سفیر جمهوری بنین در ایران

 کشور بنین چه مسیری را برای بدست آوردن استقلال خود از فرانسه طی کرد؟

استقلال داهومی که نام سابق بنین است، از طریق فرایند جهانی استعمار زدایی از بدنه آفریقای غربی فرانسوی صورت گرفت که توضیح آن طولانی و خسته کننده است.

درک من از این فرایند تاریخی به من این قدرت را می دهد که بگویم همه چیز به لطف تلاشهای بسیار زیاد ملی و میهنی انجام شد. نخست، کشاورزان محلی یا همان جهان روستایی، با بایکوت کردن نظام پرداخت کشاورزی و زراعتی که توسط استعمارگران بنا شد و یا با سرباز زدن از پرداخت مالیات کار را آغاز کردند.

سپس اقدامات سازمان یافته تری صورت گرفت که به سرعت به تمام غرب آفریقا سرایت کرد، بویژه اعتصاب های طولانی مدت کارکنان بندرگاهها و راه آهن بین سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۳۸ و ۱۹۴۷ و در نهایت، اقدامات روشنفکران که بیشتر آنان از معلمان بودند.

درباره مجاهدت روشنفکران می توان گفت که تلاششان در قالب اتحادیه های تجاری، باشگاههای پیشاهنگی، انجمن های دانشجویی و بویژه احزاب سیاسی از سال ۱۹۴۴ قوت گرفت.

همه این اقدامات سازمان یافته دولت فرانسه را وادار کرد تا نگاه دیگری به سیاست خود داشته باشد و مستعمره های خویش رها سازد.

بنین یکی از آنها بود که با اعلام استقلال در ۱ اوت ۱۹۶۰، به ریاست معلمی متعهد، هوبرت کوتوکو ماگا فقید آغاز به کار کرد.

بنین همواره شاهد کودتاها و تغییراتی در بدنه دولت بوده است. ارزیابی شما از نقش متیو کرکو در تحقق دموکراسی در بنین چیست؟

واقعیت این است که روزهای بعد از استقلال همواره توأم با بی ثباتی سیاسی بود که کودتا را می توان شاخصه آن محسوب کرد.

از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۲، کشور ۱۲ کودتا را تجربه کرد که پنج کودتا با موفقیت همراه بود که می شود به عبارتی، هر سال یک کودتای موفق!

آخرین کودتا همانی است که ژنرال فقید متیو کرکو را در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۲ به قدرت رساند؛ وی در آن زمان یکی از فرماندهان ارتش بود. آقای کرکو قدرت خود را تا سال ۱۹۸۹ و به لطف حکومت نظامی مارکسیستی البته با اعلام رسمی انقلاب مارکسیستی-لنینی با هیچکس تقسیم نکرد.

شایان ذکر است که رئیس جمهور کرکو می خواست انقلاب مردمی را بدور از هرگونه وابستگی خارجی بنا کند، اما بعد از شکوهی چندساله، انقلاب ضعف خود را در اواخر دهه ۱۹۸۰ و به دلیل بحران بی سابقه اقتصادی و اجتماعی نشان داد.

این بحران آقای کرکو را مجبور کرد تا نشستی تاریخی را در فوریه ۱۹۹۰ برگزار کند و همه نیروهای پویای ملی از جمله آوارگان را گرد هم آورد. در طول این نشست، بنین انقلاب مارکسیستی-لنینی خود را کنار گذاشت و نظام دموکراسی چند حزبی را پیش گرفت.

چرا آقای کرکو تفکر مارکسیستی را پس از بحران مالی در کشور کنار گذاشت؟

به نظر من در گذر زمان، تفکر مارکسیستی محدودیت خود را نشان داد. بسیاری از روشنفکران از آن اطلاعی نداشتند و رئیس جمهور کرکو از هر فرصتی استفاده می کرد تا به آنها یادآوری کند که روشنفکرانی منحط هستند.

در همان زمان، اختلاسهای بسیاری از مقامات بلندپایه رژیم را درگیر کرد که این خود، برخلاف موازین ایدئولوژیک توسعه بود. همه اینها بلافاصله به ورشکستگی و بحران اقتصادی با عواقبی نظیر ماهها عدم پرداخت حقوق به کارگران منجر شد و پس از آن، اعتصاب، قیام مردم و گسترش تظاهرات علیه قدرت، بویژه در کوتونو، رخ داد.

رئیس جمهور کرکو که انسان بسیار متواضعی بود، گزینه دیگری بجز گوش فرادادن به مردم خود و برگزاری اجلاس برای اتخاذ راهبردی دیگر نمی دید.

دیدگاه شما راجع به تاثیر کنفرانس ملی بنین در گذر از دیکتاتوری به مردم­سالاری چیست؟

این کنفرانس میعادگاه نهایی و اصلی ما برای بحث درباره مسایل سیاسی بود و همه به موفقیت آن شک داشتند. از ابتدای ماجرا، نمی شد مطمئن بود که آیا در چنین زمان اندکی می توان به راه حل هایی برای مشکلات فراوان کارگران دست یافت یا خیر؛ حتی نمی دانستیم که رژیم دیکتاتور نتیجه نشست را قبول خواهد کرد یا نه.

البته همه چیز در صلح و آرامش تمام شد و ما در مدت کوتاهی از دیکتاتوری به دموکراسی رسیدیم، آنهم بدون آنکه نقش آفرینان سیاست را تغییر دهیم. همه آنان با یکدیگر گفتگو کردند و یکدیگر را بخشیدند. این نبوغ بنین است و مردم بنین از آن بسیار خشنود هستند.

آیا قبل از تشکیل کنفرانس ملی بنین، برگزاری چنین کنفرانسهایی در کشورهای آفریقایی برای بهبود دموکراسی مرسوم بود؟

در آفریقا، بویژه در بخش فرانسوی زبان آن، بنین نخستین کشوری بود که چنین اقدامی انجام داد. به همین دلیل است که آن را لابراتوار دموکراسی می خوانند.

 سایر کشورها از تجربه بنین الهام گرفتند و نشست های ملی را با توفیقات کمتر یا بیشتر برگزار نمودند که می توان از این قبیل به کشورهای گابن، کنگو، مالی، توگو، نیجر و…. اشاره کرد.

آقای سوگلو تا سال ۱۹۹۶ قدرت را در دست داشت. چرا مردم بر این باور بودند که کشورشان به امریکایی ها فروخته شده است؟

انتقادات شدیدی از سوی جناح مخالف به رژیم رئیس جمهور سوگلو وجود داشت. همانطور که می دانید، ایشان اقتصاددانی برجسته هستند و پیش از بازگشت به کشور، از مدیران بانک جهانی در واشنگتن بودند. اقامت وی در ایالات متحده منجر به شکل گرفتن روش کشورداری و رویکرد لیبرال او به توسعه شده بود. حتی در سخنرانی هایش، براحتی می توانستیم ارجاع به تجربیات آمریکایی ها را ببینیم.

واضح بود که با در دست گرفتن قدرت، ایشان با کمک گرفتن از نهادهای برتون وود، بویژه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول می توانستند شاخص های کشور که همه در وضعیت بحرانی بودند را بهبود ببخشد. تمرکز وی بیشتر بر شاخص های اقتصاد کلان بود. به عقیده من، ضعف حکومت او در بافت اجتماعی و عدم انعطاف پذیری شدید وی در اعمال اصلاحات بود.

رئیس جمهور سوگلو خودش حکایتی را تعریف می کرد که وقتی در حال سنگفرش کردن خیابان های کوتونو بود (و این حرکت را از شاخصهای توسعه می دانست)، مردم شهر سریعاً می گفتند: «آیا قرار است سنگفرش ها را بخوریم؟»

چرا مردم می خواستند کرکو را یک بار دیگر انتخاب کنند؟

همانطور که می دانید، کرکو شخصیتی رمزآلود است؛ یک دولتمرد واقعی.

من شخصا فکر می کنم وی دارای ویژگی هایی بود که بیشتر رقیبانش فاقد آنها بودند. او متواضع، میانه رو و شنونده حرف مردم بود و ارتباط خوبی با همکارانش داشت، به نحوی حتی وقتی از قدرت کنار رفت، به او وفادار ماندند.

این ویژگی ها در بافت بنین بنیان هر برنامه سیاسی را شکل می دهند. کرکو حزب سیاسی نداشت و هیچگاه خود را متعلق به منطقه، قومیت یا دین خاصی نمی دانست. کرکو کشور را به مثابه یک بدنه ملی می دید و همین امر باعث شد مردم در سالهای متمادی دیکتاتوری وی و رکود اقتصادی سالهای پایانی دهه ۸۰ را ببخشند. حضور گسترده جمعیت بنین برای ادای احترام به وی در دسامبر ۲۰۱۵ شاهدی بر این ادعاست.

ریاست جمهوری بانی یایی در آوریل ۲۰۱۶ به پایان رسید. بنین شاهد چه پیشرفت هایی در سیاست خارجی در دوران او بود؟

در آوریل ۲۰۱۶، رئیس جمهور بانی یایی دوران ریاست جمهوری اش را تکمیل کرد.

در دوران حضور او در مسند ریاست جمهوری، پیشرفت های شاخصی در سیاست خارجی کشور رخ داد. در سال ۲۰۱۲، آقای بانی یایی از سوی همتایانش به ریاست اتحادیه آفریقا انتخاب شد. از سال ۲۰۱۳، وی به عنوان ریاست اتحادیه اقتصادی و پولی کشورهای غرب آفریقا برگزیده شد. البته از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵، کشور ریاست سازمان هماهنگی کشورهای توسعه نیافته را عهده دار شد.

همه این نهادها بنین را قادر ساختند تا به عنوان صدای کل آفریقا در بسیاری از همایش ها و تریبون های بین المللی نظیر سازمان ملل، گروه ۸ و گروه ۲۰ حرف خود را بزند. رهبری که توسط ریاست جمهوری در همه این موقعیت ها به نمایش گذاشته شد، از سوی همگان مورد تقدیر قرار گرفت و هنوز هم برای حل و فصل مسایل منطقه ای، بخصوص حل مشکلات امنیتی و منازعات آفریقا خواهان دارد.

آقای بانی یایی همچنین همکاری میان بسیاری از کشورهای دوست را تقویت کردند و گشایش سفارت ما در تهران، پایتخت کشور بزرگ و زیبای شما، شاهد زنده این داستان است.

چه چشم اندازی پیش روی ریاست جمهوری آقای پاتریس تالون و قدرت یافتن وی در حوزه سیاست خارجی کشور قرار دارد؟

رئیس جمهور پاتریس تالون اصلاحات گسترده ای به هدف اطمینان از تاثیر کشور و نیز بسیج منابع خارجی جهت توسعه آن اعمال کرد. کمیته فنی هم اکنون در حال تعریف راهبردها برای همکاری های دوجانبه و چندجانبه پویاتر است و چشم انداز خوب به نظر می رسد.

چند سال پیش، دپارتمان خاورمیانه در وزارت امورخارجه بنین تاسیس شد. به عنوان کسی که در آن بخش فعالیت داشته است، جایگاه کشورهای حوزه خلیج فارس را در سیاست خارجی بنین چگونه می بینید؟

همینطور است. در جولای ۲۰۱۲، رئیس جمهور دستوری مبنی بر سازماندهی مجدد و اساسی امور خارجه صادر کردند. یکی از این نوآوری ها تاسیس دپارتمانی بود که مسولیت کشورهای حوزه خلیج فارس و سازمان همکاری اسلامی بود.

این دپارتمان به مسایل مربوط به همکاری با کشورهای حوزه خلیج فارس و سازمان همکاری اسلامی از جمله بنین که از سال ۱۹۸۲ عضو آن بوده می پردازد.

من افتخار آن را داشتم تا در این دپارتمان از زمان تاسیس تا آغاز کارم به عنوان سفیر و مدیر کار کنم. ایده اصلی که باعث ایجاد این دپارتمان شد مربوط به کشورهای حوزه خلیج فارس و افزایش همکاری اثربخش با این بخش از جهان است که تعامل بسیاری از حیث فرهنگ و تاریخ با آفریقا داشته است.

روابط دیپلماتیک میان ایران و بنین به چه زمانی باز می گردد؟ چه فراز و فرودهایی در این روابط بوده است؟

روابط دیپلماتیک میان بنین و ایران در سپتامبر ۱۹۸۳ آغاز شد. در ابتدا و به مدت زیادی، این روابط صرفاً سیاسی بود. اما در سالهای اخیر، همکاری میان بنین و ایران به حوزه های بیشتری نظیر اقتصاد، تجارت، فرهنگ و فناوری گسترش پیدا کرده است.

به نظر من، تنوع حوزه های همکاری در کنار وجود چارچوب قانونی باعث به دست آمدن توافقات بسیاری شده که هم اکنون از دستاوردهای حائز اهمیت طرفین است. هرچند که چالش اصلی مشخصا به تحریمهای مالی و اقتصادی ایران بازمی گردد که هنوز هم علیرغم امضای توافق هسته ای وجود دارند.

ظرفیت های اقتصادی ایران تا چه اندازه برای کشورهای آفریقایی، بویژه بنین، شناخته شده است؟

پاسخ به این سوال نسبی است و به نظر من، این سوال را از ایران نیز می توان پرسید. کشورهای آفریقایی، از جمله بنین، شناخت کافی از ایران ندارند، همانطور که ایران ظرفیت های اقتصادی ما را نمی شناسد. آنچه کشورهای برادر آفریقایی از ایران می دانند مربوط به شجاعت مردم غیور ایران و دستاوردهای دیپلماتیک آنها در سالهای اخیر است.

البته بسیاری از ایرانیان ظرفیت های بنین را نمی شناسند. ما باید در هر دو سو همه تلاش خود را بکار گیریم تا اطلاعاتی از ظرفیت های طرفین بدست آید.

ما این مهم را به لطف خدا و از طریق دیدارهایی که با تجار ایرانی ترتیب می دهیم تحقق می بخشیم. در میان کشورهای آفریقایی، ما هم اکنون جلسات کاری را با دپارتمان عمومی آفریقا جهت تبیین اقدامات راهبردی در چارچوب همین اهداف برگزار کرده ایم.

در بنین، تعدادی طرح در دست اقدام است که یکی از سازمان های اجرایی شما برای برگزاری نمایشگاه تجارت ایران در بخشهای مختلف عهده دار آن است و مردم بنین از آن بسیار استقبال می کنند.

شما به عنوان یکی از نقش آفرینان حوزه رسانه، نقش مهمی در گسترش اطلاعات در آفریقا دارید و من قدردان شما هستم و شما را در راستای تحقق اثربخش این اتفاق تشویق می کنم.

پس از رفع تحریم ها علیه ایران، کدام حوزه های اقتصادی به نظر شما برای همکاری میان دو کشور مناسب هستند؟

پس از رفع تحریمها، حوزه های مورد نظر ما آنهایی هستند که چارچوب قانونی موردنیازشان مشخص شده است که بیشتر به انرژی، آب، مکانیزه سازی کشاورزی، زیرساخت، ساخت و ساز و تحقیقات معدنی مربوط می شود.

گروه مپنا هم اکنون در حال آماده سازی برای احداث دو نیروگاه گرمایی تولید برق با ظرفیت ۲X25 مگاوات در بنین است. با ادامه رفع تحریمها، ما همچنین اولویت خود را بر ارتقای واردات و صادرات میان دو کشور قرار خواهیم داد.

چه بازارهایی برای عرضه محصولات ایرانی وجود دارد؟ شرایط بازار برای عرضه کالاهای ایرانی را تا چه حد ثمربخش می دانید؟

در بنین، ما ۱۰ میلیون نفر جمعیت داریم و عضویت ما در سازمانهای منطقه ای نظیر اتحادیه پولی و اقتصادی کشورهای غرب آفریقا بدین معناست که سرمایه گذاری و داد و ستد با بنین یعنی شروع همکاری با بازاری بزرگی به ظرفیت ۲۰۰ میلیون خریدار. در همین دو بخش، وضعیت تعرفه های کاری به شدت مورد بررسی می باشد.

بندر کوتونو، در سالهای اخیر مورد توسعه و بازسازی قرار گرفته است و قوانین سرمایه گذاری که آزادی عمل مردم بنین و خارجیان و داد و ستد و امنیت سرمایه آنها را توسط دولت تضمین می کند نیز وجود دارد. همه اینها در کنار شرایط با ثبات و امنیت درون کشور بنین را قادر می سازند تا به عنوان بازاری مطلوب برای کالاها و شهروندان ایرانی ایفای نقش کند.

مهمترین اقلام صادراتی بنین شامل چه گزینه هایی می شود؟

پارچه کتان اصلی ترین کالای صادراتی ما است. ما همچنین بادام زمینی را صادر می کنیم که بنین صاحب ۱۲% از کل تولید جهانی آن است. البته تولید آناناس و منیوک (کاساوا) نیز سود قابل توجهی را در سالهای اخیر داشته اند.

بنین از چه ظرفیتی در حوزه استخراج نفت برخوردار است؟

پژوهشهای اخیر نشان می دهد که بنین دارای یک ذخیره نفتی است و اقدامات آتی برای بهره برداری از این ظرفیت و مقادیر موجود آن در دست اجرا است. البته باید بگویم که ظرفیت ذخایر نفتی ما مثل ایران نیست. منابع معدنی که استخراج می شوند نیز شامل طلا، آهن و سنگ آهک می شود.

با توجه به جایگاه بنین در حوزه ترانزیت دریایی میان کشورهای آفریقایی، فکر می کنید می تواند به پلی میان ایران و کشورهای غرب آفریقا بدل شود؟

به لطف جایگاه جغرافیایی خود، بنین دسترسی طبیعی به دریا و مناطق داخلی را براحتی دارد. در نتیجه، مدیریت بندر کوتونو ترانزیت منطقه را در ناحیه ساحل و صحرا، بویژه در مالی، نیگر، بورکینا، چاد و بویژه در کشور همسایه، نیجریه تسهیل می کند. قرار است که نقش منطقه ای بندر کوتونو با احداث خط آهن کوتونو-آبیجان بیش از پیش تقویت و پررنگ شود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*